کماکان.
رفتن به کانال در Telegram
اندکی اطمینان خاطر، برای وجود داشتن. t.me/HidenChat_Bot?start=957268736 @ToBeAlliive
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
275
مشترکین
+324 ساعت
+47 روز
+2430 روز
آرشیو پست ها
275
کمکم، دارم یاد میگیرم
که چگونه نبودنت را بنویسم
بی آنکه بخواهم اسمت را صدا بزنم.
دروغ چرا، گاهی نمیفهمم
این جوهر است که روی کاغذ میریزد،
یا اشک..
اما یک چیز را خوب میدانم
که هر واژهای که مینویسم،
داستانی دارد
که تو از آن بیخبری.
پس دلت را به نوشته هایم خوش نکن،
اغراق میکنم..
باور نکن
و برنگرد.
هالهی ماه
275
امشب ای ماه به درد دل من تسکینی
آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی
کاهش جان تو من دارم و من میدانم
که تو از دوری خورشید چهها میبینی
تو هم ای بادیهپیمای محبت چون من
سر راحت ننهادی به سر بالینی
هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک
تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی
همه در چشمه مهتاب غم از دل شویند
امشب ای مه تو هم از طالع من غمگینی
من مگر طالع خود در تو توانم دیدن
که توام آینه بخت غبارآگینی
باغبان خار ندامت به جگر میشکند
برو ای گل که سزاوار همان گلچینی
نی محزون مگر از تربت فرهاد دمید
که کند شکوه ز هجران لب شیرینی
تو چنین خانه کن و دلشکن ای باد خزان
گر خود انصاف کنی مستحق نفرینی
کی بر این کلبه طوفانزده سر خواهی زد
ای پرستو که پیامآور فروردینی
شهریارا اگر آیین محبت باشد
جاودان زی که به دنیای بهشت آیینی
275
اهواز آزار دهنده و گرم و عجیب غریبه
اما نمیدونید وقتی ازش دورم چقدر دلتنگ خودش و آدمای داخلش میشم
