fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

واژگان‌ِ‌ حل شده؛

واژگان‌ِ‌ حل شده؛

رفتن به کانال در Telegram

ردی از روزهایی که گذشتند؛ در قاب و کلمه. ‌ @VazhehBanbot :🦢

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
409
مشترکین
+1224 ساعت
-17 روز
-130 روز
آرشیو پست ها
بعضی‌ها در خلوت خودشان آن‌قدر به دنبال خورشید می‌دوند که آخرسر، ماه می‌شوند.
+1
بعضی‌ها در خلوت خودشان آن‌قدر به دنبال خورشید می‌دوند که آخرسر، ماه می‌شوند.

آن اوایل که جنگ شروع شد، ما فکر می‌کردیم خیلی زود تمام می‌شود. به خیالمان هم نمی‌رسید که هی جوان‌ها بروند و برنگردند، مردها سایه‌شان از سر زن و بچه‌هایشان کم شود و زن‌ها تلاش کنند قوی روی پا بمانند و بچه‌هایشان را دست‌تنها بزرگ کنند. ما بارها و بارها هر چیزی را که به فکرمان می‌رسید، پشت کامیون‌ها بار بزنیم و هر دفعه توی دلمان دعا کنیم دفعهٔ آخر باشد و خیلی زود شر جنگ از زندگی‌مان کم شود، ولی نشود و دوباره سبزی خشک کنیم و لباس بدوزیم و چشم به راه، بغضمان را فرو بخوریم و به هم دلداری بدهیم.
تنها گریه کن

مطمئنم اون روزایی که حفظ قرآن رو فشرده انجام می‌دادم، همش غر می‌زدم که سخت‌تر از حفظ قرآن چیزی وجود نداره. الان هر بار که می‌شینم پای این کتابا، هی یادم می‌افته چقدر اون موقع احمق بودم که همچین فکری می‌کردم. قرآن رو حتی اگه یه مدت هم مرور نکنی، یه جوری توی ذهنت می‌مونه و با یه تلنگر برمی‌گرده؛ ولی این کتابا... دو دقیقه می‌خونیشون، پنج دقیقه بعد انگار از اول هیچ‌وقت ندیدیشون. #احوالات

داشتم برای یکی خاطره تعریف میکردم که یادم اومد نهایت فحش بچگیم این بود که: تو آااااادمی😂. اونم تازه به پسر همسایمون که بی‌ادب بود میگفتم😂

از لحاظ روحی نیاز دارم شانس درِ خونم رو از جا بکَنه.

بعضیاهم از وطن پرستیشون فقط تتو زدن اسم [ ایران ] و [ وطن ] ، رو پوست بدنشونو بلدن. همین!!!!

چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی، چو هستی خوش باش
چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی، چو هستی خوش باش

جدیدا فهمیدم هر چقدر به خودت بیشتر سخت بگیری زندگی هم بهت سخت میگیره، ولی اگه شل بگیری بیشتر باهات راه میاد.

برعکس خیلی‌ها که از متن‌های بلند فراری‌اند، من همیشه مجذوب آدم‌هایی می‌شوم که بلدند طولانی بنویسند؛ نه صرفاً طولانی، بلکه آن‌قدر روان و حساب‌شده که انگار کلمات برایشان نفس می‌کشند. آدم‌هایی که احساساتشان را لایه‌لایه روی صفحه می‌ریزند، بی‌آنکه متن از ریتم بیفتد یا جمله‌ای بی‌دلیل وسط راه جا بماند. دوست دارم ببینم چطور با واژه‌ها بازی می‌کنند، چطور از دل یک حس ساده، جهانی می‌سازند که می‌شود ساعت‌ها در آن قدم زد. شاید دلیلش این باشد که خودم نقطه‌ی مقابلشانم. نه اینکه چیزی برای گفتن نداشته باشم؛ اتفاقاً گاهی آن‌قدر حرف و احساس درونم جمع می‌شود که خودم هم از حجمش خسته می‌شوم. فقط بلد نیستم آن‌ها را به همان وضوحی که حسشان می‌کنم، به کلمه تبدیل کنم. #یادداشت

+3
-دهه‌ اولم گذشت؛

یه روز برای آخرین‌بار خونه بالشتی درست کردیم در حالی که نمیدونستیم آخرین باره...
یه روز برای آخرین‌بار خونه بالشتی درست کردیم در حالی که نمیدونستیم آخرین باره...

الان بهترین وقتیه که پسرداییم بیاد و یورتمه بره رو مخم. میتونه به بهانه فوتبال و کسایی که هیچی ازشون نمیدونم کلی بهم اطلاعات الکی بده جغله بچه گوگولی.

مامان میگه : فاطمه خیلی قشنگ بلدی حفظ ظاهر کنی. حتی منی ک مادرتم بعضی وقتا نه میفهممت نه میتونم کاری بکنم خیلی بده ، خیلی ...

نماینده اتفاقات زندگیم : سید:)! توضیح اضافه‌ای هم لازم نیست.
+1
نماینده اتفاقات زندگیم : سید:)! توضیح اضافه‌ای هم لازم نیست.

حالم حال ۵ صبح ۱۰ اسفند.