Hayatemiy
رفتن به کانال در Telegram
یوگینی ام ،زیاد سفر میکنم ،میدوم، میخندم و گیاه قلمه میزنم تا حس کنم زنده ام🌱 چنل موزیکم: https://t.me/hayatplaylist جهت ارتباط : @ItsHayatbot t.me/HidenChat_Bot?start=692437560
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
226
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+87 روز
-430 روز
آرشیو پست ها
225
انگار نمیشه پاییز و دوست نداشت صدای گنجشگا با خنکی هوا
شهریور همیشه پر از استرس شیرینه همه وصال های ادم های زندگیم تو شهریوره
225
همین دقیقاً همون چیزیه که آدمو بین خواستن و ترسیدن گیر میندازه.
وقتی دلت پر از نیاز به محبت و نزدیکی باشه، اما ذهنت مدام یادت بیاره که عشق میتونه زخم هم بزنه.
این تضاد مثل یه طنابکشی میشه؛ یه سمتت دنبال آغوش و آرامشه، سمت دیگهت دنبال دیوار کشیدنه.
آدم میمونه بین اینکه ریسک کنه و عاشق بشه، یا امن بمونه و تنها.
شاید عشق مثل دریا باشه؛ همیشه آدم میدونه ممکنه غرق بشه، ولی باز وسوسه میشه پا بذاره توی آب، چون هیچچیز مثل لمس موجاش زندهت نمیکنه
225
یه جایی توی کتاب فرندز اقای متیو نوشته بودن که : به عشق نیاز دارم، اما بهش اعتماد ندارم.
همین دقیقا
225
حتما
اما اینم باید بگم من این وسط صاحب تریبون هستم و میتونم تجربه خودم رو به عنوان یک فرد بگم حرف های من میتونن نسبی درست یا غلط باشن ☕️
225
میشه اگه تایم داشتی راجب این موضوع بیشتر توضیح بدی
چون سوشال مدیا الان پررنگ ترین نقشو تو زندگی هممون داره
225
اینفلوئنسرا خودشون در چرخه سوگیری چیزهای مختلف نقش دارن میتونن ترند هارو مشخص کنن چون امتیاز دیده شدن توسط جامعه مقبول رو دارن
حتی چیزهای اشتباه ، غلط و حتی مضر
225
پس اگه بخوای واسه کاری یا چیزی ایده بگیری
چیکار میکنی؟
چون معمولا اینفلوئنسرا آپدیت ترین کار هارو میکنن
225
باید بپذیریم خواه ناخواه تصمیمات کوچولو ما تاثیر میذاره روی زندگیمون و من شخصا علاقم نیست دنبال کردن ادما ربطی به این موضوع هم نداره مدلم نیست که فالو کنم
اگه پیجی خیلی بدردم بخوره سیو میکنم مطالبشو یا یادداشت میکنم یه جا (خیلی نرد طور )
225
من تو اینستاگرام شخص خاصی و دنبال نمیکنم جز پیجای شخصی نظری هم ندارم
فالو کردن ادما خوبه تا جایی که سعی نکنیم به اجبار نسخه مشابهشون بشی 💕
225
حیات زیبا نظرت راجب سبک زندگی کوثر محمدی تو اینستا چیه؟
به نظرت تا این حد ادایی بودن خوبه؟
225
«اما حالا دیگر نه، عصبانی نیستم. عصبانیت و اساساً هر شدتی مال آدمهای اُمیدوار است و گاه ساده لوح. مال آن زمانم بود که تنها لباس جاماندهات در خانهام هنوز بوی تن تو را داشت و من دیوانهوار میخواستم تا زمانی که تو برمیگردی بویت را در میان تارو پودش نگه دارم. مانند نگاه داشتن آبی در مشت که از لای انگشتان میچکد.
حالا اما دیگر عصبانی نیستم از اینکه تو آنهمه ترسو بودی.»
