دُژَم🪐
رفتن به کانال در Telegram
و من، مصمم در سبز زیستن در انسانِ بهتری بودن در انسانِ بهتری شدن 💚🪴
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
280
مشترکین
-224 ساعت
-47 روز
+630 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
ابر برچسبها
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+5
در 0 کانالها
اوت '26
+52
در 3 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+56
در 6 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+70
در 4 کانالها
Get PRO
مه '260
در 7 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+105
در 4 کانالها
Get PRO
مارس '260
در 2 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+2
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+4
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '250
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+1
در 2 کانالها
Get PRO
اکتبر '250
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '250
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '25
+1
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '250
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+2
در 0 کانالها
Get PRO
مه '250
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+7
در 2 کانالها
Get PRO
مارس '250
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '250
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '250
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+35
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 15 سپتامبر | 0 | |||
| 14 سپتامبر | +2 | |||
| 13 سپتامبر | 0 | |||
| 12 سپتامبر | 0 | |||
| 11 سپتامبر | +1 | |||
| 10 سپتامبر | 0 | |||
| 09 سپتامبر | +1 | |||
| 08 سپتامبر | +1 | |||
| 07 سپتامبر | 0 | |||
| 06 سپتامبر | 0 | |||
| 05 سپتامبر | 0 | |||
| 04 سپتامبر | 0 | |||
| 03 سپتامبر | 0 | |||
| 02 سپتامبر | 0 | |||
| 01 سپتامبر | 0 |
پستهای کانال
دوستم میگفت: "تو که همهچیزت آماده است، راهی پیدا کن که بیایی."
گفتم: " بله، من همهچیزم آماده است؛ فقط یک چمدان کم دارم. یک چمدان برای چیزهایی که میخواهم با خودم ببرم. آن کتابهایی که بابا برایم خریده را ببرم، بابا را ببرم. لباسهایی که مامان برایم گرفته را ببرم، مامان را ببرم. آن دیوارکوبی که یگانه برایم درست کرده بود را ببرم، یگانه را ببرم. خانهی قریه را ببرم، بابابزرگ را ببرم. خاکی که مادربزرگ در آن خوابیده را ببرم، خاکم را ببرم. آن شالی که دوستم برایم گرفته را ببرم، دوستم را ببرم... میبینی؟ همهچیزم آماده است. من فقط یک چمدان کم دارم."
| 2 | دوستم میگفت: "تو که همهچیزت آماده است، راهی پیدا کن که بیایی."
گفتم: " بله، من همهچیزم آماده است؛ فقط یک چمدان کم دارم. یک چمدان برای چیزهایی که میخواهم با خودم ببرم.
آن کتابهایی که بابا برایم خریده را ببرم، بابا را ببرم. لباسهایی که مامان برایم گرفته را ببرم، مامان را ببرم. آن دیوارکوبی که یگانه برایم درست کرده بود را ببرم، یگانه را ببرم. خانهی قریه را ببرم، بابابزرگ را ببرم.
خاکی که مادربزرگ در آن خوابیده را ببرم، خاکم را ببرم. آن شالی که دوستم برایم گرفته را ببرم، دوستم را ببرم... میبینی؟
همهچیزم آماده است. من فقط یک چمدان کم دارم." | 1 |
| 3 | ولی من حتی اگر بدانم فردا جهان متلاشی خواهد شد، باز هم درخت سیبم را میکارم. | 38 |
| 4 | با خنده و شادی موتور یک خانم خارجی را میشویند و برایش نوکری میکنند، اما زن افغان را از ابتداییترین حق زندگی محروم میکنند و در خانه حبسش میکنند.
تف به این همه بیشرمی و بیوجدانی! | 70 |
| 5 | افغانستان فقط داستان زنانی نیست که از حق انتخاب و امنیت محروم ماندهاند؛ مردان نیز در این سالها بار سنگین ترس، تحقیر و بیاختیاری را به دوش کشیدهاند. خشونت، وقتی وارد زندگی مردم میشود، زن و مرد نمیشناسد؛ فقط شکل آسیبش متفاوت است.
«کوههای بامیان زیر نور» نوشته آقای موسوی، از همین زخم مشترک میگوید؛ از جایی که یک زندگی شخصی هم از دخالت و خشونت در امان نمیماند و انسان برای اثبات ابتداییترین حق خود، باید در برابر قدرتی بیپاسخ بایستد.
تلخترین بخش ماجرا فقط خشونت نیست؛ این است که انسانها شاهد شکستن یکدیگر میشوند و یاد میگیرند سرشان را پایین بیندازند و عبور کنند.
از این سر گذشتها بخوانید ولی به آن عادت نکنید، چون این حق ما نیست:
https://raiwrite.com/stories/kohehaye-bamiyan-zir-noor | 90 |
| 6 | Sarzamine Maa - Daal Band.mp3 | 78 |
| 7 | آینده را دگر غمِ ناخوردهای نماند...
|حسین جنتی| | 85 |
| 8 | شما فکر میکنید مسافرتِ تنهایی بهترین چیز دنیاست، تا وقتی که واقعاً تنهایی مسافرت میکنید. | 87 |
| 9 | بدون متن... | 98 |
| 10 | چطور میتوانیم انسانها را قضاوت کنیم، وقتی نمیدانیم در لحظهی انتخاب، چه گزینههایی پیش رویشان بوده است؟ | 97 |
| 11 | دختر کنار دستم دارد زار میزند. من که تازه وارد شدم و کنارش نشستم، بهشدت نگران حالش هستم. به اطراف نگاه میکنم که آیا همراهی دارد؟ یا آیا کسی هست که کمکش کند؟ خب، نخیر. پس دستمال کاغذی به او میدهم و میپرسم که آیا کمکی میتوانم بکنم؟ خانم که تازه متوجه حضور من شده، دستمال کاغذی را میگیرد. دماغش را پاک میکند و میگوید:
«به مرد جماعت اعتماد نکن.»
همین. و بعد دوباره زار میگرید. | 120 |
| 12 | شما وقتی قدرت انتخاب پوشش خودت را داری، احساس قدرت بیشتری میکنی. | 106 |
| 13 | به دربند از ۱۰، ۷ میدهم. بیشتر بهخاطر باران خوبی که زد و هوای خنکی که داشت. ۳ نمره کم شده چون هم شلوغ بود و هم فضای توریستی و تجاریاش زیاد بود. فکر میکنم اگر خلوتتر بود، بیشتر دوستش میداشتم. | 116 |
| 14 | افتادگی آموز اگر طالب فیضی
هرگز نخورد آب، زمینی که بلند است!
شاعر: ناشناس | 121 |
| 15 | بدنمند شدن اندیشه، سرآغاز بودنش است. فکر تا زمانی که فقط در ذهن میلولد، خیلی شانهبهشانهٔ وهم مینشیند. اما وقتی که کتابتش میکنید، انشایش میکنید و روی کاغذ میآورید، دیگر تبدیل میشود به یک اثر. اثری که میتواند نقد شود، میتواند توسعه پیدا کند، میتواند کاشته شود و در آینده سبز شود.
پادکست انسانک | اپیزود ۲۳ | برای آرزوهایت | 121 |
| 16 | میفهمند که با همه کتابسوزیها و سانسورها و داغ و درفشهاشان گره بر باد میزنند. میتوانند در کوتاه مدت "دستنوشتهها" را به گمان خود بسوزانند. اما دیر یا زود"دستنوشته" از زیر غبار کتمان و خفقان بیرون میآید و جایگاهش را در جهان ادب و اندیشه پیدا میکند.
ص _ ۸
مرشد و مارگاریتا
اثر: میخائیل بولگاکف | 124 |
| 17 | پیام صوتی | 122 |
| 18 | وای بارانه دربند. | 129 |
| 19 | «لحظهها را دریاب چشم فردا کور است»
|فروغ فرخزاد| | 143 |
| 20 | قطعاً هوای هرات تمیزتر از تهران است.
نیمی از آلودگی تهران را هم باید پای سیگارکشیدن مردمش گذاشت؛
و عجیب اینکه این حجم از دود و آلودگی برایشان کاملاً عادی شده است. در صورتی که من مدام سرفه میکنم. | 156 |
