fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

ᅠ هتل دلونا

ᅠ هتل دلونا

رفتن به کانال در Telegram

ㅤShe loved listening to other people's stories, it allowed her to cry over someone else's sadness when she could no longer identify her own...

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
270
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
ㅤㅤㅤکانسپت هالووین
ریشه‌های اصلی هالووین رو به جشن باستانی سلت‌ها به نام 𝖲𝖺𝗆𝗁𝖺𝗂𝗇 برمیگرده؛ جشنی که بیش از دو هزار سال پیش در بخش‌هایی از ایرلند، بریتانیا و مناطق دیگه‌ای از اروپا برگزار میشد. برای سلت‌ها، پایان اکتبر فقط به معنی تموم‌شدن فصل برداشت محصول نبود؛ بلکه پایان فصل روشن و آغاز دوره‌ای تاریک، سرد و سخت از سال محسوب میشد. اول نوامبر آغاز سال جدید در تقویم سنتی اون‌ها بود و شب قبلش، یعنی ۳۱ اکتبر، اهمیت ویژه‌ای داشت. بر اساس باورهای اون دوران، در شب سامهین مرز بین دنیای زندگان و مردگان کم‌رنگ میشد و ارواح مردگان و موجودات ماورایی می‌تونستن وارد دنیای انسان‌ها بشن. مردم برای این شب آتش روشن می‌کردن، دور آتش جمع میشدن و در بعضی مناطق لباس‌هایی از پوست حیوانات یا پوشش‌های مخصوص می‌پوشیدن؛ احتمالا با این هدف که خودشون رو از ارواح پنهان کنن یا اون‌ها رو دور نگه دارن. همچنین در برخی سنت‌ها، برای موجودات ماورایی غذا هم کنار گذاشته می‌شد. روز اول نوامبر به مناسبت بزرگداشت قدیسان اختصاص پیدا کرد و شب قبل از اون با نام 𝖠𝗅𝗅 𝖧𝖺𝗅𝗅𝗈𝗐𝗌’ 𝖤𝗏𝖾 شناخته شد؛ عبارتی که به‌مرور زمان کوتاه‌تر شد و به واژه‌ی 𝖧𝖺𝗅𝗅𝗈𝗐𝖾𝖾𝗇 رسیده و اسم هالووین اینطوری شکل گرفته شده. با مهاجرت گسترده ایرلندی‌ها و اسکاتلندی‌ها به آمریکا در قرن نوزدهم، سنت‌های اروپایی هم به آمریکای شمالی راه پیدا کردن و به‌مرور با فرهنگ محلی اون ها ترکیب شدن در آخر هم به شکل امروزی در اومدن. حالا بریم سراغ داستان کدوهای نارنجی با صورت‌های خندانی که ترسناک بنظر میرسه، که یکی از نمادهای اصلی هالووینه. باید اینو بگم که در شکل‌گیری این سنت، کدو اصلا انتخاب اول مردم اروپایی نبود. در قدیم، مردم ایرلند شلغم رو حکاکی می‌کردن و داخلش شمع می‌ذاشتن تا ارواح سرگردان رو دور کنن و از خودشون در برابر ارواح شیطانی محافظت کنن. مهاجران ایرلندی در آمریکا این رسم رو هم با خودشون بردن، اما چون کدو در آمریکای شمالی فراوان‌تر و حکاکی‌کردنشون راحت‌تر بود، کدو جای اون سبزیجات رو گرفت. کاستوم پوشیدن هالووین به اینکه در قدیم مردم لباس‌های مبدل می‌پوشیدن برای شبیه‌شدن به موجودات ماورایی و این کار رو راهی برای دور نگه‌داشتن ارواح یا پنهان‌کردن هویت انسان‌ها در برابر اون موجودات ماورایی تصور میکردن
خب بریم سراغ ماجرای اینکه چرا توی هالووین بچه ها به خونه های مختلف سر میزنن و شکلات میگیرن؟ سنت امروزی 𝖳𝗋𝗂𝖼𝗄-𝗈𝗋-𝖳𝗋𝖾𝖺𝗍𝗂𝗇𝗀 از ترکیب چند رسم قدیمی به وجود اومده؛ از جمله 𝖲𝗈𝗎𝗅𝗂𝗇𝗀 و 𝖦𝗎𝗂𝗌𝗂𝗇𝗀 در بعضی از این رسم‌ها، افراد در ازای دریافت غذا یا پول، دعا می‌کردن، آواز می‌خوندن یا نمایش کوتاهی اجرا می‌کردن. با گذشت زمان، این سنت‌ها تغییر کردن و به شکلی از رفتن خانه‌به‌خانه برای گرفتن خوراکی تبدیل شدن. در (𝖲𝗈𝗎𝗅𝗂𝗇𝗀) مردم، به‌ویژه کودکان و فقرا، در روزهای مربوط به یادبود مردگان به خانه‌ها می‌رفتن و در ازای دعا کردن برای روح در 𝖦𝗎𝗂𝗌𝗂𝗇𝗀 (گایزینگ): رسم قدیمی اسکاتلندی و ایرلندی که در اون افراد، به‌خصوص کودکان، با لباس و چهرهٔ مبدل به خانه‌ها می‌رفتن و در ازای اجرای شعر، آواز یا حقه‌ای کوچک، خوراکی دریافت می‌کردن. در اوایل قرن بیستم، زمانی که فرهنگ هالووین اروپایی ها رو به آمریکا رسیده بود، در اوایل در بعضی مناطق آمریکا با شیطنت‌های خیابانی، شوخی‌های دردسرساز و حتی خرابکاری و اتفاقات ناخوشایند همراه شده بود. و چون خانواده‌ها و جوامع محلی می‌خواستن این شب رو به فعالیتی امن‌تر و قابل‌کنترل‌تر برای کودکان تبدیل کنن، به بچه ها گفتن که فقط به خانه های محله خودشون سر بزنن و جای دورتری نرن. در دهه‌های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ این رسم به‌تدریج شکل منظم‌تری پیدا کرد و بعد از جنگ جهانی دوم، به‌خصوص در دهه‌ی ۱۹۵۰، در آمریکا بسیار فراگیر شد. خوراکی‌هایی که بچه‌ها در گذشته می‌گرفتن، الزاما شکلات نبودن؛ میوه، آجیل، شیرینی، سکه و حتی خوراکی‌های خونگی هم جزوشون بودن.
یه چیزی رو هم میخواسنم به متن اضافه کنم درمورد کاستوم هالووین، اینکه آدما لزوما مجبور نیستن یه کانسپت ترسناک برای کاستوم هالووین خودشون انتخاب کنن، ممکنه بعضی‌ها ترجیح بدن به‌جای موجودات ماوراءالطبیعی، لباس شخصیت‌های محبوبشون از فیلم‌ها، سریال‌ها و بازی‌ها رو بپوشن یا حتی استایل یه بازیگر یا سلبریتی معروف رو بازسازی کنن. این کار بیشتر جنبه‌ی سرگرمی، ابراز علاقه به یک شخصیت یا ادای احترام به اون رو داره نه چیز دیگه ای.

sticker.webp0.00 KB

ᅠ ᅠ ᅠ ᅠ 𝖧𝖠𝖫𝖫𝖮𝖶𝖤𝖤𝖭 ᅠ ᅠᅠ 𝖺 𝗇𝗂𝗀𝗁𝗍 𝖻𝖾𝗍𝗐𝖾𝖾𝗇 𝗐𝗈𝗋𝗅𝖽𝗌 ᅠ ᅠ 𝖳𝗁𝖾𝗒 𝗌𝖺𝗂𝖽 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝗂𝗇 𝖧𝖺𝗅𝗅𝗈𝗐𝖾�
ᅠ ᅠ ᅠ ᅠ 𝖧𝖠𝖫𝖫𝖮𝖶𝖤𝖤𝖭 ᅠ ᅠᅠ 𝖺 𝗇𝗂𝗀𝗁𝗍 𝖻𝖾𝗍𝗐𝖾𝖾𝗇 𝗐𝗈𝗋𝗅𝖽𝗌 ᅠ ᅠ 𝖳𝗁𝖾𝗒 𝗌𝖺𝗂𝖽 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝗂𝗇 𝖧𝖺𝗅𝗅𝗈𝗐𝖾𝖾𝗇'𝗌 ᅠ ᅠ ᅠ 𝗇𝗂𝗀𝗁𝗍 𝗍𝗁𝖾 𝗏𝖾𝗂𝗅 𝗀𝗋𝗈𝗐𝗌 𝗍𝗁𝗂𝗇. ㅤㅤ ⎯⎯⎯⎯ ི⏝ ིྀ‌⎯⎯⎯⎯
توی این پست میخوام درمورد اینکه هالووین چه جوری بوجود اومده و علت کاستوم پوشیدن و کدوهای کنده کاری شده توی هالووین چی بوده براتون صحبت کنم

sticker.webp0.00 KB

‌‌ ㅤ‌ ㅤ‌⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌‌ ㅤ‌ ㅤ‌

ㅤㅤㅤ𝖥𝖺𝗂𝗋𝗒 | داستان پࢪی ها
خب بریم سراغ فولکلور مورد علاقه ی خودم این فولکلور یکی از معروف‌ترین فولکلور های ایرلندیه گفته شده که یه سری موجودات آسمانی بودن که به اون ها نظاره گر میگفتن، این موجودات زندگی و مرگ انسان هارو از بالا تماشا میکردن و فقط هم وظیفه اشون همین تماشا کردن بوده و گفته شده مراقبت از بالا بوده اما یه روز یکی از اون نظاره گر ها به یه انسان علاقمند میشه و از آسمون میاد روی زمین و وارد زندگی اون فرد میشه و بهش ابراز علاقه میکنه و اونا باهم وارد رابطه میشن وقتی بقیه نظاره گر ها هم میبینن که رابطه ای قشنگی بین این دوتا شکل گرفته، بعضی از اون ها ترغیب میشن که اون ها هم از آسمون دل بکنن و بیا و زندگی روی زمین رو تجربه بکنن و این‌طوری برای یه مدت یه همزیستی بین دو گونه انسان و اون نظاره گرها بوجود میاد بچه ای که حاصل از پیوند این دو گونه به وجود میاد، که اون میشه «𝖥𝖺𝗂𝗋𝗒» و اون بچه برعکس انسان ها و اون نظاره گر ها، موجودی سیاه و زشت بوده وقتی که اون بچه رشد کرد شکل ظاهری اون بچه حتی هولناک تر هم شد‌. اون قد بسیار بلند داشته گفته شده که از دومتر به بالا بودن دستا و پاهای اون موجود بسیار کشیده و نا هنجار بوده اما چیزی که باعث عجیب تر شدن این موجود بود، فقط ظاهرش نبود؛ بلکه رفتارش بود. اون بچه شکل مشخصی نداشت و میدونست شکل ظاهری خودش رو با تقلید از بقیه موجودات تغییر بده. شایدم دیلل این موضوع این بود که اون بچه نه کاملا به جهان انسان‌ها تعلق داشت و نه به جهان نظاره‌گرها. حاصل پیوند دو موجود از دو جهان متفاوت بود؛ موجودی بود که وجودش می‌تونست مرز بین این دو دنیا رو بهم بریزه، ممکنه که به همین دیل بوده باشه که میتونسته شکل ظاهری خودش رو تغییر بده مدتی بعد، بعد از به وجود اومدن اختلافاتی بین دو گونه انسان و نظاره گر ها دو گروه سعی کردن چاره ای برای حل این موضوع پیدا بکنن اما به هیچ نتیجه ای نرسیدن برای همین تصمیم گرفته شد که زندگی خودشون رو از هم جدا کنن و درمورد اون بچه های حاصل از پیوند این دو گونه هم چون نه نظاره گر ها میتونستن اون بچه ارو با خودشون به آسمون ببرن نه گروه انسان ها قبول کردن مسئولیت اون بچه ارو برعهده بگیرن، چون انسان ها از ظاهر هولناک اون بچه ها میترسیدن، سرانجام اون هارو طرد کردن و توی جنگل تنهاشون گذاشتن اینطوری شد که سرنوشت این دورگه‌ها نامعلوم موند. تصور میشد نسلشون منقرض شده باشه. اما با گذشت نسل‌ها، اون موجودات توی جنگل به زندگی خودشون ادامه دادن. گفته شده که اون ها به دلیل اینکه پوستشون نسبت به نور خورشید حساسه فقط بعد غروب خورشید بیرون میان و در روز، زیر زمین به زندگی خودشون ادامه میدن نسل بعدی اون موجودات، بخشی از جنگل رو به تصرف خودشون درآوردن و اگه کسی وارد اون بخش از جنگل که برای اونهاست وارد بشه، دیگه نمیتونه ازش خارج بشه مگه اینکه راه رودخونه ارو پیدا کنه چون تنها راه خروج از جنگل پری ها فقط همونه. پری ها به دلیل اینکه انسان ها اونارو طرد کردن، از انسان ها متنفرن و ازشون کینه دارن گفته شده که اگه اونا انسانی رو ببینن به هیچ وجه بهش رحم نمیکنن و به بدترین شکل به قصد انتقام بهش آسیب میزنن. پری موجودی بود که حاصل عشقی بود که نباید اتفاق می‌افتاد و یادآور شکسته‌شدن قانونی بود که قرار بود دو جهان رو از هم جدا نگه داره اما در نهایت به موجودی تبدیل شد که انسان همونطور که در اول اصرار داشت باید ازش بترسه و ازش دور بمونه.

photo content

sticker.webp0.00 KB

  ིྀ

sticker.webp0.00 KB

  ིྀ

sticker.webp0.00 KB

ممکنه بگید چرا داستان های افسانه های ژاپنی رو یه نویسنده ایرلندی نوشته و در جواب باید بگم که لافکادیو هرن (𝖫𝖺𝖿𝖼𝖺𝖽𝗂𝗈 𝖧𝖾𝖺𝗋𝗇) با اینکه ایرلندی بود، بخش مهمی از زندگی خودش رو در ژاپن گذروند و به یکی از شناخته‌شده‌ترین نویسندگان و گردآورندگان افسانه‌ها و باورهای عامیانه‌ی ژاپنی تبدیل شد. اون در سفرهاش به منطقه های مختلف ژاپن در مورد افسانه ها اطلاعات مختلف جمع آوری میکرد و اونهارو باز نویسی کرد و ازشون داستان های مختلف ساخت و از این طریق کتاب خودش رو نوشت. او در سال ۱۸۹۰ به ژاپن رفت، در سال ۱۸۹۶ تابعیت ژاپنی گرفت و نام کوییزومی یاکومو رو برای خودش انتخاب کرد. با زنی ژاپنی به نام ستسو کوییزومی ازدواج کرد و با فرهنگ و زندگی روزمره‌ی ژاپن پیوند عمیقی پیدا کرد. کتاب مشهورش، 𝖪𝗐𝖺𝗂𝖽𝖺𝗇، در سال ۱۹۰۴ منتشر شد. و با اینکارش به حفظ افسانه های ژاپنی کمک کرد.

ㅤㅤㅤ𝖳𝖾𝗄𝖾 𝖳𝖾𝗄𝖾 | テケテケبدن نصفہ ࢪوی ࢪیل
بین افسانه‌های شهری ژاپن، «تکِه‌تکِه» یکی از اون موجوداتیه که ترس از او با شنیدن یک صدا آغاز میشه؛ صدای برخورد دست‌ها یا آرنج‌هایش با زمین، وقتی در تاریکی به‌سمت قربانی خود حرکت میکنه. طبق روایت مشهور این افسانه، تکِه‌تکِه روح دختری جوونیه که در پی حادثه‌ای در نزدیکی خطوط راه‌آهن، نیمهٔ پایین بدنش رو از دست داده. در برخی نسخه‌ها، او قربانی سقوط روی ریل میشه و در برخی دیگه، مرگش با حادثه‌ای تلخ یا بولی شدن توسط همکلاسی هاش ارتباط داره. جزئیات زندگی این دختر توی گفته های مردم یکسان نیست، اما سرنوشتش در بیشتر روایت‌ها به روحی خشمگین و گرفتار بین مرگ و انتقام تبدیل میشه. گفته شده که بعد از تاریک‌شدن هوا، ممکنه اونو در نزدیکی ایستگاه‌های قطار، زیرگذرها یا خیابان‌های خلوت ببینی؛ موجودی نصفه با موهای بلند و چهره‌ای رنگ‌پریده که به‌جای راه‌رفتن، با دست‌هایش بدن خودش رو روی زمین حرکت میده. در بعضی روایت‌ها، فردی که برای اولین بار اونو می‌بینه، اول فکر با انسانی مجروح روبه‌رو شده و شاید بخواد نزدیک بشه یا بهش کمک کنه؛ اما قبل از اینکه فرصت انجام کاری رو پیدا کنه، متوجه میشه چیزی که روبروش قرار داره، یه آدم زنده نیست. «تکِه‌تکِه» با سرعتی غیرطبیعی و سریع حرکت می‌کنه. فاصله‌ای که در ابتدا میان او و قربانی وجود داره، در زمانی کوتاه از بین میره و فرارکردن به مسابقه‌ای تبدیل میشه که نتیجه‌اش از اول ناموفق به نظر می‌رسه. قربانی، برخلاف داستان‌های معمول ارواح، با موجودی روبه‌رو نیست که فقط در یک مکان ظاهر بشه و بعد ناپدید بشه. در بعضی نسخه‌ها، روح تعقیب‌کننده تا زمانی که به قربانی برسد دست از تعقیب قربانی برنمیداره و برخورد با اونو به شکلی خشونت‌آمیز با یه یه داس به قتل می رسونه.

photo content

sticker.webp0.00 KB

ㅤㅤㅤ𝖱𝗈𝗄𝗎𝗋𝗈𝗄𝗎𝖻𝗂 | ろくろ首 زنے با گࢪدن بلند
روکوروکوبی نوعی موجود فراطبیعیه که گفته شده در طول روز هیچ تفاوتی با یک زن معمولی نداشته. زندگی خودش رو میکرده با دیگران ارتباط داشته و حتی ممکنه همسر و خانواده داشته بوده باشه؛ اما این موجود وقتی شب میشه، ماهیت عجیبش خودش رو نشون میده و آشکار میشه. گفته شده که، وقتی همه خوابیده‌ان، گردن زن به‌طرزی غیرطبیعی کش میاد و شروع به بلند شدن میکنه؛ گاهی انقدر بلند میشه که سرش میتونه به سقف برسه و یا در فضای خونه حرکت کنه. در بعضی تصویرسازی‌ها، گردنش شروع به کش اومدن میکنه. ابتدا چند سانتی‌متر، بعد به‌اندازه‌ای که سرش از تخت فاصله بگیره و بالاتر بره. گردن مثل ماری زنده در هوا خم میشه و سرش میتونه در فضای اتاق حرکت کنه، درحالی‌که بدنش همچنان روی جای خوابش قرار داره. توی بعضی روایت‌ها، سر این موجود به اطراف می‌خزه و به دنبال آدم‌های خوابیده می‌گرده، ممکنه صورتش رو درست مقابل صورت قربانی ببره؛ انقدر نزدیک بشه که اگر قربانی چشمشو باز کنه، با چهره‌ای غیرطبیعی در چند سانتی‌متری خودش روبه‌رو بشه. در بعضی روایت‌ها، روکوروکوبی خودش هم از ماهیت واقعیش خبر نداره. ممکنه در طول روز کاملا عادی باشه و حتی ندونه شب‌ها بدنش تغییر شکل میده. در روایت‌های دیگه، این ویژگی با نفرین، گناه یا نوعی دگرگونی فراطبیعی ارتباط داره. که گفته شده این نفرینی بوده در نتیجه کار بدی که کرده، یا حتی ممکنه کار بدی نکرده باشه و قربانی یه شخصی شده باشه که بلده طلسمی رو روی ادم ها اجرا بکنه (شخصی مثل جادوگر) توی یه سری روایت هایی هم گفته شده که اگه روکوروبی از کسی عصبانی باشه یا کسی اونو اذیت کرده باشه مورد ازار قرار داده، این موجود هنگام شب ممکنه که گردنش درست مثل یه مار دور اون شخص بپیچه و اونو توی خواب خفه بکنه. در حالی که ممکنه صبح که از خواب بیدار هیچکدوم از این اتفاقات رو به یاد نیاره از اونجایی که گفته شده ممکنه روکوروبی اینکارو ناخواسته انجام داده باشه چون ممکنه از ماهیت واقعی خودش بی خبر باشه
ㅤㅤㅤ𝖭𝗎𝗄𝖾𝗄𝗎𝖻𝗂 | 抜け首 سࢪ جداشونده
نوکه‌کوبی لقب خواهر دوقلوی روکوروکوبی رو داره اما این دو، دو نوع متفاوت از یوکای‌های ژاپنی‌ هستن که به‌خاطر شباهت افسانه‌هاشون ممکنه کنار هم معرفی بشن. نوکه‌کوبی هم میتونه روزها مثل یه انسان معمولی زندگی کنه. اما شب، وقتی به خواب میره، سرش کاملا از بدنش جدا میشه و در هوا به پرواز درمیاد. بعضی روایت‌ها این سرهای سرگردان رو موجوداتی مهاجمی میشناسن که به انسان‌ها حمله می‌کننه یا خون اونارو می‌مکن. در بعضی روایت‌ها، اگر کسی بدنِ بی‌سر رو هنگام غیبت سرش جابه‌جا کنه و اونو جایی مخفی کنه و سر دیگه نتونه به بدن برگرده. با طلوع خورشید، این جدایی میتونه باعث مرگ این موجود بشه مثلا یکی از داستان های مشهور درباره‌ی این موجود توسط نویسنده‌ی ایرلندی، لافکادیو هرن، در کتاب 𝖪𝗐𝖺𝗂𝖽𝖺𝗇 گفته شده. که در سال ۱۹۰۴ منتشر شده بوده. داستان با عنوان «𝖱𝗈𝗄𝗎𝗋𝗈-𝖪𝗎𝖻𝗂» روایت شده. در این داستان، راهبی مسافر سر راهش به خونه‌ای میرسه و بعد متوجه میشه که ساکنان اون خونه انسان‌های معمولی نیستن: سرهای اونهان شبانه از بدنشون جدا میشه. او برای جلوگیری از بازگشت یکی از سرها، بدن بی‌سرش رو جابه‌جا می‌کنه و یکم بعد با سرهایی روبه‌رو میشه که به او حمله می‌کنن و قصد آسیب زدن به اونو دارن. با اینکه عنوان داستان روکوروکوبی هست، اما نحوه توصیف هیولاهای این روایت به نوکه‌کوبی نزدیک تره

photo content
+1

sticker.webp0.00 KB

ㅤㅤㅤ𝖩𝗈𝗋ō𝗀𝗎𝗆𝗈 | 絡新婦 عروس عنکبوتی
جوروگومو موجودی عنکبوت مانندیه که در روایت‌های مختلف، گفته شده که میتونه به شکل زنی زیبا ظاهر بشه. ظاهر فریبنده‌اش باعث میشه آدم‌ها متوجه ماهیت واقعی‌ او نشن؛ تا وقتی که دیگه برای فرار دیر شده. در یکی از داستان‌های ثبت‌شده در مجموعه 𝖳𝗈𝗇𝗈𝗂𝗀𝗎𝗌𝖺 درباره سامورایی جوانیه که در مسیرش به زنی میرسه که کودکی در آغوش داره. اون زن مرموز رو اینطور توصیف کرده که حضورش بیش از حد غیرعادی بوده و جذاب بنظر می‌رسیده، اما انقدر انسانی به نظر میرسه که شک‌ کردن بهش ممکنه یه چیز غیر معقول بنظر میاد. اما مثل اینکه توی داستان گفته شده که اون سامورایی به شکی که نسبت به اون زن داشته گوش میده و به اون زن مرموز رو با شمشیر ضربه می‌زنه. زن با وجود جراحت از اونجا فرار میکنه و به فضای بالای سقف میره؛ اما روز بعد، سامورایی با صحنه‌ای هولناکی روبه‌رو میشه عنکبوتی بزرگ و زخمی رو در فضای اتاق میبینه که در حال خوردن بقایای خدمتکارها و بعضی از اشخاص توی اون عمارت که گفته میشه قربانی شده‌ان، بوده. در روایت دیگه ای، مردی به اسم ماگوروکو به عمارتی اسرارآمیز دعوت میشه. اونجا زنی جوون بهش پیشنهاد ازدواج میده، اما بعدا متوجه میشه عمارت باشکوهی که دیده بود چیزی جز توهم نبوده؛ در واقع، در زیر لبهٔ سقف خانه‌اش عنکبوت کوچکی با توده‌ای از تارها باقی مونده. در روایت‌های مختلف، این موجود مردها رو به مکان خلوتی می‌کشونه گاهی با فریب و گاهی با وعده‌ی عشق یا مهمان‌نوازی و این چیزااونارو گول میزنه و به مکان خلوت یا خونه ی خودش میبره ولی وقتی قربانی متوجه خطر می‌شه، دیگه راه فراری براش وجود نداره. بعضی روایت‌ها درمورد اینکه این موجود تارهای عنکبوتی رو در کوچه های تاریک و بن بست میبنده و باعث گرفتارشدن ناگهانی قربانی توی اونها میشه صحبت میکنن. و در بعضی نسخه‌ها، هم میگن جوروگومو فقط مردها رو هدف قرار میده و اونارو می‌کشه یا می‌بلعه.