fa
Feedback
𝘊𝘢𝘵𝘤𝘩 𝘵𝘩𝘦 𝘴𝘵𝘢𝘳𝘴

𝘊𝘢𝘵𝘤𝘩 𝘵𝘩𝘦 𝘴𝘵𝘢𝘳𝘴

رفتن به کانال در Telegram

http://t.me/HidenChat_Bot?start=1789255957

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
279
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
+130 روز
آرشیو پست ها
و خیلی ابسسد بودم با امفیبیا

لایک من یه کراش بزرگ رو شیمر داشتم در بچگی

کوچک نیوشا وقتی این رو می‌شنید قطعا جیغ میزد

Repost from N/a
So Far So Fake.mp33.32 MB

میتونم کاملا در انگشت ادم هایی که Nothing but thieves گوش میدن حلقه بندازم. خیلی جدی.

میخواستم باز بیام بگم مسخرست همه چیز دیدم عه یبار گفتم==))))

مسخرست. همه چیز مسخرست

Repost from #1 malewife
کابوی واقعی: نه مرد وایت ملی‌گرا
اگر فقط فیلم‌های کلاسیک وسترنو دیده باشین، ذهنیتتون از کابوی یه مرد سفیدپوست خشن، ملی‌گرا و هتروسکشواله. اما در واقع، تاریخ کابوی‌ها خیلی پیچیده‌تر، رنگارنگ‌تر و کوییرتر از این حرفاست. اواسط قرن نوزدهم، توی دشت‌های وسیع و کوهستان‌های دورافتاده، رسماً سگ دور گاوچرون‌ها پر نمی‌زد. گاوچرون‌ها ماه‌ها وسط ناکجا آباد، بدون حضور هیچ زنی و باهم زندگی می‌کردن. در این خلأ و انزوا، روابط عاطفی و فیزیکی نزدیکی بینشون شکل می‌گرفت. نه لزوماً از روی اجبار، بلکه از سر نیاز به intimacy. خیلی از این مردها bachelor بودن چون شغل گاوچرونی مجال ازدواج بهشون نمی‌داد. با سکس‌ورکرها هم نمی‌تونستن بخوابن چون خطر بیماری مقاربتی بود. نتیجه؟ رابطه با همکار مرد، بدون اینکه به گی بودنشون اقرار کنن. اون موقع گی بودن جای اینکه یک 'هویت' باشه، یک عمل بود.
دو روح یا Two-Spirit
خیلی از فرهنگ‌های بومی آمریکا، قبل از اینکه اروپایی‌ها زمین‌هاشون رو تصرف کنن، مفهومی به عنوان 'دو روح' (Two-Spirit) داشتن، یعنی افرادی که هم روح یک زن و هم روح یک مرد رو در یک بدن دارن. نه تنها این افراد طرد نمی‌شدن، بلکه اغلب به عنوان شمن یا فردی مقدس مورد احترام زیادی قرار می‌گرفتن. استعمار سفیدپوست‌های دیوث این کالچر رو به طور کل نابود کرد، مثل خیلی چیزهای دیگه.
کابوی‌ها واقعاً کی بودن؟
اکثریت جامعه‌ی گاوچرون‌ها از outlawها، فراری‌ها، سیاه‌پوستان، رنگین‌پوستان و اقلیت‌های جنسی تشکیل شده بود. آمریکا به کارگر ارزون‌قیمت تو غرب نیاز داشت، و این جمعیت‌ها حاضر بودن با دستمزد ناچیز و بدترین شرایط ممکن براشون کار کنن. چرا؟ چون همه‌شون داشتن از یه چیزی فرار می‌کردن.
زنان لزبین و مردان ترنس چی؟
زن‌های لزبین در غرب آمریکا از خیلی جاهای دیگه آزادی بیشتری داشتن، اما نه آزادی کامل. قانون بازی این بود: "می‌تونی یک دوستی رومانتیک عمیق با یک زن دیگه داشته باشی، اما تهش باید شوهر کنی." خیلی از لزبین‌ها این قانون رو دور زدن و زندگی‌های مشترک مخفیانه‌ای باهم داشتن، اما بعضی دیگه‌شون زیر بار این محدودیت‌ها له شدن و یا خودکشی کردن یا هیچوقت از کلازت در نیومدن. درباره ترنس‌ها هم شرایط 50-50 بود، نصف کابوی‌ها خودشون از چیزی فرار می‌کردن (از قانون، از خانواده، از گذشته‌‌شون) به همین خاطر، زیاد از هم سوالای شخصی نمی‌پرسیدن. حتی اگر یک نفر اوت می‌شد، باز هم در بسیاری از موارد به خاطر مهارتش تو گاوچرونی یا رودئو احترامش رو نگه می‌داشتن. کلاً خیلی براشون مهم نبود ترنسجندری یا نه، مهم مهارتت بود.
پی‌اس مهم: تمام این مطالب مربوط به قبل از تاسیس IGRAست و بعد از تصویب مجموعه قوانین IGRA محدودیت‌ها تا حد زیادی کاهش یافت.

صفر و صد یک شمشیر دو لبست نیاز به تعادل داری تا بتونی راه رفتن رو روی اون شمشیر ادامه بدی از هر ورش که بیوفتی آسیب میبینی.

Anti‑Absolutism
ضد مطلق گرایانه چیه؟ اقا این فلسفه میاد به ما میگه که چی هیچ قانون، ارزش حقیقت و... وجود نداره که همیشه و برای همه ۱۰۰٪ باشه میگه دنیا پر از استثناهاست که تفکر صفر و صدی غلطه نگاه مطلق گرایانه میاد به ما میگه که «خیر همیشه بهتر از شره» «دروغ همیشه بده» «انسان همیشه باید خوشحال باشه» «آزادی همیشه خوبه» ولی ضد مطلق گرایی میاد میگه بستگی داره به موقعیت، فرهنگ، هدف، نگاه، احساس و زمان. توی یونان باستان سوفسطائیان؟ میگفتن «انسان معیار همه چیز است» یعنی ما حقیقت مطلق نداریم خود انسان اون حقیقت رو بر اساس تجربه زیستی خودش میسازه و پروتاگوراس میگه «چیزی که برای من درست است، ممکن است برای تو نادرست باشد.» حالا این ضد مطلق گرایی چرا مهمه؟ به انسان انعطاف ذهنی میده تعصب رو کم میکنه و به پذیرش منجر میشه
#Adventuretime

Black and white thinking
یا همون تفکر سیاه و سفید در روانشناسی به وقتی میگن که ذهن ما هر چیز پیچیده ای رو حذف و همه چیز رو به دو دسته ی افراطی تقسیم میکنه یا کاملا خوب یا کاملا بد یا موفقیت کامل یا شکست کامل یا همیشه یا هرگز یا صفر و یا صد. یک نوع تحریف شناختی به حساب میاد حالا چرا بهش میگن تحریف شناختی؟! چون ذهن اطلاعات رو ساده سازی میکنه اما بیش از حد اینکارو رو انجام میده برای اینکه سریعتر تصمیم گیری کنه اما مشکل اینه که پیچیدگی رو نمیشه از تجربه زیستی و انسان و جامعه حذف کرد. علت های رایجش چین؟ طبق معمول اضطراب کمال‌گرایی و تجربیات فرد در کودکی یا پیش امدن یکسری الگو های دردناک. BAWT یکجور میل به قطعیته یک الگو سازیه نادرسته و باعث میشه ادم ها معمولاً از ابهام بترسن و کشف نکنن از فضای امنشون بیرون نیان. ولی ترکیب سفید و سیاه چی میشه؟ خاکستری. و بلوغ فکری در این مسئله کی اتفاق میوفته؟ وقتی که فرد توانایی تحمل خاکستری رو داشته باشه
#Adventuretime

وای لطیفه مورد علاقم

منم همینطور مکس منم همینطور.

"Everything for art" (⁠╥⁠﹏⁠╥⁠)