fa
Feedback
"612"🪐

"612"🪐

رفتن به کانال در Telegram

دور از هیاهوی جهان… جایی که می‌شود میان چند گل، چند غروب و چند ستاره، خودِ واقعیِ آدم را پیدا کرد💫 @nasi_ar

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
403
مشترکین
-124 ساعت
+677 روز
+6730 روز
آرشیو پست ها
-چون خیلی قشنگه✨

Radio Alizo 47 .mp346.23 MB

Isam_-_Kavire_Del.mp32.89 MB

Kiyarash Ft RahaWavve - Akhare Rah.mp36.47 MB

4_5774006191378144526.mp39.70 MB

Ghalbamo Pas Be Man Bede - Haamim.mp310.82 MB

Fandak-e- Tabdar.mp38.88 MB

Hoomaan x Ebi – چشات..mp33.76 MB

Habib - Sedaye Raghse Ghatreha.mp38.99 MB

نشستم چای خوردم، شعر گفتم، شاملو خواندم اگر منظورت این‌ها بود، خوبم، بهترم یعنی
مهدی فرجی

«فراموشی را بستاییم؛ یاد، انسان را بیمار می‌کند!»
نادر ابراهیمی

«یک روزی که خوشحال‌تر بودم، می‌آیم و می‌نویسم که این نیز بگذرد...؛»
مهدی اخوان‌ثالث

«در نهایت آنچه مرا نجات می‌دهد خود من است..»

«تو شفاگر خودت بودی! خودت زخماتو بستی؛ دست کسی جز خودت رو شونت نبود؛ چی از این سخت تر؟ چی از این باشکوهتر...؟»
لاادری

یک بار آن وقت‌ها که خیلی کوچک بودم، از درختی بالا رفتم و از سیب‌های سبز کال خوردم، دلم باد کرد و مثل طبل سفت شد، خیلی درد می‌کرد. مادرم گفت اگر صبر می‌کردم تا سیب‌ها برسند، مریض نمی‌شدم.حالا هر وقت چیزی را از ته دل می‌خواهم، سعی می‌کنم حرف‌های او را در مورد "سیب کال" یادم باشد..
بادبادک باز / خالد حسینی

خواب می‌آید و در چشم نمی‌یابد راه، یک طرف اشک رهش بسته و یک سوی خیال.
-ابتهاج.

انسان به ذات تنهاست؛ ولی گاهی در کنار دیگران تنهاتر می‌شود، چرا که آدم‌ها، انسان را از خود می‌گیرند و در ازایش هیچ می‌نهند.

تو می‌خندیدی و در چهره‌ات پرنده‌ی غمگینی به آسمان اوج می‌گرفت.

در نامه‌ای نوشت: «من به اندوه خو نگرفتم، هنوز که هنوز است از اعماق قلبم غمگین می‌شوم. حتی اگر قضیه فقط زخمی شدنِ بال یک پرنده باشد.»

«اما هنوز چیزهایی هستند که لحظه‌ای کوتاه به من بگویند که زنده‌ام؛ چیزهایی که اندک هستند ولی هنوز هستند و باعث می‌شوند فکر کنم گاهی می‌شود بیخیال این شد که دنیا بسیار ظالمانه، بیهوده و ناعادلانه است.»