ـ جَلتونِي القَبائلي .
رفتن به کانال در Telegram
📈 تحلیل کانال تلگرام ـ جَلتونِي القَبائلي .
کانال ـ جَلتونِي القَبائلي . (@fllle3) بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 11 506 مشترک است و جایگاه را در دسته متفرقه دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 11 506 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 15 اکتبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -99 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 2 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 0.16% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 4.85% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 18 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 558 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 4 است.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“- مَليان تناقَض . : @UH_OZ .”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 16 اکتبر, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته متفرقه تبدیل کردهاند.
11 506
مشترکین
+224 ساعت
-927 روز
-9930 روز
آرشیو پست ها
11 506
Repost from ݺ،ونــــي الـعــمــامـي .
مرات الواحد يجنه لحظات يحس فيهن ان لا الوقت وقته ولا المكان مكانه ولا الاشخاص اللي في محيطه يشبهوه بشي وهذا الشعور نابع من بيئة الشخص اللي تربى فيها تربية صحيحة وعاش على مبدأ انه الحياة ظل شجرة تستظل بيها فترة وتسيبها وراك وتمشي الشعور هذا حقيقي ماتلوثش بالمظاهر وحب الذات احمد ربك في كل وقت وساعة لو في مرة خالجك الشعور هذا .
11 506
Repost from N/a
- كُل حاجة مُمكن حد يقلدك و ينافسِك فيها ، إلا طلة روحِك .
11 506
Repost from ﮼نوڤِيرَا﮼خلِيل.
انِي انسَانة مانهتمِش بمنظرك ولا شن عندك ولا شن لابس ، اهم حاجة عندي واللي نهتم بيها " الأسلوب " قصدِي ، ڪان انت أسلوبك معفن و ماتعرفش تاخد وتعطي بالڪلام و توسع بالك ماعندي منديِر بيك ، خليك باحترامك تڪسب محبة الڪل ، بتلف وادُور وأسلوبك زي وجهِك ؟ خُود الوسع و ابعدنِي .
11 506
Repost from ﮼هَاجِر،جُمعَة .
في كلِّ ليلة، كانت تُغمض عينيها وتهرب بعيداً، إلى عالمٍ طالما تمنّت أن تعيش فيه، إلى أيّام العصر الفكتوري. في قصرٍ تملؤه المصابيح العملاقة الرثّة، تتمايل أضواؤها على الجدران كأشباحٍ صامتة. تطلّ من نافذة الغرفة بفستانٍ أخضرَ مُطرَّز، تفوح منه رائحةٌ عتيقة. أجل... إنّها من خزانة القصر. إنّه قديم، ولكنّه يليق بها، كأنّه خُيِّط لها.- خربَشة ففَراشة خضرَاء .
