es
Feedback
Cortex MBTI

Cortex MBTI

Ir al canal en Telegram

MBTI decoded, not defined.

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
6 253
Suscriptores
-2024 horas
+1 2207 días
+4 14930 días
Archivo de publicaciones
#INTP, do you also start questioning everything at 3 a.m. for no reason?

#INTJ, do you ever get tired of pretending people make sense?

اگه تایپ یه #ESTP رو ازش بگیری:
اول خوشحال میشه که دیگه توی هیچ قالبی نیست، ولی تهش باز دوست داره بفهمه چرا اینطوری فکر می‌کنه و چرا اینطوری زندگی می‌کنه. کمتر از بقیه وابسته‌ست، ولی کامل هم بی‌تفاوت نیست.

اگه تایپ یه #ESTJ رو ازش بگیری:
ظاهرش خیلی عادیه و میگه مهم نیست، ولی تهش نمی‌تونه با بی‌نظمی کنار بیاد. چون برای اون، این مدل‌ها ابزار بودن نه هویت. سریع میره دنبال یه روش جدید که دوباره بتونه آدم‌ها رو واضح و مرتب تحلیل کنه.

اگه تایپ یه #ENTP رو ازش بگیری:
اول شوخی می‌کنه و میگه «بالاخره از باکس فرار کردم»، ولی بعد یهو وارد فاز عجیبی میشه که «صبر کن… پس چقدر از شخصیتم واقعی بود؟» بیشتر از بقیه ممکنه گیر کنه بین خود واقعیش و شخصیتی که سال‌ها از خودش ساخته و بهش عادت کرده.

اگه تایپ یه #ENTJ رو ازش بگیری:
خودشو گم نمی‌کنه، ولی شدیداً کلافه میشه چون یه ابزار مهم برای تحلیل آدم‌ها از دست داده. از اون بیشتر حرص می‌خوره که دیگه نمی‌تونه سریع تشخیص بده هر آدمی چطور فکر می‌کنه و چطور باید باهاش برخورد کرد. خیلی زود میره دنبال یه سیستم جدید که دوباره همه‌چی رو قابل پیش‌بینی کنه.

اگه تایپ یه #ISTP رو ازش بگیری:
ظاهرش کاملاً بی‌تفاوته و میگه «خب که چی؟»، ولی بعد یهو می‌بینی توی سکوت داره درباره‌ش فکر می‌کنه. بیشتر از اسم تایپ، به این وابسته بوده که بالاخره یه توضیح منطقی برای مدل فکر کردنش پیدا کرده بود.

اگه تایپ یه #ISTJ رو ازش بگیری:
بیشتر از ناراحتی، اعصابش خرد میشه. چون یه ساختار مرتب که سال‌ها باهاش رفتار آدم‌ها رو دسته‌بندی می‌کرد از بین رفته. خودش هنوز همون آدمه، ولی حس می‌کنه یه فایل مهم از نظم ذهنیش پاک شده.

اگه تایپ یه #INTP رو ازش بگیری:
اول منطقی برخورد می‌کنه و میگه «این فقط یه دسته‌بندی بود»، ولی بعد مغزش ولش نمی‌کنه. هی فکر می‌کنه چرا حذف شدن یه اسم انقدر ذهنشو درگیر کرده. تهش بیشتر از اینکه ناراحت باشه، توی این گیر می‌کنه که نکنه نصف خودشناسیش فقط به خاطر همون چارچوب بوده.

اگه تایپ یه #INTJ رو ازش بگیری:
اولش میگه فرقی نداره، ولی بعد یهو می‌بینی کمتر از قبل درباره خودش مطمئنه. نه چون خودشو نمی‌شناسه؛ چون اون الگویی که سال‌ها باهاش تفاوت‌هاشو توضیح می‌داد از بین رفته. انگار یه نفر فایل مرتب ذهنشو پاک کرده و حالا باید دوباره از اول برای خودش ثابت کنه چرا اینقدر با بقیه فرق داره.

اگه تایپ یه #ESFP رو ازش بگیری:
بیشتر از بحران هویت، حس می‌کنه کمتر دیده میشه. انگار یه بخش از تصویری که فکر می‌کرد بقیه ازش می‌فهمن محو شده. خودش هنوز همونه، ولی حس می‌کنه شناخته شدنش کمتر شده.

اگه تایپ یه #ESFJ رو ازش بگیری:
حس می‌کنه یه راه مهم برای فهمیدن آدم‌ها از دست رفته. چون خیلی وقت‌ها از همون چارچوب برای نزدیک شدن و کنار اومدن با بقیه استفاده می‌کرد. حالا انگار یه قسمت از ارتباط گرفتنش مبهم‌تر شده.

اگه تایپ یه #ENFP رو ازش بگیری:
اولش نمایشی واکنش نشون میده، بعد می‌خنده و میگه مهم نیست، ولی آخر شب واقعاً ذهنش درگیر میشه. بیشتر از اینکه تایپ براش مهم باشه، به اون تصویری وابسته بوده که باهاش حس می‌کرد «متفاوت و خاصه». بعد یهو می‌پرسه «اگه اونم نباشه، پس واقعاً من کی‌ام؟»

اگه تایپ یه #ENFJ رو ازش بگیری:
بیشتر از خودش، ارتباطش با آدم‌ها براش مبهم میشه. چون از اون چارچوب برای فهمیدن احساسات و رفتار بقیه استفاده می‌کرد. حالا حس می‌کنه هنوز می‌تونه به آدما نزدیک بشه، ولی اون وضوح قبلی توی درکش نیست.

اگه تایپ یه #ISFP رو ازش بگیری:
انگار اسمِ یه حس خیلی شخصی رو از زندگیش پاک کردی. هنوز همون آدمه، ولی دیگه نمی‌تونه توضیح بده چرا اینقدر بعضی چیزا رو عمیق حس می‌کنه. ناراحتیش بیشتر مبهمه تا واضح.

اگه تایپ یه #ISFJ رو ازش بگیری:
حس می‌کنه توضیحی که برای حساسیت‌ها و مراقبت‌های بیش از حدش پیدا کرده بود، ناگهان محو شده. دوباره اون حسِ «منو اشتباه می‌فهمن» برمی‌گرده. بیشتر از هرچیز، حسِ دیده نشدن اذیتش می‌کنه.

اگه تایپ یه #INFP رو ازش بگیری:
بیشتر از خود تایپ، اون حسِ خاص و متفاوت بودنش ضربه می‌خوره. انگار یه نفر اسمِ دنیای درونیشو پاک کرده. بعد یه مدت یهو شک می‌کنه که نکنه تمام اون تفاوت‌هایی که حس می‌کرد فقط توی ذهن خودش بوده.

اگه تایپ یه #INFJ رو ازش بگیری:
حس می‌کنه تنها چیزی که بالاخره توضیح می‌داد چرا اینقدر احساس متفاوت بودن می‌کنه، ازش گرفته شده. دوباره همون حس قدیمیِ «هیچ‌کس منو واقعاً نمی‌فهمه» برمی‌گرده. نه اینکه خودشو نشناسه؛ فقط دیگه نمی‌دونه چطور باید اون پیچیدگی رو برای بقیه توضیح بده.

MBTI Types: Most to Least Mischievous (شیطنت)
1. #ENTP             9. #INTP 2. #ESTP           10. #ENFJ 3. #ENFP           11. #ESFJ 4. #ESFP           12. #INFJ 5. #ISTP            13. #ESTJ 6. #ENTJ           14. #INTJ 7. #INFP            15. #ISFJ 8. #ISFP            16. #ISTJ

#ENFP «بیشتر آدما عاشق نور توئن، نه خودت؛ برای همین وقتی خاموش میشی، میرن.»