فمبوی اعتراف eteraf
بهشت فمبوی ها اینجاست 🍄 تبلیغات : @LafiteAds
Mostrar más📈 Análisis del canal de Telegram فمبوی اعتراف eteraf
El canal فمبوی اعتراف eteraf (@m_aib) es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 24 275 suscriptores, ocupando la posición en la categoría Otro.
📊 Métricas de audiencia y dinámica
Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 24 275 suscriptores.
Según los últimos datos del 25 septiembre, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de -2 403, y en las últimas 24 horas de -28, conservando un alto alcance.
- Estado de verificación: No verificado
- Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 8.17%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 2.68% de reacciones respecto al total de suscriptores.
- Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 1 987 visualizaciones. En el primer día suele acumular 651 visualizaciones.
- Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 36.
📝 Descripción y política de contenido
El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
“بهشت فمبوی ها اینجاست 🍄
تبلیغات : @LafiteAds”
Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 26 septiembre, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Otro.
Carga de datos en curso...
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 26 septiembre | 0 | |||
| 25 septiembre | 0 | |||
| 24 septiembre | 0 | |||
| 23 septiembre | 0 | |||
| 22 septiembre | 0 | |||
| 21 septiembre | 0 | |||
| 20 septiembre | 0 | |||
| 19 septiembre | 0 | |||
| 18 septiembre | 0 | |||
| 17 septiembre | 0 | |||
| 16 septiembre | 0 | |||
| 15 septiembre | 0 | |||
| 14 septiembre | 0 | |||
| 13 septiembre | 0 | |||
| 12 septiembre | 0 | |||
| 11 septiembre | 0 | |||
| 10 septiembre | 0 | |||
| 09 septiembre | +10 | |||
| 08 septiembre | 0 | |||
| 07 septiembre | 0 | |||
| 06 septiembre | 0 | |||
| 05 septiembre | 0 | |||
| 04 septiembre | 0 | |||
| 03 septiembre | 0 | |||
| 02 septiembre | +4 | |||
| 01 septiembre | 0 |
نخواستم داستان تعریف کنم ولی خیلی قلبم درد میکنه نمیدونم تجربش کردین یا نه اونجایی که هیچکاری ازت بر نمیاد جز زجه زدن... توصیه میکنم به هیچکس هیچوقت وابسته نشین خودم همیشه میگفتم هیچوقت وابسته نمیشم ولی این یدونه فرق داره کلا هم میخوام وابسته همین بشم دیگه خودش هم که راضیه خودش هم میگه دوسم داره دیگه... 😅💔لعنت به هر چی عشقه یعنی چی منی که نقاش نبودم نقاشیت رو کشیدم برات شعر نوشتم یعنی چجوری دیگه باید میگفتم عاشقتم.... هیچیو کار ندارم تو چجوری دلت اومد هیچی بهم نگی؟ هیچی هیچی هیچی؟؟ خلاصه که جنده بودن و فقط دنبال رابطه بودن خیلی بهتر از اینجوری عاشق شدنه
| 2 | اعتراف شماره 342
سلام پسرم ۱۷
اقا ما ۱۵ سالمون بود تو ی محله ای بودیم من زیاد بیرون نمیام کلا از خونه بیشتر یا بازی یا درس توجه هم نمیکنم به دور ورم که کی تو محله رفت امد میکنه
ی که بار دیگه نمیدونستم چه کنم اومدم دم در نشستم ببینم کیا میان بیرون چه میکنن بچه ها دیدم ی پسر خیلی خوشگل گوشه نشسته ( دو سه ساختمون اون ور تر ) داره با چنتا بچه کوچیکتر از خودش حرف میزنن بعد منم کار نداشتم باش نشستم همونجا سرم کردم تو گوشی ولی حس میکردم این هی داره نگاه میکنه منو اقا یکم پرسو جو کردم فهمیدم هم سنمه بار بعد که اومدم این بچه ها صدام کردم برا بازی منم بی کار بودم رفتم بازی خلاصه کم کم صمیمی شدیم بعد فهمیدم فمبویه
چطور فهمیدم ؟ هی سوالات مربوط بشو میپرسید میخواست بفهمه ایا خوشم میاد یا نه از این نوع افراد منم که دو هزاریم افتاد خواستم هدایتش کنم که اقا نکن اینکارو گوش نمیکرد ی بار ابراز علاقه کرد بم منم اصن تو شک دوباره نصیحت میکردم تا ی بار گفت بیا خونمون تنهام بشینیم پابجی بازی کنیم ( در حالی که اصلا از بازی شوتر بدش میاد) منم گفتم شاید دیگه تصمیم گرفته درست شه رفتم در زدم اومدم داخل دیدم ی لباس پوشیده بود عین ی فمبوی توجه نکردم رفتم پیشش یکم که بازی کردیم دیدم هی داره نزدیک میشه دیگه اومد تو صورتم لبو گرفتو اسرار کرد بیا با من تو رابطه و... هی اسرار اسرار تا منم قبول کردم از اون موقع با هم تو رابطه ایم و خیلی زیاد با هم میخوابیم
خلاصه خیلی دوسش دارم
ID : @m_aib📣 | 516 |
| 3 | ارسالی :
https://t.me/Fr_yvbot?start=474528229 | 647 |
| 4 | اعتراف شماره 341
سلام پسرم و پول دیلدو ندارم و با خوانواده زندگی میکنم
خیلی خودمو انگشت میکنم ولی برام کمه بعضی وقتا فرچه دسشویی رو میکنم تو خودم تا تهه میره ولی وقتی درش میارم کلا گوهی میشه واسه چی؟
ID : @m_aib📣 | 684 |
| 5 | ارسالی :
https://t.me/Fr_yvbot?start=454623714 | 686 |
| 6 | اعتراف شماره 340
۱۲سالم بود دوست پسر ۲۰سالم با دوستش بهم تجاوز کرد
از ترس پیش پسرداییم که فکر میکردم مثل داداشمه گفتم دوسال تهدیدم میکرد به خانوادم میگه و مجبورم میکرد هرکاری کنم:)
دخترم.
ID : @m_aib📣 | 732 |
| 7 | اعتراف شماره 339
سلام خوبید نمیدونم از کجا شروع کنم راستش اعتراف نیستش بیشتر دردو دله
من ۲۰ سالمه و راستش واسه اینکه راحت تر باشید بهم بگید فمبوی ولی راستش نیمه دخترم و یکم بدنم خاصه
خلاصه بچگی خیلی سختی داشتم و منو مدرسه پسرونه ثبت نام کردن
تو ۱۱ سالگیم بهم تجاوز شد
و تا ۱۶ سالگی اذیتم میکردنو کارای خوبی باهام نکردن
بیشتر حس طرد شدگی و تنهایی داشتم و دارم هنوزم
هنوز اسیباش روم هستش
بخاطر بدنمم چون اسیب دیده از لحاظ هورمونی حتی نمیتونم کنترلش کنم و بخش جنسی دخترونمم خیلی بهم ریختس کلا
هربار ک مجبورم واسه اینکه عفونت نکنم خالیش کنم همش با گریه و ترسه
فقط نمیدونم چیکار میتونم بکنم که این ترسام کمتر شه
اینهمه وقت گذشته ولی هنوزم دارم سرش نابود میشمو درد میکشم
ببخشید سرتونو درد اوردم
ID : @m_aib📣 | 730 |
| 8 | ارسالی :
https://t.me/Fr_yvbot?start=612687927 | 696 |
| 9 | ارسالی :
https://t.me/Fr_yvbot?start=240924813 | 689 |
| 10 | اعتراف شماره 338
پسرم ۱۷
رو مامان یکی از دوستام خیلی کراشم و میخوام فرصت پیدا شده تنها بشم باهاش حسابی کصشو به تعمه بندازم فقط نمیدونم چجوری رازیش کنم
ID : @m_aib📣 | 778 |
| 11 | ارسالی :
https://t.me/Fr_yvbot?start=495282970 | 771 |
| 12 | اعتراف شماره 337
انقد دختر گیرم نیومد رفتم فمبوی مخ کردم گفتم کردمش خیلی حال داد الان دوساله با همون فمبویم
ID : @m_aib📣 | 816 |
| 13 | ارسالی :
https://t.me/Fr_yvbot?start=146653807 | 833 |
| 14 | اعتراف شماره 336
نانای
خب راستش
من هیچ دوستی نداشتم
چون قیافه ام خیلی زشته
و خب تا فهمیدن فمبوی ام چسبیدن بهم
منم گفتم کیرمو بخورید کصکشا
ID : @m_aib📣 | 822 |
| 15 | ارسالی :
https://t.me/Fr_yvbot?start=864303970 | 801 |
| 16 | اعتراف شماره 335
نام نام
عااا
11 سالم بود بهم ت..جاوز شد👍🏻
خونه با پسر خالم تنها بودم
خیلی لاغر بودم
و خب اون خیلی هیکلی بود
گرفت دست و پامو بست بهم تج.اوز کرد
و خب من پسرم...
ID : @m_aib📣 | 840 |
| 17 | ارسالی :
https://t.me/Fr_yvbot?start=385124825 | 870 |
| 18 | اعتراف شماره 334
اعتراف نیست
اطلاعیه ست
ادمین توروخدا اینو بذار کانال
عزیزان، دوستان، بچه ها
هیچوقت به یه فم نگید «داداش فمبویی؟ 🤡🤤😍»
یه حس مسخره ای به آدم دست میده وقتی میبینی یکی اینطوری نوشته
ID : @m_aib📣 | 911 |
| 19 | ارسالی :
https://t.me/Fr_yvbot?start=621791584 | 882 |
| 20 | اعتراف شماره 333
سلام بچه بودم فک کنم کلاس دوم سوم با پسر خاله 18 سالم طبقه بالا داشتیم بازی میکردیم بعد بهم سوپر نشون داد و اصلا نمیخوام یاد اوری شه برام که چه اتفاقی افتاد خلاصه که حرومزاده بهم تجاوز کرد و الان هر روز که بیدار میشم دو ساعت بش فکر میکنم و افسردگی گرفته بودم سرش یه مدت خلاصه که هر روز میگم کص ننت بش
الان 20سالمه
ID : @m_aib📣 | 1 013 |
