Lets get wet💦
Ir al canal en Telegram
where bad ideas become good stories به دیلی نویسندگیم خوش اومدی ناشناس: 1- @letbewet_bot 2-http://t.me/BluChtBot?start=61a3ad06b8d9a88b8547 (جفتش قابل استفادس) گپ https://t.me/+9WPS2Rgwz1phNTdk
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
529
Suscriptores
+424 horas
+37 días
+2130 días
Archivo de publicaciones
دستشو روی شونه ی سان گذاشت و اروم اروم به پشت گردنش حرکتش داد،انگشتای استخونیشو پشت گردن اون گذاشت و کمی به قفسه ی سینش نزدیک ترش کرد. +اوم..سانی...به نظرت بوی چی میاد؟ سان واکنش خاصی نشون نداد،دقیقا نمیدونست سرش نزدیک کدوم قسمت بدن یونگه،چون چشم هاش با یه ربان بسته شده بود. اما بو کشید و تصور کرد. -نمیدونم...عطر همیشگیت وویونگ نیشخند ارومی زد،ردیف بالایی دندوناش کمی پیدا شد.سر سان رو به گردن خودش نزدیک کرد. +حالا چه بویی میاد؟ سان پوفی کشید و با بالا اوردن دستش اروم گردن وویونگ رو لمس کرد. -بوی بدنت،بر خلاف عطرت،شیرینه یونگ تکخنده ی رضایت مندی زد و با خم کردن سر سان،اینبار سرشو به بین پاهاش نزدیک کرد. +حالا چی؟ سان نیشخند کجی زد. -شاید بویی حس نکنم..ولی نقشه ی بدنتو بلدم نه؟ دستشو جلو برد،کمی پاهاشو لمس کرد تا زیپ شلوارشو پیدا کنه،با پیدا کردن سرزیپ اروم پایین کشیدش. -میشه گفت بوی یه شب داغ میاد...مگه نه؟
شبیه روابط قدیمه که تا خواهر بزرگتر مجرد بود نمیذاشتن کوچیکه ازدواج کنه
بیاین این دوتا رو بگیرین منم بتونم ازدواج کنم
Repost from N/a
یه سانفن درجه یک دارم اینم کله قرمزه خوشگل بانمک خوشتیپ خواستگار همسر تهرونیه چون خودش تهرانیه اصیله
معاوضه با کادیلاک مشکی
