es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

𝖲𝖾𝗍𝖺𝗒𝖾𝗌𝗁 𝖲𝗍𝗎𝖽𝗂𝗈🗽

𝖲𝖾𝗍𝖺𝗒𝖾𝗌𝗁 𝖲𝗍𝗎𝖽𝗂𝗈🗽

Ir al canal en Telegram

شعر؛ سطر؛ کُد؛ هوشِ مصنوعی. ✨ در امتدادِ ادبیات و تکنولوژی. نویسندهٔ بین‌المللی | پای ثابتِ دانشگاه صنعتی شریف پژوهشگرِ مرکز ژرف‌دادهٔ دانشگاه استنفورد آمریکا پیغام‌های شما: @EchoesOfSetayeshBot

Mostrar más

📈 Análisis del canal de Telegram 𝖲𝖾𝗍𝖺𝗒𝖾𝗌𝗁 𝖲𝗍𝗎𝖽𝗂𝗈🗽

El canal 𝖲𝖾𝗍𝖺𝗒𝖾𝗌𝗁 𝖲𝗍𝗎𝖽𝗂𝗈🗽 (@echoesofsetayesh) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 43 567 suscriptores, ocupando la posición 613 en la categoría Libros y el puesto 8 158 en la región Irán.

📊 Métricas de audiencia y dinámica

Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 43 567 suscriptores.

Según los últimos datos del 28 octubre, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de 46, y en las últimas 24 horas de -184, conservando un alto alcance.

  • Estado de verificación: No verificado
  • Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 6.45%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 3.56% de reacciones respecto al total de suscriptores.
  • Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 2 825 visualizaciones. En el primer día suele acumular 1 560 visualizaciones.
  • Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 785.

📝 Descripción y política de contenido

El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
“شعر؛ سطر؛ کُد؛ هوشِ مصنوعی. ✨ در امتدادِ ادبیات و تکنولوژی. نویسندهٔ بین‌المللی | پای ثابتِ دانشگاه صنعتی شریف پژوهشگرِ مرکز ژرف‌دادهٔ دانشگاه استنفورد آمریکا پیغام‌های شما: @EchoesOfSetayeshBot”

Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 29 octubre, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Libros.

Buy Ad
43 567
Suscriptores
-18424 horas
-8867 días
+4630 días
Archivo de publicaciones
عاشق نوشتنم عملاً

ستایش چجوری انقدرررر ذهنیت خلاق و ادبی داری؟!

عزیزانم دیگه تموم شده نفرستین

از این‌جا سین بزنین.💗

دیگه نمی‌تونم انگشتامو تکون بدم

تمام🙇🏻‍♀️

انار، شبیه خودِ زندگی‌ست؛ پوسته‌ای سخت و خاموش، و درونش جهانی از دانه‌های سرخ و روشن؛ انگار زیبایی را عمداً پشتِ لایه‌هایی از صبر پنهان کرده‌اند. هر دانه، تکه‌ای از یک کُل است؛ و شاید فلسفه‌ی انار همین باشد: گاهی برای رسیدن به شیرین‌ترین بخشِ زندگی، باید از پوسته‌ای بگذری که هیچ شباهتی به درونش ندارد.

دلتنگی برای کسی که زیرِ خاک آرمیده، جنسِ دیگری دارد؛ آدم دیگر چشم‌انتظارِ آمدنش نیست، اما هنوز گاهی دلش به بازگشتِ ناممکن خوش می‌شود. زمان، نبودنش را عادی می‌کند، اما جای خالی‌اش را نه؛ چون مرگ، فاصله‌ای می‌سازد که هیچ قدمی توانِ پیمودنش را ندارد. شاید سوگ، ادامه‌ی دوست‌داشتنِ کسی‌ست که دیگر امکانِ دوست‌داشتنِ او در جهانِ ما وجود ندارد؛ و دلتنگی، آخرین زبانی‌ست که برای خطاب‌کردنش باقی مانده است.

دلتنگی برای عزیزی که زیر خاکه

بنفش، رنگِ مرزهاست؛ نه به آبی تعلق دارد، نه به سرخی؛ در میانه‌ی آرامش و شور ایستاده، جایی که اضداد به جای حذفِ یکدیگر، معنای تازه‌ای می‌سازند. شاید بنفش، بیش از آن‌که یک رنگ باشد، فلسفه‌ی زیستن در میانِ تناقض‌هاست؛ این‌که بتوانی همزمان هم آرام باشی و هم آتش داشته باشی، هم شکستگی را بشناسی و هم زیبایی را، بی‌آنکه مجبور باشی یکی را برای دیگری قربانی کنی.

گربه، با یک «میو» جهانِ کوچکی از معنا را به زبان می‌آورد؛ نه می‌دانیم دقیقاً چه می‌خواهد، نه لازم است بدانیم. شاید زیباییِ گربه همین باشد؛ این‌که برخلافِ آدم‌ها، برای خواستن، دلتنگ‌شدن و نزدیک‌شدن، به هزاران واژه احتیاج ندارد. گاهی یک «میو» از تمامِ حرف‌هایی که بلد نیستیم بزنیم، صادقانه‌تر است.

ستایش، اعترافِ خاموشِ انسان به عظمتِ چیزی‌ست که از فهمِ کاملش عاجز است؛ لحظه‌ای که زبان، از توضیح بازمی‌ماند و تنها می‌تواند به تحسین پناه ببرد. ستایش، دیدنِ زیبایی نیست؛ شناختنِ ارزشی‌ست که زیبایی، تنها یکی از صورت‌های آن است. شاید معنای عمیقِ ستایش همین باشد؛ این‌که در برابرِ چیزی چنان بلند بایستی که «تحسین» دیگر یک احساس نباشد، بلکه نوعی اعتراف به بزرگیِ آن باشد.

ستایش🫠

آسمان، تنها جایی‌ست که بی‌آنکه چیزی را مالک شود، همه‌چیز را در آغوشِ وسعتِ خویش جای می‌دهد؛ ابرها می‌آیند، طوفان‌ها می‌گذرند، پرنده‌ها کوچ می‌کنند و شب، هر بار جهان را از نو تاریک می‌کند؛ اما آسمان، هیچ‌کدام را به ماندن مجبور نمی‌کند. شاید معنایِ عمیقِ آزادی همین باشد؛ آن‌قدر وسیع باشی که رفتنِ هیچ‌چیز، از وسعتت کم نکند.

حداقل اگه پسندیدین اکت بدین