es
Feedback
کدهالیک | codehalic

کدهالیک | codehalic

Ir al canal en Telegram

دوره های آموزشیمون رو از داخل سایت ببینید https://codehalic.ir

Mostrar más
4 070
Suscriptores
+924 horas
+167 días
+31630 días
Archivo de publicaciones
متأسفانه AI یه کاری کرده که کم‌کم تشخیص دادن متخصص واقعی از ShowMan سخت شده. حس می‌کنم آدمی که ۱۰، ۱۵ سال توی یه حوزه زحمت کشیده، شب‌بیداری کشیده، تجربه جمع کرده و هنوزم کار باکیفیت تولید می‌کنه، کنار کسی قرار گرفته که تا دیروز فقط با کد بازی می‌کرده و حالا با چند تا ابزار AI خودش رو هم‌سطح متخصص نشون میده. مشکل این نیست که AI بده؛ مشکل اینه که فاصله بین «بلد بودن» و «بلد به نظر رسیدن» خیلی کم شده. به نظرم بهترین مثالش تفاوت فرش دستباف با فرش ماشینیه. فرش ماشینی تمیزتر، ارزون‌تر و سریع‌تر تولید میشه، ولی اون روح و حس فرش دستباف رو نداره. توی فرش دستباف، هر گره یه دلیل داره. می‌تونی از بافنده بپرسی چرا این طرح اینجاست، چرا اون رنگ عوض شده، چرا اون گره اون‌طوری خورده. پشت هر قسمتِ کار، ساعت‌ها فکر، تجربه و زندگی خوابیده. ولی فرش ماشینی فقط خروجیه؛ تمیز و دقیق، اما بی‌روح. حس می‌کنم خیلی از چیزایی که امروز با AI تولید میشن هم همینن. شاید از بیرون قشنگ و کامل به نظر برسن، ولی اون عمق، رنج، تجربه و روحی که توی کار یه آدم واقعی هست رو ندارن. شاید همه با این نگاه موافق نباشن، ولی اگر یه بار از این زاویه به موضوع نگاه کنی، احتمالاً می‌فهمی منظورم چیه. کن متوجه میشی @codehalics | کدهالیک

این مقاله داره میگه اینترنت کم‌کم زیر حجم محتوای کم‌ارزشِ ساخته‌شده با AI خفه میشه. مشکل از جایی شروع میشه که هر کسی با چند ت
این مقاله داره میگه اینترنت کم‌کم زیر حجم محتوای کم‌ارزشِ ساخته‌شده با AI خفه میشه. مشکل از جایی شروع میشه که هر کسی با چند تا پرامپت یه اپ، مقاله، ویدیو یا repo درمیاره و سریع توی Reddit و Hacker News و Slack پخشش می‌کنه، انگار شاهکار ساخته. حرفش اینه که صرف این‌که AI تونسته چیزی برات تولید کنه، دلیل نمیشه بقیه هم باید وقتشونو صرف دیدنش کنن. به نظرش خیلی از این پروژه‌ها بیشتر هیجان لحظه‌ای‌ان تا چیزی که واقعاً به درد کامیونیتی بخوره. اصل حرفش درباره نسبت «سیگنال به نویز» توی اینترنت امروزه. یعنی وقتی همه شروع کنن به پست کردن خروجی خام AI، پیدا کردن کار باکیفیت سخت میشه و کم‌کم آدمای واقعی و متخصص از کامیونیتی خسته میشن و کنار می‌کشن. خودش بین «استفاده خوب از AI» و «AI slop» فرق میذاره؛ اگه AI کمک کنه یه آدم واقعاً چیز مفید و فکرشده‌ای بسازه، عالیه. ولی اگر فقط برای جلب توجه، گرفتن engagement یا تولید محتوای بی‌فکر باشه، داره فضای اینترنتو نابود می‌کنه. خلاصه حرفش اینه که «با AI بساز، نه این‌که فقط خروجی AI رو روی سر بقیه خالی کنی.» لینک مقاله @codehalics | کدهالیک

OmniRoute یه هاب هوش مصنوعیه برای برنامه‌نویسا؛ یعنی به‌جای درگیر شدن با تحریم، quota، قطع شدن Claude یا محدودیت GPT، همه مدل
OmniRoute یه هاب هوش مصنوعیه برای برنامه‌نویسا؛ یعنی به‌جای درگیر شدن با تحریم، quota، قطع شدن Claude یا محدودیت GPT، همه مدل‌های AI رو از یه آدرس واحد مدیریت می‌کنی. خودش بین Claude، GPT، Gemini، DeepSeek و حتی مدل‌های رایگان سوییچ می‌کنه تا وسط کار coding گیر نکنی. برای ابزارهایی مثل Cursor، Cline، Claude Code و Codex ساخته شده و مخصوص کساییه که هر روز با AI کد می‌زنن. ویژگی خفن پروژه اینه که مصرف توکن و هزینه رو شدید کم می‌کنه؛ لاگ‌ها، خروجی ترمینال و context طولانی رو فشرده می‌کنه تا هم ارزون‌تر دربیاد هم context دیرتر پر بشه. تازه سیستم proxy و bypass تحریم هم داره، برای همین بین دولوپرهای ایران، روسیه و کشورهایی که سرویس‌های AI محدودن خیلی محبوب شده؛ عملاً یه «مرکز کنترل AI» می‌سازه که همیشه یه مدل آماده‌ی fallback داره تا کارت نخوابه. https://github.com/diegosouzapw/OmniRoute @codehalics | کدهالیک

خب دوستان خوشبو بودیم جلوی کولرم نشستیم ! مثل که دوباره جنگ شروع شد 🙂 #off_topic @codehalics | کدهالیک

Only legends know @codehalics | کدهالیک
Only legends know @codehalics | کدهالیک

کلودفلر امروز یه مقاله ای رو منتشر کرد راجب به اینکه چطوری بعد از اون باگ خطرناک CopyFail یعنی همونی که لینوکس های ۲۰۱۷ به بعد رو دسترسی روت میشد روشون گرفت رو روی همه سروراش پچ کرده اونا تو مقاله ای که امروز ریلیز کردن گفتن : وقتی آسیب‌پذیری Copy Fail منتشر شد، تیم‌های امنیت و مهندسی Cloudflare تقریباً همزمان وارد عمل شدن. اول از همه بررسی کردن که کدوم نسخه‌های کرنل داخل زیرساختشون آسیب‌پذیره و چقدر از سرورها درگیرن. همزمان تیم امنیت exploit رو تحلیل کرد تا بفهمه حمله دقیقاً چه رفتاری روی سیستم ایجاد می‌کنه. نکته جالب این بود که سیستم تشخیص رفتار مشکوک Cloudflare بدون هیچ آپدیت یا rule جدیدی، همون موقع exploit رو شناسایی کرد و alert داد. یعنی ابزارشون فقط دنبال «اسم باگ» نبود؛ رفتار غیرعادی مثل تلاش برای privilege escalation رو تشخیص می‌داد. بعد از اون، تیم امنیت شروع کرد کل لاگ‌ها و فعالیت سرورها رو برای ۴۸ ساعت گذشته بررسی کردن تا مطمئن بشن قبل از عمومی شدن باگ کسی ازش سوءاستفاده نکرده. حتی hash فایل‌های سیستمی و ارتباطات شبکه رو هم چک کردن تا اثری از دستکاری یا persistence وجود نداشته باشه. از اون طرف تیم کرنل باید سریع جلوی exploit رو می‌گرفت، ولی مشکل این بود که patch کامل نیاز به آپدیت و reboot تعداد خیلی زیادی سرور داشت و این کار زمان‌بره. برای همین اول یک mitigation موقت ساختن. اونا با استفاده از eBPF و bpf-lsm اومدن دسترسی به بخش آسیب‌پذیر کرنل رو فقط برای برنامه‌هایی که واقعاً لازم داشتن باز گذاشتن و بقیه درخواست‌ها رو بلاک کردن. قبل از فعال کردن این محدودیت هم کل زیرساخت رو مانیتور کردن تا مطمئن شن سرویس مهمی ناخواسته قطع نمیشه. بعد از آماده شدن patch رسمی لینوکس، کرنل جدید رو اول داخل دیتاسنترهای staging تست کردن و بعد کم‌کم با سیستم rollout خودشون روی کل شبکه deploy کردن. نتیجه نهایی این بود که بدون downtime جدی و بدون آسیب به مشتری‌ها، کل زیرساخت یا patch شد یا زیر mitigation امن قرار گرفت. https://blog.cloudflare.com/copy-fail-linux-vulnerability-mitigation/ @codehalic | کدهالیک

فک کنم فقط منم که از مرگ آدمای بی گناه ناراحت میشم :) نه؟ @codehalics | کدهالیک
فک کنم فقط منم که از مرگ آدمای بی گناه ناراحت میشم :) نه؟ @codehalics | کدهالیک

یه مفهوم من درآوردی دیگ هم داریم به اسم Rubber Duck Debugging معمولا من توی دخترای برنامه نویس دیدم میرن عروسکش میخرن براش باگارو توضیح میدن اگر پسرشو دیدید لطفا گزارش بدید که بریم پیگیری کنیم چی شده اینکارو داره میکنه داستانش اینه که وقتی گیر یه باگ میفتی، شروع می‌کنی مشکل رو مرحله‌به‌مرحله برای یه اردک پلاستیکی زرد توضیح دادن نکته اینجاست که خودِ فرآیند توضیح دادن باعث میشه ذهنت منظم‌تر کار کنه و خیلی وقتا وسط توضیح دادن، خودت متوجه اشتباهت بشی. یعنی لازم نیست حتماً یه آدم دیگه جواب رو بدونه؛ صرف اینکه داری مسئله رو «قابل فهم» توضیح میدی، مغزت باگ رو پیدا می‌کنه. فرقش با Linus’s Law اینه که اون میگه «چشم‌های بیشتر = احتمال بیشتر برای پیدا شدن باگ»، ولی Rubber Duck Debugging میگه «شفاف توضیح دادن مسئله = احتمال بیشتر برای فهمیدن باگ». هردوشون روی این ایده سوارن که باگ وقتی از حالت مبهم توی ذهنت خارج بشه، پیدا کردنش راحت‌تر میشه. البته بازم بگم همه اینارو اون طرفش هوش مصنوعی بزارید دیگ یعنی هوش مصنوعی بشه نقش اون رابر داک و نقش چشم هایی که باید باگ هارو پیدا کنند چون واقعا داریم از اون نسل که باید ساعت ها میشستی دیباگ میکردی تا مشکل پیدا کنی گذر میکنیم چون الان ایزی ایزی کلاد همه اینکارارو به بهترین شکل برات میکنه ! @codehalics | کدهالیک

یک مفهوم من درآوردی دی

من یه پوریا لاو هم دارم ( لاو لایفم رو نمیگم منظورم قانون من در آوردی خودمه) که میگم اگر یه کد رو به چندتا ایجنت هوش مصنوعی بدی معمولا نتیجه بهتری میگیری بنظرم آپدیت این قانون الان اینشکلیه که فقط از جمنای و فقط از کدکس و فقط از کلاد استفاده نکنی تجمیعشون کنی و از تجمیعشون تصمیم بگیری خیلی خیلی برای من این نکته تاثیر گذاشته و دوما تست نویسی ! به هوش مصنوعی میگم تست بنویس برای این سناریو ها حالا هر وقت کدو تغییر بده تست ها پاس نشه میگم دیدی نشد دیدی پی پی کردی تو کد من!! بعد اینطوری میتونم جلوی خیلی از unexpected behaviors هارو بگیرم یه بار پوریا لاو رو تست کنین شگفت زدتون میکنه ! @codehalics | کدهالیک

FYI : For Your Information باگ معروف Heartbleed یه حفره امنیتی خیلی خطرناک توی کتابخونه‌ی OpenSSL بود که سال ۲۰۱۴ کشف شد. OpenSSL همون چیزیه که خیلی از سایت‌ها برای رمزنگاری و HTTPS ازش استفاده می‌کنن. مشکل از یه قابلیت به اسم “Heartbeat” اومده بود؛ هکر می‌تونست به سرور یه درخواست تقلبی بفرسته و سرور بدون بررسی درست، بخشی از حافظه‌ی خودش رو پس بده. تو اون حافظه ممکن بود اطلاعات خیلی حساس مثل پسورد، کوکی لاگین، پیام‌ها یا حتی کلید خصوصی SSL وجود داشته باشه. چیزی که Heartbleed رو ترسناک‌تر کرد این بود که این باگ حدود دو سال توی یه پروژه‌ی اوپن‌سورس بسیار معروف وجود داشت و کسی متوجهش نشده بود. این دقیقاً شد ضد مثال معروف برای Linus’s Law؛ یعنی صرف اینکه کد جلوی چشم همه باشه کافی نیست، باید آدم‌های متخصص واقعاً کد رو بررسی کنن. بعد از افشای باگ، کلی سایت بزرگ مجبور شدن سریع OpenSSL رو آپدیت کنن، سرتیفیکیت‌هاشون رو عوض کنن و از کاربرها بخوان پسوردهاشون رو تغییر بدن. @codehalics | کدهالیک

برای ادامه قوانین مهندسی نرم افزار Linus's Law لینوس لاو یه ایده معروف تو دنیای برنامه‌نویسیه که میگه: «اگه آدم‌های زیادی کد
برای ادامه قوانین مهندسی نرم افزار Linus's Law لینوس لاو یه ایده معروف تو دنیای برنامه‌نویسیه که میگه: «اگه آدم‌های زیادی کد رو ببینن، پیدا کردن باگ‌ها راحت‌تر میشه.» یعنی وقتی یه پروژه اوپن‌سورس باشه و کلی دولوپر و کاربر بهش دسترسی داشته باشن، احتمال اینکه یکی مشکل رو پیدا کنه یا حتی براش راه‌حل بده خیلی بیشتره. چیزی که برای یه برنامه‌نویس پیچیده و گیج‌کننده‌ست، شاید برای یه نفر دیگه خیلی واضح باشه. به خاطر همین پروژه‌هایی مثل لینوکس یا Apache معمولاً سریع‌تر باگ‌هاشون کشف و درست میشه. البته این قانون همیشه هم معجزه نمی‌کنه. فقط اوپن‌سورس بودن کافی نیست؛ باید آدم‌هایی واقعاً در حال بررسی و مشارکت باشن. مثلاً باگ معروف Heartbleed توی OpenSSL دو سال مخفی مونده بود، با اینکه پروژه کاملاً متن‌باز بود. یعنی «چشم زیاد» وقتی مفیده که واقعاً کسی داره نگاه می‌کنه. به همین خاطر این قانون بیشتر از اینکه یه حقیقت مطلق باشه، یه یادآوریه که همکاری، شفافیت و کد ریویو جمعی معمولاً کیفیت نرم‌افزار رو بهتر می‌کنه. #lawsofsoftwareengineering @codehalics | کدهالیک

داخل کار باشه (گروهمون ) به طور اکتیو داریم همه جاب آفر هایی که توی لینکدین و تلگرام و توییتر و باقی سوشال مدیا هست رو باهم شیر میکنیم تا زودتر بتونیم افرادی که تعدیل شدن رو به بازار کار معرفی کنیم اگر مایل بودید حتما جوین بشید به گروهمون @job_bashe

تکراریه ولی این به این منزله اس که هنوز دنبال فرانت دولوپر میگرده Abanro is looking for a Senior Back-End Developer to join our growing product team. We are building a modern platform for social media sales and looking for someone who is comfortable working in a startup environment, takes ownership, and enjoys building scalable systems. Requirements: Strong experience with FastAPI Experience with microservices architecture Hands-on experience with Kafka Solid knowledge of PostgreSQL Familiarity with Redis Experience working with Docker https://forms.gle/j1aKyFbTYWnUDd828 @job_bashe

یکم از مزایای ایرانی بودن بگم براتون که امروز مجبور شدم برای بیلد پروژم ۳۵۰ ت بدم رانفلر اجازه بده از میرورهاش استفاده کنم و
یکم از مزایای ایرانی بودن بگم براتون که امروز مجبور شدم برای بیلد پروژم ۳۵۰ ت بدم رانفلر اجازه بده از میرورهاش استفاده کنم و قسمت جالب ماجرا اینه که کلا برای سه تا پروژه که بیلد گرفتم و صرفا سیگنیچر پکیج رو چک کرده چون از قبل نود ماژولش رو داشتم ۱۰۰۰ تا از کوت هام مصرف شده و ۲۰۰۰ تا دیگ مونده یعنی خوش بینانه سه بار دیگ میتونم بیلد بگیرم :)))))))) خلاصه این چیزا توی خارج قفله ولی ما داریم تو ایران خیلی جذاب و خنده دار باهاش برخورد میکنیم @codehalics | کدهالیک

سایمون ویلیسون، یکی از معروف‌ترین آدم‌های حوزه AI و برنامه‌نویسی، میگه مرز بین «vibe coding» و برنامه‌نویسی حرفه‌ای با کمک هوش مصنوعی داره کم‌کم از بین میره. قبلاً vibe coding یعنی فقط به AI بگی یه چیزی بسازه بدون اینکه حتی کدهاشو نگاه کنی؛ بیشتر برای پروژه‌های شخصی و فان. ولی الان ابزارهایی مثل Claude Code اون‌قدر خوب شدن که حتی برنامه‌نویس‌های حرفه‌ای هم دارن بدون چک کردن تک‌تک خط‌ها از خروجی AI توی پروژه‌های واقعی استفاده می‌کنن. نکته ترسناک ماجرا اینجاست که خودش اعتراف می‌کنه کم‌کم داره به AI مثل یه هم‌تیمی قابل اعتماد نگاه می‌کنه، نه یه ابزار ساده. یعنی همون‌طور که توی شرکت‌ها همیشه کد تیم‌های دیگه رو کامل نمی‌خونی و فقط بهشون اعتماد می‌کنی، حالا بعضیا دارن همین حس اعتماد رو به agentهای AI پیدا می‌کنن. به نظرش این تغییر کل روند توسعه نرم‌افزار رو زیر و رو می‌کنه؛ چون الان تولید کد انقدر سریع شده که گلوگاه اصلی دیگه «نوشتن کد» نیست، بلکه تست، اعتماد، تجربه واقعی استفاده و تشخیص کیفیت نرم‌افزاره. این مقاله برای دیروزه و خیلی تا به امروز ترند شده https://simonwillison.net/2026/May/6/vibe-coding-and-agentic-engineering/ @codehalics | کدهالیک

بچه ها من قراره تو این Organization گیتهاب راجع به کوبرنتیز اون چیزایی که بلدم رو بنویسم ممنون میشم هم کمک کنین دیده شه وهم ب
بچه ها من قراره تو این Organization گیتهاب راجع به کوبرنتیز اون چیزایی که بلدم رو بنویسم ممنون میشم هم کمک کنین دیده شه وهم باهم کانتریبیوت هم داشته باشیم عالی میشه https://github.com/K8S-Academy/Pods @codehalics | کدهالیک

کلود با اسپیس‌ایکس همکاری جدیدی شروع کرده تا ظرفیت پردازشی خودش رو به‌طور جدی افزایش بده. طبق این توافق، کلود قراره از تمام ظرفیت پردازشی دیتاسنتر Colossus 1 استفاده کنه ظرفیتی که بیش از ۳۰۰ مگاوات توان اضافه در اختیارش می‌گذاره همین موضوع باعث شده محدودیت استفاده از Claude Code و Claude API افزایش پیدا کنه از امروز، محدودیت ۵ ساعته Claude Code برای پلن‌های Pro، Max و Team دو برابر می‌شه، محدودیت ساعات شلوغ برای کاربران Pro و Max حذف می‌شه و محدودیت API برای مدل‌های Opus هم به شکل قابل توجهی بالا میره البته حواستون باشه که محدودیت هفتگی همچنان پا بر جاست یعنی اینکه لیمیت هفتگی خیلی سریع تر از قبل پر میشه و مدت بیشتری باید منتظر بمونین ! @codehalics | کدهالیک

یه مثال خیلی خوب برای Bus Factor، خود لینوکسه. از بیرون به‌نظر میاد پروژه خیلی به لینوس توروالدز وابسته‌ست، ولی سوال اینه: چطوری کاری کرد که Bus Factor پروژه عملاً ۱ نمونه؟ یکی از جواب‌های مهمش Git بود. گیت کمک کرد توسعه لینوکس از حالت متمرکز خارج بشه؛ هر maintainer بتونه بخش خودش رو مدیریت کنه، تغییرات از چند لایه review رد بشه، و دانش و مسئولیت بین آدم‌های مختلف پخش بشه. لپ کلام: لینوس فقط آدم مهم پروژه نبود؛ سیستمی ساخت که پروژه بدون قفل شدن روی یک آدم، زنده بمونه. فک نکنم از این قشنگ تر میشد باس فکتور و هندل کردنش توی لینوکس رو توضیح داد دی: #lawsofsoftwareengineering @codehalics | کدهالیک

ادامه قوانین مهندسی نرم افزار ! یه مفهومی توی تیم‌های نرم‌افزاری هست به اسم Bus Factor. خیلی ساده یعنی چند نفر اگر از تیم حذف
ادامه قوانین مهندسی نرم افزار ! یه مفهومی توی تیم‌های نرم‌افزاری هست به اسم Bus Factor. خیلی ساده یعنی چند نفر اگر از تیم حذف بشن، پروژه می‌خوابه؟ مثلا اگر فقط یک نفر بلد باشه سیستم پرداخت چطوری کار می‌کنه، فقط یک نفر دیتابیس رو بفهمه، یا فقط یک نفر بدونه دیپلوی چطوری انجام میشه، Bus Factor اون بخش میشه ۱. یعنی تیم عملا روی دانش یک نفر قفل شده و با نبودنش همه‌چیز کند، مبهم یا متوقف میشه. هرچی Bus Factor بالاتر باشه، یعنی دانش بین آدم‌های بیشتری پخش شده و تیم سالم‌تره. راه‌حلش هم خیلی پیچیده نیست: مستندسازی درست، کدریویو، جفت‌کار کردن، چرخوندن مسئولیت‌ها، و اینکه هیچ آدمی تبدیل به تنها مرجع یک بخش حیاتی نشه. تیم خوب فقط با آدم‌های باهوش ساخته نمیشه، با پخش شدن دانش و کم شدن وابستگی‌های خطرناک ساخته میشه. #lawsofsoftwareengineering @codehalics | کدهالیک