es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

آبـــے🪷؛

آبـــے🪷؛

Ir al canal en Telegram

چای خورِ‌آبی‌نویس 🪷🐳' . فوروارد‌لطفا✨. http://t.me/HidenChat_Bot?start=6107586032

Mostrar más
467
Suscriptores
-324 horas
-67 días
+2430 días
Archivo de publicaciones
من از مرگ نمی‌ترسم. از روزی می‌ترسم که دیگر هیچ احساسی در من باقی نمانده باشد؛ روزی که قلبم فقط از روی عادت بتپد و چشمانم فقط برای دیدنِ تکرار باز شوند.

لطفا این پیامو فور کنید چنلای جدید پیدا کنم😭💘
تا جوین نشدم پاک نکنید🫶جوین اینجا اجباری نیست اما دوست داشتی بیا پیشم خوشحالم میکنی🫶💋

دیشب خواب تو را دیدم عزیزترین! می‌دانی کجا؟ در‌کوپه‌ی قطاری، ما در سفر بودیم و تو مرا بوسیدی و من از خواب بیدار شدم. یعنی به زودی می‌آیی، مگر نه؟
-۲۱ آوریل ۱۹۰۳/ نامه از آنتوان چخوف به اولگا کنیپر.

به جاهایی فکر می‌کردم که باید با هم برویم جاهای کوچک گمنام. که فقط بگویم با آناییس رفتیم اینجا، اینجا غذا خوردیم یا رقصیدیم.
-نامه از هنری میلر به آناییس نین.

photo content

خیلیییی ممنونم مهربون😭💙

Repost from N/a
سیندخت:دانا و صلح‌جو @hames_sh19 🩵

💔‌

چقدر دیر دیدمش

https://t.me/+d5izkLd9OmszYmRk بچه‌ها میایید اینجا؟

گاهی فکر می‌کنم ما آدم‌ها خیلی چیزها را یاد گرفته‌ایم، جز خودِ زندگی را. می‌توانیم ساعت‌ها درباره‌ی دنیا حرف بزنیم، اما وقتی کسی از نزدیک‌ترین فاصله به ما می‌گوید (حالم خوب نیست)، نمی‌دانیم با این جمله چه کنیم. برای هر چیزی توضیحی پیدا می‌کنیم، جز رفتارهایی که ناخواسته دل آدم‌ها را از ما سرد می‌کنند. کنار هم می‌مانیم، بی‌آنکه واقعاً حضور داشته باشیم؛ حرف می‌زنیم، بی‌آنکه چیزی از حرف‌های هم بفهمیم؛ و گاهی کسی را آن‌قدر دوست داریم که فراموش می‌کنیم او هم حق دارد جور دیگری زندگی کند.نمی‌دانم چرا هرچه زندگی پیچیده‌ترمی‌شود، رابطه‌های ما ساده‌تر و کم‌حوصله‌تر می‌شوند. انگار برای فهمیدن هر چیزی وقت داریم، جز آدمی که روبه‌رویمان نشسته. زود می‌رنجیم، زود کنار می‌کشیم، زود حکم می‌دهیم و دیر می‌فهمیم که شاید آنچه از دیگری دیده‌ایم، تمام چیزی نبوده که درونش می‌گذشته. فکر می‌کنم آدم بودن بیشتر از آنکه به کارهای بزرگی که انجام می‌دهیم مربوط باشد، در لحظه‌هایی خودش را نشان می‌دهد که هیچ‌کس حواسش به ما نیست؛ در حرفی که می‌توانیم بزنیم و نمی‌زنیم، در قضاوتی که به تعویق می‌اندازیم، در آدمی که دیگر برایمان فایده‌ای ندارد، اما هنوز برایمان مهم است.شاید زندگی کردن روی زمین همین باشد؛ پذیرفتن اینکه آدم‌ها همیشه قرار نیست مطابق میل ما باشند، همیشه حالمان را خوب نکنند و همیشه بهترین نسخه‌ی خودشان نباشند. اینکه بتوانیم از کسی دلخور باشیم، بی‌آنکه تحقیرش کنیم؛ دوستش نداشته باشیم، بی‌آنکه حق زندگی را از او بگیریم؛ با او مخالف باشیم و باز هم انسان بودنش را انکار نکنیم. شاید من هم مثل خیلی‌های دیگر هنوز در فهمیدن زندگی مانده‌ام. اما هر بار که می‌بینم چقدر راحت همدیگر را می‌رنجانیم و چقدر سخت مسئولیت رنجی را که ساخته‌ایم می‌پذیریم، بیشتر به این فکر می‌کنم که پیش از هر کشف بزرگی، باید کمی در رفتارهای معمولی‌مان تجدیدنظر کنیم. از آسمان و دریا عبور کرده‌ایم، اما هنوزگاهی نمی‌توانیم ازغرورمان،ازخودخواهی‌مان و از این نیاز همیشگی به محق بودن دست بکشیم.و چه عجیب است که انسان، با این‌همه دانستن، هنوز ممکن است نداند چگونه با انسانی دیگر زندگی کند. #هستی

sticker.webp0.04 KB

اونی که قرار بود نوشته‌م رو بخونه چرا نیومد دیگه

sticker.webp0.04 KB

ان چنان جای گرفتی تو به چشم و دل من که به خوبان دوعالم نظری نیست مرا.
-مولانا.

Repost from N/a
نگاهی به روابط تان بیندازید و مطمئن شوید سه ساعت از وقت‌ تان را برای یک فرد سه دقیقه‌ای صرف نمی‌کنید. -اثر مرکب، دارن هاردی.

و مگر عشق جز این است؟ اینکه کسی بیاید و تو، بی‌آنکه متوجه باشی، کم‌کم از نو به زندگی علاقه‌مند شوی؛ دلت بخواهد شهرهای ندیده را ببینی، در کوچه‌های غریب قدم بزنی، مزه‌ی چای‌های تازه را امتحان کنی و غروب را نه به چشم پایان یک روز، که به چشم تابلویی تماشا کنی که آسمان هر شب برایت نقاشی می‌کن.

موهایت بارانِ من، کفِ دستانت بالین من، بازویت پلِ من، چشمانت دریایِ من، انتظارت عمرِ من، حضورت تولدِ من و نبودنت ‌از دست رفتنم بود.
-نامه‌ی غسان کنفانی به غادة السمان.

sticker.webp0.57 KB