485
Suscriptores
+524 horas
+267 días
+2630 días
Archivo de publicaciones
روشنک ی سوال خیلییی مسخره بپرسم
من عاشق لنزم بعد همیشه تو چشمم هست
بنظرت برم طرح بزارم مسخرم نمیکنن؟🫠
بعد شانس من، هر مسافرتی میریم مقصد بارونه.
اصفهان، شیراز، بوشهر، زنجان، مازندران همه اینجاها روکه رفتم بارون بود
مگه میشه از بارون متنفر بود آخه شما شمالیه واقعا عجیبید
یه همکار داریم شمالیه
میگفت اوایل کارم تو شیراز یه بار تو بیمارستان بودم انقدر شلوغ بود که بیرون رو نمیدیدم بعد بچه ها میومدن میگفتن چقدر هوای خوبی شده
من میگفتم بهههه حالا هوا آفتابی و صافه
میگفت زدم بیرون دیگه بارون و تگرگه 😐🤣
چیطو به این هوا میگید هوای خوب 😒
وقتی میبینم بعضیا از کوچیکترین کارهای روتین خودشون کوه میسازن و هی همون رو بولد میکنن پشمام میریزه.
مثال میزنم، مثلا میره میرینه میاد میگه امروز بعد از تلاشهای زیادم و جنگیدن با افسردگی و حال روحی بدم و به خاطر حضور قوی پدر و مادر و خانواده خوبم و حمایتهای استاد دانشگاه عزیزم از جام بلند شدم یه لیوان آب توی ترول ماگ استنلیم خوردم و رفتم دستشویی و ریدم.
من خودمم ذوق ذوقیم، واسه همین چنل دارم.
حتی گاهی ژن شمالیم میزنه بیرون دلم میخواد بنر بزنم سطح شهر.
اینو بگم
من خیلی ادم ذوق ذوقی ای هستم
اینجوری که با کوچیکترین چیزا هم خوشحال میشم و ذوق میکنم
و دلم میخواد این ذوق و با بقیه به اشتراک بذارم
اما متاسفانه اکثر دوستایی که دارم بی بخار و بی ذوقن میگن وا مگه بچه ای😒😒😂
خانمییی امروز کاراموزی فارمامون تموم شد و چون تو دوران کاراموزی نمیتونستم لاک بزنم
الان لاک قرمزززز زدمممم🥲😍
