فرنجک
Ir al canal en Telegram
فرنجک. [ ف َ رَ ج َ ] ( اِ ) کابوس و عبدالجنة را گویند و آن گرانی و سنگینی باشد که در خواب بر مردم افتد. بختک. @OopsGreen
Mostrar más492
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
-1030 días
Archivo de publicaciones
492
Trio élégiaque No. 1 in G Minor
Eugene Feigin٫ Tatiana Feigin &
Jack Gebczynski (Re: 1988- 89)
492
زمانی میرسید که گویا دیگر هیچ چیز حرکتی و بانگی ندارد. حتی صدای برآمدن نفسی و به هم خوردن بالی نیز شنیده نمیشد. همهچیز در اطراف من به دریایی میمانست که خردترین موجی نباشد تا چین بر پیشانیاش بیفکند. و من در این هنگام، خود را در آغوش زمان رها میکردم، آسوده و بیخیال، و میدیدم که همراه دنیا و همهچیز، به سوی ابدیت سیر میکنم. دلم میخواست سالهای سال به همین حال بمانم. و گاه زمانی دراز آسایشم پا بر جا میماند، اما ناگهان در اتاق چیزی صدا میکرد، صندلی یا میزی بود که گمان میبردم چون من از درد خود مینالَد. و من میدیدم که آن زمان دور و دراز آسایش لحظهای بیش نپاییده بود.
مردی در قفس
-فریدون تنکابنی
492
Camille Saint-Saëns – Danse Macabre, Op. 40.
قطعهٔ رقص مردگان؛ از عصر زیبای فرانسه. برگرفته از همان افسانهٔ قرون وسطایی که مرگ در نیمهشب روز نخست نوامبر، مردگانرو از گورها بیرون میکشد و با نواختن ویالن، آنها را به رقص وادار میکند، این رقص تا تا سپیدهدم ادامه دارد و با طلوع خورشید مردگان به گورهای خودشان بازمیگردند.
