viva la vida
Ir al canal en Telegram
بنظرم که اگه زندگی بهت لیمو داد تو باهاش لیموناد درست کن. t.me/HidenChat_Bot?start=5119726374
Mostrar másIrán128 896La categoría no está especificada
552
Suscriptores
Sin datos24 horas
+17 días
+1130 días
Archivo de publicaciones
552
Repost from ·Alaska, Alaska·
همیشه عاشق داستان آدمهایی بودم که برای ایجاد تغییر در زندگیشون، از جایی که بودن میرفتن؛ از خونهشون، شهرشون، کشورشون. آدمهایی که زندگی و همهی انسانهایی که میشناختن رو پشت سر میذاشتن، یک هویت جدید برای خودشون پیدا میکردن، و سعی میکردن همه چیز رو از نو شروع کنن. رها کردن رو دوست داشتم و هنوز هم دوست دارم. دوباره و دوباره شروع کردن!
توی همهجا دنبال حس «تعلق داشتن» میگشتم و وقتی پیداش نمیکردم فکر میکردم شاید بهترین زندگی برای من همینه. اینکه مدام در حرکت باشم، از جایی به جای دیگه، از زندگیای به زندگی بعدی، یک هویت رو رها کنم و برم سراغ یکی دیگه. رها کردن! انقدر برم که بالاخره بتونم یک جایی بشینم و بگم که بله! من به اینجا تعلق دارم. به این جمع، به این مکان، به این آدم. اگر اینجا نشد، میتونم باز به جای دیگهای برم و دوباره شروع کنم و دوباره بگردم. در ذهنم داشتن گزینههای زیاد رو دوست داشتم.
دوست دارم هنوز به این فکر کنم که این همهش نیست. همهی ماجرا این نیست. من اگر به اینجا تعلق ندارم، قطعا یک جایی اون بیرون هست که برای منه! یک چیزی هنوز اون بیرون منتظر منه که من فعلا پیداش نکردم. عیبی نداره. انقدر میگردم که پاهام درد بگیرن ولی درنهایت به جایی برسم که بتونم بگم: «سلام. میتونم دیگه اینجا بشینم و استراحت کنم؟ اینجا برای منه!»
552
Repost from ·Alaska, Alaska·
شاید دارم دیوونه میشم. یعنی اگه یه کم دیگه فکر کنم مغزم از توی سرم میزنه بیرون و میافته توی دستهام!
552
https://t.me/mobinathe1/7750
این عکس های ساده باعث میشه آدم بفهمه زندگی جریان داره و ادایی نیس و خیلی به دل میشینه
552
فاصله ی بین
"میتونم؟"
و
"میتونم."
کلی گریه،نخوابیدن و فکر وخیال هست.
پس دست کم نگیر!
