es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete 👈

فلسفه تحلیلی

فلسفه تحلیلی

Ir al canal en Telegram

◆کانال آموزشی انجمن علمی فلسفه علم شریف ◆ Contact: @NDjmi

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
754
Suscriptores
Sin datos24 horas
+17 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
Why Isn’t There More Progress in Philosophy?

◆ «آیا فلسفه پیشرفت می‌کند؟» دیوید چالمرز استاد دانشگاه نیویورک، سه سؤال را از هم جدا می‌کند: ۱) آیا اصلا در فلسفه پیشرفت وجود دارد؟ ۲) آیا فلسفه به اندازه‌ی علوم پیشرفت می‌کند؟ ۳) اگر نه، چرا پیشرفت بیشتری در فلسفه وجود ندارد؟ برخلاف علوم سخت، در فلسفه همچنان درباره‌ی پرسش‌های بزرگ فلسفه مثل رابطه‌ی ذهن و بدن، اراده‌ آزاد، اخلاق، وجود خدا و شناخت جهان خارج هنوز همگرایی گسترده‌ای میان فیلسوفان ایجاد نشده است. چرا پیشرفت و اجماع در فلسفه به اندازه‌ی علومِ‌ سخت، نیست؟

منطق فراسازگار و تناقض‌گرایی.pdf0.93 KB

◆ | منطق فراسازگار و دیالتئیسم(تناقض‌گرایی)| ◆ «گراهام پریست»، فیلسوف، منطق‌دان و استاد ممتاز دانشگاهِ CUNY در این رابطه توضیح می دهد.

◆ فراتر از بنیادینگی | جاناتان شافر | چه چیزی باعث می‌شود یک ویژگیِ جهان بر ویژگی دیگری مبتنی باشد؟ آیا برای توضیح این وابستگی، دانستنِ «امر بنیادین» کافی است؟ | ◆ جاناتان شافر، استاد ممتاز فلسفه دانشگاه راتگرز ، در این سخنرانی سراغ ساختارِ تبیینِ متافیزیکی می‌رود. او بحث را از پرسشِ کواین و اینکه «چه چیزهایی وجود دارند؟» آغاز می‌کند و به پرسشِ «چه چیزی(حقیقتی) بر چه چیزی(حقیقتی) مبتنی است؟» می‌رسد.

«شرم‌تان باد ای خداوندان قدرت» اندیشه‌ای که در برابرِ کشتار و خفقان، به سکوت پناه ببرد و یا در هزارتویِ واژگان پنهان شود، به ابزاری برای تزیین و سرپوش بیداد تبدیل گشته است. فلسفه، ایستادن در آستانه‌ی حقیقت است. حقیقتی که امروز در سرتاسر مُلک، خونین و نمایان است. اگر چه در این روزگار، کلماتی چون مردم، آزادی، انسانیت، حقِ حیات، از معنا تهی شده است، انزجار و خشم، به حقیقی‌ترین معنای خود رسیده است.

◆ محسن زمانی روز سه‌شنبه در رابطه با آزمایش فکری با ما سخن خواهد گفت.

◆ سلسله جلسات سخنرانی انجمن علمی فلسفه علم شریف ◆ «آزمایش فکری در فلسفه» ◆ دکتر محسن زمانی(پژوهشگاه دانش‌های بنیادی)(ipm) ◆ ل
◆ سلسله جلسات سخنرانی انجمن علمی فلسفه علم شریف ◆ «آزمایش فکری در فلسفه» ◆ دکتر محسن زمانی(پژوهشگاه دانش‌های بنیادی)(ipm) ◆ لینک صفحه philpeople محسن زمانی ◈زمان: سه شنبه ۲۰ آبان ساعت ۱۷:۰۰ ◈مکان: گروه فلسفه علم، تالار دکتر گلشنی ⭕️ مهم! لطفا مشخصات خود را در این قسمت جهت ورود به دانشگاه شریف وارد کنید. (در غیر اینصورت متاسفانه حراست دانشگاه از ورود شما جلوگیری خواهد کرد) ◆ انجمن علمی فلسفه علم شریف

◆ کتاب فلسفه ورزیدن:‌ از کنجکاوی معمولی تا استدلال منطقی، نوشته‌ تیموتی ویلیامسن ◈ بخش ۵: آزمایش فکری ◈ مترجم: محسن زمانی #فلسفه‌ـ‌ورزیدن ⚪️[for all levels] 🆔 t.me/analyticphil

◆ درسنامه «مسئله گتیه» ◈ #معرفت‌شناسی 🟢 [b] @Analyticphil

◆ درسنامه تحلیل سنتی «دانش» ◈ #معرفت‌شناسی 🟢 [b] @Analyticphil

⚪️[for all levels] 🆔 t.me/analyticphil

◆ فهم متعارف: نقطه آغازین بحث ما انسان ها در زندگی روزمره خود فهم متعارفی داریم، برای مثال: ۱)ما چیزهای زیادی می‌دانیم: ما دانش‌های متنوعی داریم، از حقایق مربوط به محیط اطرافمان (رنگ پس زمینه این متن که می خوانید) و حالات ذهنی خودمان (من احساس شادی از خواندن این متن می کنم!) گرفته، تا فکت های علمی (زمین به دور خورشید می گردد) و حالات ذهنی دیگران (مردی در خیابان کارگرشمالی می خندد پس خوشحال است) مثالهایی از موارد دانش ما میباشد. ۲)این دانش‌ها منابعی دارند: ما دانش را از راه‌های مشخصی به دست می آوریم، از جمله: ◈ ادراک حسی: از طریق حواس پنجگانه. ◈ حافظه: به یاد آوردن اطلاعات گذشته. ◈ استنتاج: نتیجه گیری منطقی از دانشهای قبلی. ◈ گواهی: گفته های دیگران، که بخش عظیمی از دانش ما را تشکیل می‌دهد.(این که دانشگاه صنعتی شریف دانشگاه خوبی است، بر اساس گواهی سایت‌ها و دوستان و اخبار) ◈ درون نگری : آگاهی از حالات ذهنی و احساسات درونی خود. این دیدگاه متعارف، نقطه شروع معرفت‌شناسی است؛ اما تاریخ فلسفه با چالشی جدی برای این دیدگاه مواجه می‌شود. ◆ چالش بزرگ: شکاکیّت شکاکیت فلسفی، این فهم متعارف را به چالش می‌کشد. شکاکان با طرح این پرسش که «از کجا معلوم این باورها درست باشند؟»، اساس دانش ما را زیر سؤال میبرند. شکاکیت را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: ◈ شکاکیت محلی : دانش را در یک حوزه خاص انکار می‌کند. برای مثال، یک شکاک محلی ممکن است بگوید ما هرگز نمیتوانیم به حالات ذهنی دیگران دانش پیدا کنیم، زیرا تنها به رفتار ظاهری آنها دسترسی داریم(رفتارگرایی)(یا شکاکیّت در رابطه با وجود داشتن جهان خارج از ذهن) ◈ شکاکیت فراگیر: ادعا می‌کند که ما هیچ چیز را نمیدانیم(خودشکن است و فاقد اعتبار است). این چالش شکاکانه، یعنی شکاکیّت در رابطه با وجود جهان خارج (که طرح و پاسخ به آن در دوران مدرن با فیلسوفانی چون رنه دکارت (در تامّلات) به اوج خود رسید) فیلسوفان را واداشت تا به دنبال تحلیلی دقیق و معیاری روشن برای «دانش» باشند تا بتوانند از آن در برابر این حملات دفاع کنند. ◈ تحلیل سنتی دانش: نظریه سه جزئی (JTB) در پاسخ به این چالش‌ها، فیلسوفان برای قرن ها به تحلیلی از دانش دست یافتند که ریشه های آن به افلاطون بازمیگردد. این تحلیل که به «تحلیل سنتی» یا «نظریه سه جزئی» (JTB) مشهور است، دانش را یک باور صادقِ موجه تعریف می‌کند. ▣ فرد (s) می‌داند (p) را اگر و تنها اگر: ۱. اس(s) باور داشته باشد که (p) (شرط باور) : فرد باید آن گزاره را پذیرفته باشد. این جزء ذهنیِ دانش است(باور یک حالت ذهنی است). ۲. (پی) (p) صادق باشد (شرط صدق): آن گزاره باید با واقعیت منطبق باشد. این جزء عینیِ دانش است. دانش نمیتواند کاذب باشد. بیان این جمله که «من می‌دانم زمین صاف است» نادرست است؛ دانش همیشه با صدق همراه است. ۳. باور S به P موجه باشد (شرط توجیه ): فرد باید دلایل و شواهد خوبی برای باور خود داشته باشد. این شرط، دانش را از یک حدسِ درستِ شانسی متمایز می‌کند. برای مثال، اگر شما باور داشته باشید که باران می‌بارد، و واقعاً هم باران ببارد، اما باور شما صرفاً بر اساس یک حس درونی و بدون دیدن ابر یا شنیدن پیش بینی هواشناسی باشد، شما دانش ندارید؛ تنها یک «باور صادق شانسی» دارید.چرا؟ چون که ما انسان‌ها این را مصداقی از دانش نمی‌دانیم. شرط توجیه نیازمند شواهد و دلایل معتبر است. اما در ادامه خواهیم دید که این دیدگاه با چالشهای پرشماری مواجه می‌شود. 🟢 [b] 🆔 @Analyticphil

◆ معرفت شناسی: کاوشی در ماهیت دانستن معرفت شناسی یا دانش شناسی، شاخه ای از فلسفه است که به بررسی ماهیت، خاستگاه و حدود دانش م
◆ معرفت شناسی: کاوشی در ماهیت دانستن معرفت شناسی یا دانش شناسی، شاخه ای از فلسفه است که به بررسی ماهیت، خاستگاه و حدود دانش می پردازد. این شاخه از فلسفه به پرسش‌های بنیادینی پاسخ می‌دهد که در تار و پود تمام علوم و حتی زندگی روزمره‌ی ما تنیده شده‌اند: «دانش چیست؟»، «از کجا می‌دانیم که چیزی را می‌دانیم؟»، «چه میزان از شواهد برای دانستن نیاز است؟» ◈ اهمیت و گستره ی معرفت‌شناسی معرفت شناسی جایگاهی ویژه و بنیادین در فلسفه دارد، زیرا با تمام شاخههای دیگر علم و دانش ارتباط مستقیم دارد. یک فیزیکدان ادعای دانستن «قوانین طبیعت» را دارد، یک فیلسوف ادعای دانستن اصل «اینهمانی لایب نیتس» را می‌کند ، و یک شهروند عادی ادعای دانستن امور روزمره مانند «در ایران جمعه ها بانک تعطیل است!» را می‌کند. معرفت شناسی به خود این «ادعای دانستن» می پردازد. این شاخه معیارهایی را بررسی میکند که به ما اجازه می‌دهد میان یک باورِ درستِ اتفاقی و یک باورِ مستدل تمایز قائل شویم. بنابراین، دغدغه‌های آن برای هر کسی که به عقلانیت و حقیقت اهمیت میدهد، حیاتی است. 🟢 [b] 🆔 @Analyticphil

◈تصور کنید که با دوستتان در یک غروب پاییزی در خیابان ولیعصر قدم می‌زنید و لحظات خوشی را سپری می‌کنید، آیا این تجربه ممکن است
◈تصور کنید که با دوستتان در یک غروب پاییزی در خیابان ولیعصر قدم می‌زنید و لحظات خوشی را سپری می‌کنید، آیا این تجربه ممکن است خواب باشد؟ ◈ چقدر این امکان اهمیّت دارد؟ ◈ اگر تجارب ما همگی در خواب باشند، آیا می‌توانیم متوجه شویم؟ ◈ فرض کنید ناگهان به آینده سفر کنید، و در شهری خود را بیابید که برگ‌های درختان زرد است، ولی تقویم گوشی شما سال ۱۴۴۴ و ماه خرداد را نشان دهد، کدام شواهد برای این که بدانم «من الان در چه فصلی هستم؟» برای شما مهم تر است؟ ◆ ۱۵ روز آینده در مهرماه را با «معرفت شناسی» سپری خواهیم کرد. #معرفت‌شناسی 🆔 @Analyticphil

◈ ون فراسن تاریخ متافیزیک را تاریخ یک توهَم می‌داند ◈ ◆ باس ون فراسن (Bas C. van Fraassen)، فیلسوف هلندی‌ـ‌آمریکایی و استاد بازنشسته افتخاری(امریت) دانشگاه پرینستون است. او به عنوان یک فیلسوف تجربه‌گرا با دیدگاه آنتی رئالیستی خود در فلسفه علم شناخته می‌شود. ◆ در دیدگاه او هدف علم کشف صدق در جهان نیست، بلکه فقط باید نظریه‌هایی بسازد که کفایت تجربی داشته باشند. ◈ او اشاره می‌کند: «متافیزیک هنر بی‌معناحرف زدن به زبانی است که مخصوص این کار طراحی شده است» #متافیزیک ⚪️[f.a.l] 🆔@Analyticphil

◆ برای دانلود مقاله‌ هم می توانید از لینک زیر استفاده کنید. ◈ کافیست که doi مقاله مورد نظر را وارد کنید. ◆ https://www.sci-hub.se ◈ پ. ن: این سایت‌ و کتاب‌ها شامل Copyright infringement (نقض حق تکثیر) می‌باشد. (جهت آگاهی نسبت به موضوع اخلاقی) 🆔@Analyticphil

+8
◆ کتاب‌هایی که برای مسیر «متافیزیک» معرفی شد را می‌تونید از اینجا دانلود کنید. 🆔@Analyticphil

◆ رویکرد بنیانگذار منطق (ارسطو) به استدلال را می‌توان بدین صورت بیان کرد که باید: الف) دسته‌ی (class) چیزها را مشخص کنیم، ب) نسبت (relation) بین این دسته‌ها را تشخیص دهیم، و ج) قضایایی تشکیل دهیم که در آنها این نسبت‌ها مشخص شوند. عنصر بنیادی استدلال از نظر ارسطو(به جز گزاره) در واقع همان دسته‌ها بودند، یعنی معدودی مقوله که تمام چیزهای جهان را می‌توان در آنها گنجاند. بدین‌ترتیب ارسطو، با شناسایی چهار نوع قضیه‌ی حملی موجبه‌ی کلیه (همه‌ی X‌ها Y هستند)، موجبه‌ی جزئیه (بعضی X‌ها Y هستند)، سالبه‌ی کلیه (هیچ Xای Y نیست)، و سالبه‌ی جزئیه (بعضی X‌ها Y نیستند)، به چگونگی نتیجه‌گیری از طریق قیاس حملی متشکل از این قضایا پی برده و دستگاه استنتاجی خود را بنا کرد. امروزه، مباحثی چون، دسته‌بندی، نسبت‌ها، مقوله‌ها و عمدتاً ذیل آن، قضایا از فصول مهم متافیزیک تحلیلی است؛ امری که علاوه بر نفوذ گسترده‌ی ارسطو، پیوند منطق و متافیزیک در فلسفه‌ی وی را نشان می‌دهد (کافی است به شباهت category و categorical propositions توجه کنیم). ◆ اما فلسفه‌ی ارسطو وجود نسبتی را پیش‌فرض گرفته است که امروزه بدان grounding گفته می‌شود. متافیزیک‌دانان در سال‌های اخیر، پیرو کیت فاین و جاناتان شافر، از این واژه برای بیان کردن نسبت وابستگی (dependency) متافیزیکی استفاده کرده‌اند: اگر x پایه در (is grounded in) y دارد، آنگاه x در معنای مشخصی برای وجود داشتن، یا صدق، یا سرشت خود، به y وابسته است. از نظر ارسطو وقتی تعریف یک نوع بر حسب جنس و فصل را پیدا کردیم، آنگاه این امر واقع که چیزی به آن نوع تعلق دارد، پایه در تعلق آن چیز در آن جنس، و داشتن ویژگی فصل‌ساز از سوی آن چیز دارد. این امر حتی وقتی که عضویت در یک نوع، دقیقاً و ضرورتاً منطبق با دسته‌ای از چیزهای دارای آن فصل باشد، صادق است. برای نمونه، اگر تعریف صحیح دسته‌ی پستانداران، حیوان مودار باشد، آنگاه امر واقع "پستاندار بودن یک سگ" پایه در "حیوان بودن آن" و "مودار بودن آن" دارد، حتی اگر "مودار بودن" و "پستاندار بودن" در مصداق (منظور تمام مصادیق آنهاست) با هم منطبق باشند. کماکان این امر برقرار است که پستاندار بودن به طور جزئی پایه در مودار بودن دارد، و البته نه برعکس. ◆ بحث در مورد نسبت grounding (نه با نام و تمرکز فعلی)، پیش از ارسطو و در طول تاریخ فلسفه نیز جاری بوده است. نمونه‌ی معروف آن در محاوره‌ی «اوتیفرون» افلاطون آمده است، جایی که سقراط و اوتیفرون به جستجوی تعریف یا ماهیت دینداری می‎روند. آن دو بر این موضوع به توافق می‌رسند که خدایان هر عمل مقدسی را دوست می‌دارند، و هرآنچه که خدایان دوست بدارند مقدس است. اما سقراط، بابت این انطباق مصداقی راضی نیست: این واقعیت که فعل خاصی مقدس شمارده می‌شود و خدایان آن را دوست می‌دارند، برای این امر که تعریف "مقدس"، "دوست‌داشته‌شدن توسط خدایان" است کفایت نمی‌کند. حتی انطباق ضروری دو خاصیت نیز سقراط را راضی نمی‌کند امری که منطق‌دانان هم‌ارزی مفهومی می‌نامند. در عوض، سقراط می‌خواهد بداند که یک فعل مقدس است زیرا توسط خدایان دوست داشته می‌شود، و یا اینکه خدایان یک فعل را دوست دارند زیرا آن فعل مقدس است. بدین ترتیب، به نظر می‌رسد که افلاطون، در جستجوی پاسخی برای پرسش از نسبت grounding است. آیا تقدس یک فعل پایه در دوست‌داشته‌شدن آن فعل توسط خدایان داشته، و یا عشق خدایان پایه در تقدس آن شئ دارد؟ تکرار این عبارات از انتهای بند قبلی خالی از لطف نیست که آیا پستاندار بودن یک سگ - به طور جزئی- پایه در مودار بودن آن دارد و یا برعکس؟ ◈ (ع . ق) ▣ Copi, I. M., Cohen, C., & Rodych, V. (2018). Introduction to logic (15th ed.). Routledge. ▣ Koons, R. C., & Pickavance, T. (2017). The atlas of reality: A comprehensive guide to metaphysics. Wiley-Blackwell. 🔵[i] 🆔@Analyticphil

◆ رویکردهای اصلی در متافیزیک معاصر ◈در چشم‌انداز کنونی متافیزیک تحلیلی، می‌توان دو رویکرد کلان را تشخیص داد که هر یک پاسخی منسجم به مجموعه‌ای از پرسش‌های متافیزیکی ارائه می‌دهند. این دو رویکرد را می‌توان رویکرد ارسطویی (یا نوارسطویی) و رویکرد هیومی (نو هیومی یا لوئیسی) نامید. ۱) بسته ارسطویی :جهانی با ساختار ذاتی غنی این رویکرد، واقعیت را دارای ساختاری غنی و ذاتی می‌داند. ▪︎ در باب علیت و صفات: به خواص استعدادی(Dispositions) قائل می‌باشند. این رویکرد به وجود قوا به عنوان ویژگی‌های بنیادین اشیاء باور دارد. قوانین طبیعت، بیانگر همین قوای ذاتی اشیاء هستند ▪︎ در باب زمان: این دیدگاه معمولاً با نظریه الف (A-Theory) زمان سازگار است که طبق آن، "زمان" واقعاً جریان دارد و تمایز میان گذشته، حال و آینده یک ویژگی عینی و بنیادینِ واقعیت است. ▪︎ در باب پایداری : این رویکرد به دوام‌گرایی مبتنی بر فرآیند (Process-based Endurantism) گرایش دارد؛ یعنی اشیاء به طور کامل و یکپارچه در زمان پایدار می‌مانند. ▪︎ در باب ترکیب : این دیدگاه اغلب به کثرت‌گرایی نوظهور (Emergent Pluralism) {معادل بهتری نیافتم} باور دارد؛ یعنی ترکیب پدیده‌ای واقعی اما محدود است که منجر به ظهور کل‌های جدید با خواص نوظهور می‌شود. ◇ این رویکرد، جهانی را به تصویر می‌کشد که سرشار از ساختار، قوه، جوهر و تغییر واقعی است و با بسیاری از شهودهای عرفی ما سازگار است. ۲) بسته هیومی/لوئیسی: جهان به مثابه موزاییک کیفیات این رویکرد، که از دیوید هیوم الهام گرفته و توسط دیوید لوئیس (David Lewis) به اوج خود رسیده، تصویری بسیار حداقلی و صرفه‌جویانه از واقعیت به ما ارائه می‌دهد. ▪︎ در باب علیت و صفات : این رویکرد قوای ذاتی را انکار می‌کند. جهان در بنیادین‌ترین سطح خود، یک«موزاییک چهاربُعدی از کیفیات محلی»است. علیت چیزی جز توالی منظم و الگوهای تکرارشونده در این موزاییک نیست. ▪︎ در باب زمان : این دیدگاه با نظریه ب (B-Theory) زمان سازگار است. زمان بُعدی مانند ابعاد فضایی است و همه لحظات به یک اندازه «واقعی» هستند. ▪︎ در باب پایداری : این رویکرد به امتداد گرایی افراطی (Extreme Perdurantism) گرایش دارد. اشیاء با داشتن اجزاء زمانی در زمان پایدار می‌مانند و هویت پایدار صرفاً یک ساختار زبانی یا مفهومی است. ▪︎ در باب ترکیب : این دیدگاه اغلب با کلیّت‌گرایی (Universalism) همراه است؛ یعنی هر مجموعه‌ای از اشیاء، یک کل واحد را تشکیل می‌دهند. ◇ این رویکرد، جهانی را به تصویر می‌کشد که در بنیاد خود بسیار ساده است. هرگونه پیچیدگی، حاصل الگوهای تکرارشونده در یک موزاییک ساده از کیفیات است. ▣ Koons, R. C., & Pickavance, T. H. (2015). Metaphysics: The fundamentals. Wiley Blackwell. 🔵[i] 🆔@Analyticphil