𝙒𝙞𝙣𝙜∣𓆃
Ir al canal en Telegram
⁰³⁶¹⁶ ‹🕋› -تـو،نبایددُعـایمنبـاشی؛ ازخُداخواسـتم، موافقبود؛میتوانیخـدایمنباشی.- . ꒷معبد: @amirroham_music1🪽 . 🗣: @Romirwingbot ⁰³⁷²⁸
Mostrar más242
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
-1830 días
Archivo de publicaciones
242
-بهم احترامی گذاشته نشد بله؛ امّا هنوز هم تربیت و ادبِ احترام گذاشتن رو در عین دیدنِ بیاحترامی همراه خودم دارم؛ این یکی از چندین چیزیه که از شخصیت قدیم دونفری که شاید الآن نشناسمشون یادگار دارم.
242
عزیزی که اسمِ "ماکان" چنلش رو کرده امیر یا رهام مطمئن باشید از اول هم محض ریا و اقتضای عموم به اسم ماکان فعالیت میکرده و به قولی همون "تکلاور" معروف بوده😂.
242
کاش درست و حسابی میرفتید؛ موندید و کارتون شده تمسخر و تحقیر بلکه دیده بشید و شاید این بین چیزی عوض شد یا شد مثل قبل؟! از لحاظ عقلی هنوز ۱۲ ساله ای بیش نیستید حقیقتاً، حرمت روزگاری همخونه بودن رو هم بلد نیستید نگه دارید، امثال شما از اول به اسم "هوادار" بودید ولی در واقعیت شخصیتی از لجن دارید.
242
من حتی نای گفتن "بمان" رو هم داشتم،
و گفتمش برای بارهای خیلی زیادی،
ایکاش میشنیدی، ایکاش..
242
این آخرین پیام وینگ اینجا نخواهد بود، من روزگاری که از دلتنگی ریسمانی برای چنگ زدن نداشته باشم به این خرابه پناه میارم و میدونم که فقط من همچین احساسی ندارم، ما خونه رو از دست دادیم ولی همخونه رو داریم هنوز، میتونیم روح نیمهجونمون رو توی این خرابه کنار هم نگه داریم نه؟..
242
حتی نمیدونم آخرین جمله ی پیامی که برای وداع با تو مینویسمش چی باید باشه.
فقط میدونم نمیتونم دست از برای تو نوشتن بردارم یادگارِ سیاه و سفید نوجوونی و جوونیم.
تو به بیرحمانهترین شکل ممکن از دستم رفتی ولی ازت ممنونم بابت روزهایی که خنده ی رو لبم نبودی و باعث شدی قلبم لبخند بزنه، بابت تمام عشقی که به من دادی و باعث شدی از هر عشق دیگه ای بینیاز باشم و غنی باشم از یک احساس مقدس و توصیف نشدنی.
حتی بابت غمی که از الآن تا همیشه برام از خودت به جا گذاشتی هم ممنونم، حداقل زخمی که هیچوقت ترمیم نمیشه رو ازت یادگاری دارم🩶.
242
تو تموم شدی، ولی من پایانی برای ادامه دادن تو توی ذهنم اعلام نمیکنم چون امکان نداره بتونم سالها خاطره و عاطفه عمیق و مقدس رو یک شبه از یاد ببرم.
توی واقعیت تو تموم شده ای، امّا گوشه افکارم تو تا ابد برام معنا داری و ادامه.
من با هیچ توجیهی تنها علاقه ای که نامیراترین پناهم میدونستمش رو پایان نمیدم..
بله، وای به حال منی خواهد بود که قراره به جای گفتن از امید به دوباره دیدنت، از دلتنگی بیثمر و تموم نشدنی برات بگه؛ ولی تو اگر تونستی به راحتی، خودخواسته به خودت پایان بدی من به زمان نیاز دارم برای باور نبودنت؛ یه زمان طولانی..
242
فقط اینکه؛ بیرحمانه گذاشتید جوونه ی عشقتون حتی به کوچکترین و جزئیترین ترکهای زندگیمون رسوخ کنه.
مایی که بیش از پنج ساله اینجاییم خوب از غمی که امشب تا آینده ای نامعلوم به دوش میکشیم باخبریم چرا که همدمترین رفیقهامون رو از شما داریم، تقویم شمسی برای ما بیمعنا خواهد شد وقتی روز به روزش اثری از یاد و حضور شما رو به همراه داره، حتی از اعداد نمیتونیم به راحتی عبور کنیم چرا که حتی اونها هم یه جوری راهشون رو به سمت شما باز میکنن..
و این منتهای بیرحمیه که بازگشت به زندگی قبل از شما عملاً غیرممکن میشه و بیرحمانهتر اینکه شما هم ناتوانید توی گذشتن از این خونه و خونواده، امّا نه به اندازه ما..
242
-کاش حداقل اگر قرار بر فکر کردن به جدایی میبود چه از سمت ما و چه شما، همونقدر که ماکان با شکوه متولد شد و با شکوه ادامه داد، پایان با شکوه و ماندگاری از خودش میذاشت هرچند اندوهناک و غیرقابل قبول؛ ولی حتی این پایان عجیب با ماکان ناهماهنگی داره.
حس میکنم یه ماکان دیگه جداگانه رقم زدید و اون رو دارید تموم میکنید چون ماکانِ با شکوهی که من میشناختم شایسته خداحافظیِ بهتری بود🖤..
