باگ نویس فعلی، کشاورز آینده
Ir al canal en Telegram
OLD: SomeRegularBPDguy Everybody is welcomed to join 🦖 -Do you think God stays in heaven because he too lives in fear of what he's created? برای درخواست جوین شدن به چنلتون پیام ندین🙏🏻 http://t.me/BluChtBot?start=61a5a807bcd5aa8a8949
Mostrar más107
Suscriptores
-124 horas
Sin datos7 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
Repost from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
ما به همون اندازه که در کودکی احساس امنیت کردیم، در بزرگسالی میتونیم عشق بورزیم.
یادمه قدیما 7 8 صبح که میخواستم پاشم حس مرده ای رو داشتم که از قبر به زور میخواستن بکشنش بیرون
و الان که خودم طرفای 5 6 با راحتی و رضایت پامیشم، با پوست و استخون یادآوری شد بهم ک آدم تا وقتی کاریو خودش نخواد بکنه، براش شکنجه خالصه
Repost from شیشهی عمر
دبستان که بودیم، بوفه مدرسه صفی بود. اسمش این بود که صف ببندید و نوبتی خرید کنید. ولی در عمل همه مثل مورچههای دور شیرینی کپه میشدن جلوی پنجره بوفه. هر کس بلندتر بود، یا بلندتر داد میزد، یا دستش به طرف فروشنده درازتر میشد، اول خوراکی میخرید. همه داشتن برای بقا میجنگیدن. اونی به خواستهش میرسید که بیشتر خودشو خوار و ذلیل کرده بود تا برندهی کپه مورچهها بشه.
از همون کلاس اول از اینجور سیستمها بیزار شدم تا الان. اون موقع صبح یک ربع زودتر راه میافتادم، از سوپری خوراکی میخریدم که مجبور نشم واسه کیک و ساندیس کشتی بگیرم. ولی هر چی بزرگتر میشم، تشکهای کشتی بیشتر میشن و سوپریای سر کوچه کمتر.
چرا من باید خواب ببینم که پت جوجه تیغی دارم
بردمش حمومش دادم
و بعد همش نگرانم چون بعد از حموم دادنش پیداش نمیکنم؟؟!
تلاش برای بقا، در اوج خستگی، اونم وقتی فقط زنده ای و زندگی نمیکنی
چیزی نیست که بتونی با امید و آرزو نگهش داری و امیدوار باشی که به چیزی میتونی برسی
نمیدونم تا کی میتونم در با این شرایط دووم بیارم و ادامه بدم...
Repost from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
بسیاری از افراد به جای تجربهی سوگ، وارد «کنترل» سوگ میشن. چون سوگ یعنی پذیرش ناتوانی، و این برای ذهنِ در جستجوی بقا، خیلی دشواره.
Repost from ALWAYS
امیدوارم اونچیزی که بهت حس خوبی میده، کفه سبکتر ترازو نباشه. امیدوارم بتونی عواقب انتخاب نکردن کفه سنگینترش رو تاب بیاری.
دلم برا بچه اولی ها میسوزه، کسایین که همه چیز رو در خام ترین(رفتار خونواده) تجربه کردن و بیشترین هاله های ابهام رو توی زندگیشون دارن و همچنان انتظارات غیر معقول هم ازشون دارن...!
ماهاییم که بیشتر از چیزی که باید احساس میکنیم(تو کیس ما BPDها که بله :) )
یا چیزی اینجا بوده که با ما کاری کرده از «حس کردن» فرار کنیم؟
Repost from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
ذهنِ تحلیلی بیشفعال، یکی از دفاعهای رایج در برابر احساساتِ شدیده. فکر کردن زیاد، راهی برای عدم تجربهی احساساته.
Repost from نشر میلکان | Milkan
🔻چهار اصل غیرمنتظره برای دوستیابی در بزرگسالی
📌من چهار روش را برای ایجاد دوستیهای پایدار در زندگی بزرگسالی ارائه میکنم:
🔸۱. ابتدا روی خودتان تمرکز کنید
این کار ممکن است خودخواهانه به نظر برسد؛ اما حقیقت این است که وقتی زمان و انرژیمان را صرف علایق و اشتیاقهای شخصیمان میکنیم، برای دیگران جالبتر و دوستداشتنیتر میشویم. مردم به افرادی جذب میشوند که بااعتمادبهنفس و پُرشور و درگیر زندگی باشند.
🔸۲. بهدنبال پذیرفتهنشدنِ بیشتر باشید، نه کمتر
وقتی خود را در معرض ارتباط با دیگران قرار میدهیم و تلاش میکنیم ارتباطات جدیدی بسازیم، پذیرفتهنشدن اجتنابناپذیر است. بهجای ترس از پذیرفتهنشدن، سعی کنید آن را بپذیرید. درک کنید که پذیرفتهنشدن نشانگر ارزش یا اهمیت شما بهعنوان انسان نیست؛ بلکه فرصتی برای یادگیری و رشد است.
🔸۳. سختگیرتر باشید
نکتهای که مشاورههای مرسوم برای دوستیابی بهکلی از آن غافل میشوند، این است که چقدر باید در انتخاب دوستان سختگیر باشید. منظورم این نیست که فردی متکبر و ازخودراضی باشید و فکر کنید از دیگران برتر هستید. تنها چیزی که پیشنهاد میکنم، این است که بهجای تلاش برای ارتباطگرفتن با همه، بر ایجاد ارتباطات عمیق و معنادار با چند فرد کلیدی تمرکز کنید.
🔸۴. انتظاراتتان از دیگران را کنار بگذارید
هر رابطهی سالمی از هر نوعی نباید با شروط و قیدوبند همراه باشد. وقتی با این انتظار به تعاملات اجتماعی نزدیک میشویم که چیزی در عوض به دست بیاوریم، ممکن است نیازمند یا ناصادق یا حتی فریبکار به نظر برسیم.
📕راهنمای نامتعارف خوشبختی
✍مارک منسن
•نشر میلکان•
@nashremilkan
تو مسیر تجریش هم یه کادیلاک قدیمی دیدم
که باعث شد یاد این شاهکار بیوفتم و کمی خاطره زنده کردم با گوش کردنش
@averagebpdguy
