es
Feedback
چـکـامـهـ زار 🌘📜

چـکـامـهـ زار 🌘📜

Ir al canal en Telegram

سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2

Mostrar más
447
Suscriptores
-124 horas
-137 días
-630 días
Archivo de publicaciones
وأعرف أیضًا أن حُبَكِ یستحقُ أن یعیشَ الإنسانُ له... می‌دانم که عشقت شایسته‌ی آن است که آدمی برایش زندگی کند... #غسان_كنفانی

وأعرف أیضًا أن حُبَكِ یستحقُ أن یعیشَ الإنسانُ له... می‌دانم که عشقت شایسته‌ی آن است که آدمی برایش زندگی کند... #غسان_كنفانی

می‌دانم که دل تنگ‌مانده‌ای ولی به دنبالم نمی‌آیی می‌دانم که عاشق منی اما بر زبانت جاری نمی‌شود و این گونه در سکوت تو قاتل منی غاده السمان

هم‌چنان خیره شدن به چشمان‌ات شبیه لذتِ شمارش ستارگان در شبی کویری‌ است و هم‌چنان نام‌ات در زندگی‌ام تنها نامی‌ است که «ممنوع از تجزیه» و بحث و گفت‌وگوست در یادِ منی هم‌چنان رود رود و غار غار و زخم زخم و خوب به‌یاد می‌آورم عطر دستان‌ات را چوب‌های آبنوس و ادویه های عربی مبهم پراکنده در شبِ کشتی‌های سفر کرده به نامعلوم‌ها اگر نبود حنجره‌ام غاری کولاک شده، به تو می‌گفتم سخنی شیرین و گوارا شبیه به جمله‌ «دوست‌ات دارم» غاده السمان

تو را می‌خواهم، با تمام هوش و حواس‌ام يا با آن‌چه باقی مانده بعد از آشنايی با تو! ㅤㅤㅤㅤㅤㅤ غاده السمان

می‌‌دانم رفتنت حتمی است همانگونه كه عشقت حتمی است می‌دانم شب‌هايى خواهم داشت كه در آن طولانى خواهم گريست به اندازه‌ی خنده‌هاى اكنونم و سعادت امروزم همان اندوه آينده‌ام خواهد بود اما رقص بر لبه‌‌ی پرتگاهت را به خواب شبانه ترجيح می‌دهم همچون یک موميايی كه زمان را بى‌حركت در تابوتش مى‌خواباند. ‏غادة می‌‌دانم رفتنت حتمی است همانگونه كه عشقت حتمی است می‌دانم شب‌هايى خواهم داشت كه در آن طولانى خواهم گريست به اندازه‌ی خنده‌هاى اكنونم و سعادت امروزم همان اندوه آينده‌ام خواهد بود اما رقص بر لبه‌‌ی پرتگاهت را به خواب شبانه ترجيح می‌دهم همچون یک موميايی كه زمان را بى‌حركت در تابوتش مى‌خواباند. ‏غادة السمان

عاشق متن هایش هستم... داشتید بفرستید...

«الغُربة!؟ هي أن تفقد حديث من تحب…» غربت!؟ یعنی هم‌صحبتیِ آنی را که دوستش داری از دست بدهی… #غسان_كنفانی
«الغُربة!؟ هي أن تفقد حديث من تحب…» غربت!؟ یعنی هم‌صحبتیِ آنی را که دوستش داری از دست بدهی… #غسان_كنفانی

شروع

شکرررررر

حس می‌کنم تنها بیکار منم🕶

در حال ساخت چالش

مبروك

شروع

آماده؟

در حال ساخت چالش

خا خیر رمان بماند به فعلاً بیایید گیممم

رمان بنویسم نشر کنم می‌خوانید؟!

قضاوت مان می‌کنند، بی‌خبر از آشوب درون مان...! #دوشیزه_سادات

هعیییی بیبینید همینطوری رَدی رَدی نگاه کنیددددددددد