چـکـامـهـ زار 🌘📜
Ir al canal en Telegram
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
Mostrar más436
Suscriptores
Sin datos24 horas
-77 días
-1630 días
Archivo de publicaciones
تا امروز از تو نوشتم امشب از عشقت انصراف میدهم سخت است دوست داشتنِ تو خستهام...
میخواهم
کمی استراحت کنم
شاید فردا
دوباره عاشقت شدم.
بیداریام چه دانی؟ ای خفتهای که شبها
نَنْشَستهای به حسرت، نشمردهای ستاره
#فروغی_بسطامی
چگونه میشود گریخت عزیزِ من؟
چگونه باید گریخت که دیگر وجود نداشت.
که جایی دیگر از نو زاده شد؟
Repost from N/a
هل تأتي لنشربَ الشايَ المُرَّ معًا،
فتُحلِّي صوتُك فنجاني.؟!
میایي باهم چايِ تلخ بنوشیم که
صدایت استکانم را شیرین کند؟!
شب چقدر بیدار است
من را نیز بیدار نگه میدارد و تاریکم میکند؛
در حالی که تو! در خواب شیرینت به سر میبری،
و من از فکر تو، تمامِ روز هایم را شَب میپِندارم.
هم بیدارم و هم تاریک..
-نوشتهای از من
