چـکـامـهـ زار 🌘📜
Ir al canal en Telegram
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
Mostrar más460
Suscriptores
Sin datos24 horas
+397 días
+2430 días
Archivo de publicaciones
د عمرم محتضر ندیده ام و ای کاش نبینم تا آخر عمر. دیدنش جرأت میخواهد شجاعت میخواهد که من ندارم...
وقتی میبینمش گریه ام بند نمیشود...!
گمانم مرگ در جوانی بهتر از مرگ در پیری است!
و خب گمانم هیچ چیز دشوار تر از این نیست که عزیزت را از دست بدهی.
Repost from ☽︎ مِهسار | یاس یوسفی ☾︎
این پیام را فور کن چنلت فولدر بگذارم جذب بگیری.
اینجا + اسپانسر جاین باش.
شات جوینی و لینک کانال بفرست بات. @Qesanaweesbot
در این دنیا هیچ چیز و هیچ کس به درد آدمی نمیخورد پس تا میتوانی بچسب به نماز و قرآن.
آنچه مهم است أعمال صالحه است نه مال متاع دنیا.
#دوشیزه_سادات
"هرچه انسان آگاهتر شود، غمگینتر میشود، زیرا درک کردن سختترین چیزی است که انسان میتواند تجربه کند!"
Repost from N/a
دیدی؟
از نزدیک ناامید کننده بودم.
مرا باید از همان دور دوست میداشتی!🫠❤️🩹
#حرم
سلام و عرض احترام به همهی دوستان عزیز 🌱
امروز میخواهم یک فصل کوتاه اما بسیار تأثیرگذار را با شما شریک بسازم؛
فصلی دربارهی مدیریت زمان، موضوعی که اگر درست درک و استفاده شود، میتواند تغییرات بزرگی در زندگی ما ایجاد کند.
⏰ همهی ما وقت یکسان داریم، اما تفاوت انسانهای موفق در این است که چگونه از زمان خود استفاده میکنند. این فصل کمک میکند یاد بگیریم کارهای مهم را در اولویت قرار بدهیم، از اتلاف وقت جلوگیری کنیم و با نظم و برنامهریزی، به اهداف خود نزدیکتر شویم.
✨ اگر به دنبال پیشرفت شخصی، موفقیت در درس، کار و زندگی هستید، مطالعهی این فصل را از دست ندهید. با وجود کوتاه بودن، نکات آن بسیار کاربردی و قابل اجرا است.
📘 پیشنهاد میشود این فصل را با دقت بخوانید و سعی کنید نکات آن را در زندگی روزمره عملی بسازید. مطمئن باشید تأثیرش را خیلی زود احساس خواهید کرد.
امیدوارم این مطلب برایتان مفید باشد و قدمی کوچک اما مؤثر در مسیر موفقیتتان بردارد 🌸
Repost from درهی واژهها🤎
|برای زن|³
چی است این زن بودن،
که در اوج شکنندگی؛
میخندد و قوی میماند...
#شراره_رحیمی
من در خیالاتم دنیایی دارم...
دنیایی که در آن، صاحب یک کافه کوچک و دنجم؛
کافهای پر از عطر قهوه و بوی کاغذهای کهنهی کتابها.
دختران نویسنده دورم را گرفتهاند،
هرکدام غرق در نوشتن، در خیال، در جملههایی که جان دارند.
صدای ورق خوردن کتابها با موسیقی آرامی در هم میآمیزد،
و من، با فنجانی قهوه در دست،
لبخند میزنم به دنیایی که خودم ساختم،
دنیایی که پر از واژه است، پر از رؤیا...
و جایی برای آرام گرفتنِ دلهامان.
#دوشیزه_سادات
Repost from N/a
گَهگاهی حیران میمانم از اینکه فامیل به شدّت قید گیری دارم خوشحال باشم یا خفه!
