چـکـامـهـ زار 🌘📜
Ir al canal en Telegram
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
Mostrar más434
Suscriptores
Sin datos24 horas
-37 días
-330 días
Archivo de publicaciones
خب چرا نام کانال را تغییر دادم؟
در حقیقت یک عادتی دارم که نمیدانم خوب است یا نه حالا هر چی چه خوب چه بد حالا عادتم است دگ...
چیز های خاص و کمیاب را دوست دارم
اشخاص خاص
کتاب های خاص
متون خاص
اشعار خاص...
و چیز های دیگر...
همه اش...
و چون همه جا را خیال گرفته بود ...
هر کانالی را میدیدم خیال داشت و خب مره خوشم نمیداد که اسم کانالم مث همه باشه میخایم متفاوت باشم.
دوست داشتم یک اسم خاص و کمیاب بگذارم که همینطور هم شد چکامه زار اسم کمیاب و خاص پیدا کردم منم تغییرر دادم.
و قبلاً بیان کرده بودم که قرار است تغییرات ایجاد کنم حالا وقتش شد.
اما امیدوارم هیچوقت بی حوصلگی را
تجربه نکنید
بیحوصله برای کار های تان، بیحوصله
برای حرف زدن، بیحوصله برای
خوابیدن، بیحوصله برای غذا خوردن،
بیحوصله برای رفتن، حتی بیحوصله
برای ماندن.
اگر برای تو خیری داشت میماند
اگر دوستدارت بود حرف میزد
و اگر مشتاقِ دیدنت بود، میآمد
-نزار قبانی-
Repost from منارة الهدی
جمعه مبارک🌸
بیایید با هم سورهی مبارکهی کهف را آیهبهآیه بخوانیم، تا دلهایمان را با نور قرآن روشن کنیم.
📖 آغاز میکنیم
کاش یک آغوش بود…
یک آغوشِ بیقضاوت، بیحرف، بیدلیل.
که وقتی جهان دور سرت میچرخد و همهچی زیادی شلوغ است
بتوانی بیصدا بروی و در آن قایم شوی…
و هیچکس جز اون آغوش، لازم نباشد بفهمد ات.
#دوشیزه_ساداتRepost from N/a
گاهی میخواهی همه چیز را به هم بزنی بشکنی بزنی بکوبی…
همه چیز را رها بکنی دروازه ای اتاق را ببندی پرده ها را بیندازی و یک اه از سر خستگی از سینه عبور دهی به خواب عمیقی بروی که خاطره های ازار دهنده را از یاد ببری 💔🔥
گفته بودم شادمانم؟ بشنو و باور مکن!
گاه میلغزد زبانم، بشنو و باور مکن!
گفتی آیا در توانت هست از من بگذری؟
گفتم آری می توانم... بشنو و باور مکن!
- سجاد سامانی
از درد ترک خورده و از زخم کبودیم
کوهیم و تماشاگر رقصیدن رودیم
او می رود و هر وجبش لاله و نسرین
ما سنگ تر از سنگ همانیم که بودیم
ما عزتمان بسته به این است بسوزیم
با داغ عزیزیم که خاکستر عودیم
تن رعشه گرفتیم که با غیر نشسته است
از غیرتمان بود نوشتند حسودیم
پیگیر پریشانی ما دیر به دیر است
دلتنگ به یک خنده ی او زود به زودیم
بر سقف اگر راستین قندیل فراز است
ما نیز همانیم فرازیم و فرودیم
بعد از تو اگر هم کسی آمد به سراغم
آمد ببرد آنچه ز تو تازه سرودیم ...
