چـکـامـهـ زار 🌘📜
Ir al canal en Telegram
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
Mostrar más444
Suscriptores
-124 horas
-137 días
-830 días
Archivo de publicaciones
خطاب به خودم:
كل النساء كلماتٍ عابرة
وأنتِ وحدكِ نص القصيدة.
همۀ زنان
واژگانی گذرایند
و تنها تو متنِ چکامهای.
Repost from مُـردآبــ»
با لطافت از تو پذیرا میشود در ابتدا، اما ناگهان ورق برمیگردد، از آدمها خستهاست و به کنایهها بیاعتنا، روحِ زیبایی دارد اما زخم نیز دارد، حالا محکمتر شده و برایِ چیزهای کوچک دلخون نمیشود، میخندد و میگذرد. اصلِ زندگی نیز همین است. اینجا شهریست به نامِ بارانِ بهار، همانقدر لطیف، و به همان اندازه محکم و استوار.
-سَمی آ
https://t.me/https_Chakameh_Zar
Repost from رُوحُالقَمَرِ🦢🌙
تصورم از ازدواجِ آن دختری که صرف طعامش فقط آب و خرما هست و بس
وای که چه عروس زیبایی بشود او.....🌸❤️🥹
Repost from رُوحُالقَمَرِ🦢🌙
تصورم از ازدواجِ آن دختری که صرف طعامش فقط آب و خرما هست و بس
وای که چه عروس زیبایی بشود او.....🌸❤️🥹
من حتی در صفحات اجتماعی هم غیر اجتماعی هستم بعد توقع دارید در زندگی اصلی اجتماعی باشم؟!!!!!
Repost from مُـردآبــ»
فور بزنید، چنلتون رو به یه شهر تشبیه کنم. و یا شهری رو بگید حال و هوای شهر(چنل) رو توصیف کنم.🦦
Repost from N/a
از بعضی آدمهای مذهبی نما باید ترسید
چرا؟ چون آنها به درجهای رسیدن که
مطمئناً؛ هر کاری بکنند اشکالی ندارد،
و فکر میکنند با عبادت کردن جبرانش
میکنند !
