es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

چـکـامـهـ زار 🌘📜

چـکـامـهـ زار 🌘📜

Ir al canal en Telegram

سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2

Mostrar más
434
Suscriptores
Sin datos24 horas
-37 días
-330 días
Archivo de publicaciones
‌ ای کاش نقش خینه دستت میبودم...🥹🫶🏻

چرا؟😐💔

موهایش هم از طرف من 🤣😑

خوب اس ناشناس استی وگرنه پوستت کنده میشد 😂🤦‍♀

حالی همی به کینه چقسم دیده میشه؟!😐 مه خو ندیدیم کسی را به کینه 😕🙄

حسودا😐🤦‍♀😂😫🤭
حسودا😐🤦‍♀😂😫🤭

الله خیر کنه😐🤦‍♀😂😂🤭
الله خیر کنه😐🤦‍♀😂😂🤭

‌ به دستان سفیدت رنگ خینه🤭 چرا سوی مه می‌بینی به کینه😕😒 دلبرم دلبر 😐😁🤭❤️

مادر، همیشه کوه بود. ساکت، اما پابرجا. اما جنگ، حتی کوه را هم لرزاند. در روزهایی که صداهای انفجار، جای لالایی را گرفت، مادر د
مادر، همیشه کوه بود. ساکت، اما پابرجا. اما جنگ، حتی کوه را هم لرزاند. در روزهایی که صداهای انفجار، جای لالایی را گرفت، مادر دیگر نخندید. چشم‌هایش همیشه دنبال چیزی بود؛ شاید پسرش، شاید خانه‌اش، شاید خاطره‌ای که در دود گم شده بود مادر، چادر سیاهش را سفت‌تر می‌گرفت. نه برای آفتاب، برای اشک‌هایی که نمی‌خواست کسی ببیند. سفره را می‌انداخت، حتی اگر نانی نبود. می‌گفت: «باید خانه بماند، حتی اگر سقفش سوراخ است.» جنگ از ما همه‌چیز گرفت، اما غم مادر چیز دیگری بود. آن غم، عمیق‌تر از صدای بمب، سنگین‌تر از بوی باروت بود. غمی که نه در فریادش می‌گفت، نه در ناله، فقط در سکوتی بلند، میان سینه‌اش پنهان مانده بود. مادر، قهرمان بی‌مدال جنگ است. او که جنگید، گریه کرد، صبر کرد، و هنوز هم منتظر کسی‌ست که شاید هرگز بازنگردد... #_صهراوی 🕊

یا رب، در میان این همه صدای بلند و دل‌های شکسته، ما را لحظه‌ای آرامش عطا کن. جهان پر از دویدن شده، پر از گریه‌هایی بی‌صدا، و دل‌هایی که هیچ‌کس از آن خبر ندارد. کاش می‌شد زمان بایستد… تا ما نفسی تازه کنیم، تا کودکِ درونمان، خنده‌ای دوباره بزند، تا مادری در کنج خانه، نگران فردا نباشد. یا رب، نانی گرم بر سفره‌ی خالی بگذار. دلی پر از امید در سینه‌ی آنانی که جز صبر، چیزی ندارند. ما سال‌هاست عادت کرده‌ایم به تماشای رفتن، به شنیدن خبرهای تلخ، به آرزوهایی که هرگز برآورده نشد. اما هنوز تو را داریم. هنوز نگاه‌مان به آسمان است. هنوز اگر اشکی می‌ریزیم، به امید رحمت توست. پس یا رب، این بار نگاهی کن به دل‌هایی که خاموش‌اند… و در خاموشی‌شان، هزار فریاد دارند. #-غایب نویس🖋

Repost from N/a
دیالوگ +خوبی -همم +یعنی نیستی خوب -خوب اگر بگویم خوب نیستم چیزی عوض میشود +نه غایب نویس🖋

واژه هایم .. بوی دلتنگی میدهد..🔥 #_غایب نویس

واژه هایم .. بوی دلتنگی میدهد..🔥 #_غایب نویس

و صد حیف برای کسانی که اسم شان را گذاشته اند مرد هزاران حیف !

کسانی که بویی از غیرت و شرافت نبوردن! کسانی که چیزی از نام مرد نمی‌دانند! کسانی که از مادر و خواهر پول خود را می‌خواهند! معتادین مبتلا به بیماری های روانی و موادی! کسانی که در جامعه روباه هستن و در خانه شیر! نامرد های، بیشرف ها! پشتون زمانی

کمایی امروزم 🥳😎 همین عیدی های شما چی شد؟!😒🤨
کمایی امروزم 🥳😎 همین عیدی های شما چی شد؟!😒🤨

اما امان از دستان این پسر🫠❤️‍🔥 انقدر قندول است که میگی بخورمش🤭 با پیراهن تنبان سفید دلم را برد😫🫠🤍 ماشاءالله ❤️‍🔥
اما امان از دستان این پسر🫠❤️‍🔥 انقدر قندول است که میگی بخورمش🤭 با پیراهن تنبان سفید دلم را برد😫🫠🤍 ماشاءالله ❤️‍🔥

دستان من نزد دستانش خیلی کوچکی می‌کند!😩💔😒

عید هرکس آن مهی باشد که او قربان اوست... - مولانا 🌱 دیدنت مثل نسیم خنک بعد از ظهرهای گرم تابستان بود... انگار لحظه‌ای همه چی
عید هرکس آن مهی باشد که او قربان اوست... - مولانا 🌱 دیدنت مثل نسیم خنک بعد از ظهرهای گرم تابستان بود... انگار لحظه‌ای همه چیز ایستاد، و فقط حضور تو معنا داشت. لبخندت، نگاهت، حرف‌هایت… همه‌شان دل را آرام کرد. رفیق جان، دیدنت نه فقط یک دیدار ساده، که آرامشی عمیق بود برای دلی که دلتنگت بود. خوشحالم که بودی، هستی، و دیدمت 🌿🫶🌙💚 #حضرت_رفیقم 💚

🍀 نوشته بود: « باکسی که نماز نمیخوانه دوست صمیمی نشو» 🤍