es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

چـکـامـهـ زار 🌘📜

چـکـامـهـ زار 🌘📜

Ir al canal en Telegram

سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2

Mostrar más
434
Suscriptores
Sin datos24 horas
-37 días
-330 días
Archivo de publicaciones
نمیدانم تجربش کردین یا نه،ولی اونی که از چشم میوفته دیگه محال است مثل قبل به دل بنشیند.

قبلنا صبر،حالا فقط دوری. #دوشیزه_سادات

بیخیال از هرچه خیال... #دوشیزه_سادات

و ما بین ناگفته ها کلافه ایم. #دوشیزه_سادات

استعداد عجیبی در حفظ ظاهر دارم. #دوشیزه_سادات

‌ ‌ ‌‌‌‌ آدم بالغ وقتی ناراحت است صحبت می‌کند با طرف، آدم کودک وقتی ناراحت است قهر می‌کند، آدم بیشعور هم میره پشت سر طرف حرف می‌زند . باید متوجه بود!

شاید چون خودش هم آن پریچهره بود… کسی که همیشه لبخند زد، امید داد، درخشید… اما کسی هیچ‌وقت پشت آن لبخندها را ندید. شاید نوشتنش، آینه‌ای شد از خودش؛ دردهایی که گفته نشده، اشک‌هایی که پنهان مانده… نوشت تا سبک شود، اما در کلماتش غرق شد و گریست، چون حقیقت بالاخره از پشت پرده‌ی سکوت بیرون زده بود. #دوشیزه_سادات

#کلام
در اوج خوشبختی می‌درخشید، چشمانش چون ستارگان شب، لبریز از نور و رؤیا بود؛ اما در پشت آن نگاه خیره و لبخندِ بی‌نقص، دلی خسته و تنها پنهان شده بود… گویی خوشبختی فقط نقابی بود بر چهره‌ی پریچهره‌ای که سال‌هاست در سکوتِ رنج، نفس می‌کشد. حالا چرا گریست وقتی این را مینوشت؟ @dark_vibes7

از من میشنوید تا میتوانید ديوانه باشید چون این دنیا جای قشنگی برای ادم های عاقل نیست..!

تا زمانی که از عمق دوست داشتنِ طرف مقابلت مطمئن نشدی، عمیقاً دوستش نداشته باش؛ چرا که عمقِ عشقِ امروز، همان عمقِ زخمِ فردای توست. #نزار_قبانی

من حذف شدن آدم‌ها را به غریبه شدن شان ترجیح می‌دهم، واقعاً ترجیح می‌دهم بدانم که فلان آدم از زندگیم رفته و دیگه هیچ نسبتی همراهم ندارد تا اینکه بدانم همچنان هست ولی بود و نبودش فرق چندانی ندارد، دوست دارم از آدم‌ها خاطره به جا بماند، نه صرفاً یک چهره‌ و اسم آشنا. #دوشیزه_سادات

«تحفةُ المؤمنِ الموتُ» «مرگ، هدیه‌ای برای مؤمن است.» #حدیث

همراهی نمیخواهی؟ بله، یاد گرفتم دست بکشم… اما نه از ضعف، بلکه از درک. یاد گرفتم که هر رفتنی، باخت نیست؛ بعضی رها کردن‌ها یعنی بردن خودم. امروز، آرامشم رو مدیون آن جدایی‌هایی… و همین‌که هنوز محکم ایستادم، یعنی هیچ‌کس نتونست من را بشکند. آنی که رفت، شاید خیال کرد پایان بود، ولی برای من، آغازِ شکوفایی بود. و حالا؟ اتحاد من با خودم، با آرامشم، با رشدم، محکم‌تر از هر رابطه‌ای‌ست. بله، سوختن دارد… مخصوصاً برای آن‌هایی که گمان می‌کردند من بعد از آن‌ها خاموش می‌شوم. #حضرت_یار

یاد گرفتم دست بکشم، از اشخاصی که روزی نزدیک‌ترین فرد به من بودند. از رابطه‌ای که به نظر می‌رسید همیشه دوام خواهد داشت، ولی فهمیدم که گاهی فاصله‌ها برای رشد و آرامش لازم‌اند. یاد گرفتم که بعضی‌وقت‌ها باید از کسانی که در کنارشان احساس خوشبختی می‌کنیم، دست بکشیم، حتی اگر جدا شدن سخت باشد. چون در این مسیر زندگی، باید خود را از بارهای سنگین آزاد کنیم تا بتوانیم به سوی آرامش و رشد پیش برویم. #دوشیزه_سادات

وقتی درختی عاشق تبر شده: زخم تبرت مانده ولی جای شکایت شادم که نگه‌ داشته‌ام از تو نشانه. 🖤 - سعدی

گاهی صمیمیت و نزدیکی زیاد باعث دوری می‌شود، زیرا وقتی دل‌ها به هم نزدیک می‌شوند، گاهی افعال و کلمات بی‌ملاحظه‌ای از انسان‌ها برمی‌آید که بدون قصد، فاصله ایجاد می‌کند. این فاصله‌گیری نه از روی دل‌زدگی، بلکه از دل‌تنگی است. وقتی نزدیکی از حد می‌گذرد، ممکن است لایه‌های شخصیتی آشکار شود که قبلاً نادیده گرفته می‌شد. و این تغییرات ناخواسته، حتی اگر تلخ باشند، می‌توانند به ما یادآوری کنند که حتی در صمیمیت نیز باید مرزهای احترام و درک متقابل حفظ شوند. #دوشیزه_سادات

پدرم: حالی او زنکه ای کچالو چرا ایقدر زود تمام میشه همی سر هفته دو خریطه آوردم مادرم: ای رقم از مه سوال می‌کنی فقط تمامش را خانه مادرم روان میکنم مه چی بفهمم وی همچنین اینجاب هر یک شب بعد ساعت یازده شب در حال بریان کردن چهار کچالو بر روغن داغ😋😕

بدون شک.

از او نظر که بیبینی تلگرام و تمام صفحات مجازی ناحق استند