چـکـامـهـ زار 🌘📜
Ir al canal en Telegram
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
Mostrar más445
Suscriptores
-324 horas
-107 días
-530 días
Archivo de publicaciones
چون دیشب وقتی موذن اذان صب را میداد از بیرون آمده و خوابیدیم الی چهار یا پنج عصر.
شبِ امتحان: لحظهای که میفهمی تمام ماه فقط در صنف حضور داشتی، اما هیچ چیز یاد نگرفتی!💔😂
مثل خورشیدی، ولی نه،ماه می آید به تو
چشم های قهوه ای والله می آید به تو!
منکه رعیت زاده ام، آهی ندارم در بساط
تو ولی از نسل خانی، شاه می آید به تو
یوسفی گم گشته ام، کنعان نمی آید به من
از عنایات زلیخا شاه می آید به تو!
هم تو می خواهی خودت را هم من، اما این وسط
بی تعارف واژه "خودخواه" می آید به تو
با حجاب از دید من- هرچند زیبایی ولی
روسری انگار با اکراه می آید به تو!
گرچه شاعر عاشق موی بلند مشکی است
قهوه ایِ روشنِ کوتاه می آید به تو...
🌚💘
ت اگ آدم واری حجاب کنی سم میگه او رقم که به گفته خودت فقط بپیچانی بیزو خوبش نمیگه
مه خو همی حجاب ره هر رقم که کردم از سرم لخشید 💔
کائنات ازی کرده واضح دگه پیام ره رسانده نمیتانه 🤣😔
