es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

چـکـامـهـ زار 🌘📜

چـکـامـهـ زار 🌘📜

Ir al canal en Telegram

سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2

Mostrar más
438
Suscriptores
Sin datos24 horas
-97 días
-1430 días
Archivo de publicaciones
❀ سوره الكهف ❀ 🎙 قارى: شيخ محمد اللحيدان 💎 رسول الله ﷺ فرمودند: هركس در روز جمعه سوره كهف را تلاوت نمايد، مابين دو جمعه اش نورانى مى‌شود. -صحيح الجامع ٦٤٧٠- 📚 #جمعه #سوره_الكهف

شروع کنیم

جمعه مبارک🌸 بیایید با هم سوره‌ی مبارکه‌ی کهف را آیه‌به‌آیه بخوانیم، تا دل‌هایمان را با نور قرآن روشن کنیم. 📖 آغاز می‌کنیم اللهم صلِ وسلم وبارك على نبينا محمد 🤍🍃

جمعه مبارک🌸 بیایید با هم سوره‌ی مبارکه‌ی کهف را آیه‌به‌آیه بخوانیم، تا دل‌هایمان را با نور قرآن روشن کنیم. 📖 آغاز می‌کنیم

هیچ کس ندید یه راه رو چند بار رفتی و با گریه برگشتی…

https://t.me/HarfChatBot?start=bbc6c855bb88 حرفی سخنی بفرمایید ….

ما هرکسی را طوری می کُشیم؛ بعضی ها را با گلوله، بعضی ها را با حرف، و بعضی ها را با کارهایی که کرده ایم، و بعضی ها را با کارهایی که تا به امروز برای آنها نکرده ایم. #داستایفسکی

🔷️موعظه اگر خواسته‌های نفس (میل درونی انسان) به سوی امور ناپسند و ناشایست رفت، باید با آن مخالفت کنی. همراهی با غرایز حیوانی، تو را از رشد بازمی‌دارد. پس به جای پیروی از این میل‌ها، باید نفس را با ادب و تربیت رام کنی. اگر به نفس خود هرچه دلش خواست بدهی، خواهش‌ها و شهواتش آرام نمی‌گیرد. درست مانند آتش که هرچه هیزم بیشتری بر آن بیندازی، شعله‌ورتر می‌شود. 🔹 این تشبیه بیانگر این است که میل و شهوت، حد و مرز ندارد و اگر کنترل نشود، هر روز بیشتر می‌شود و انسان را می‌سوزاند.

اینجا حتی نگاهت را قضاوت میکنند …🔥

«عزیزم، اینجا ساکت هم که باشی فکرهات قضاوت میشن»

از یه جایی به بعد، حالت نه خوبه، نه بد. از خودت میپرسی: «میتونی ادامه بدی؟» جواب میدی: «نه…» ولی ادامه میدی…!

اندوه در من رودخانه‌ی بزرگی‌ست. به زودی با هم به دریا می‌رسیم.

sticker.webp0.06 KB

ألهم صلي علي محمد و علي آل محمد..🍃🔥🕊

صبح به زیبایی لبخند تان بخیر 🍃🔥

رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد دلشوره ی ما بود، دل آرام جهان شد در اوّل آسایش مان سقف فرو ریخت هنگام ثمر دادن مان بود خزان شد زخمی به گل کهنه ی ما کاشت خداوند اینجا که رسیدیم همان زخم دهان شد آنگاه همان زخم، همان کوره ی کوچک، شد قلّه ی یک آه، مسیر فوران شد با ما که نمک گیر غزل بود چنین کرد با خلق ندانیم چه ها کرد و چنان شد ما حسرت دلتنگی و تنهایی عشقیم یعقوب پسر دید، زلیخا که جوان شد جان را به تمنّای لبش بردم و نگرفت گفتم بستان بوسه بده، گفت گران شد یک عمر به سودای لبش سوختم و آه روزی که لب آورد ببوسم رمضان شد یک حافظ کهنه، دو سه تا عطر، گل سر رفت و همه ی دلخوشی ام یک چمدان شد با هر که نوشتیم چه ها کرد به ما گفت مصداق همان وای به حال دگران شد……🤍🌱 #حامد_عسکری

افسوس که عمر رفت بر بیهوده هم لقمه حرام و هم نفس آلوده فرمودهٔ ناکرده پشیمانم کرد افسوس ز کرده‌های نافرموده #ابوسعید_ابوالخیر

اولین‌بار که دیدمش از نگاهش نور چکه می‌کرد و ماه در قهوه‌ی چشمانش شناور بود و من یقین یافتم که او ؛ گونه‌ی انسانی 🌘 است.