چـکـامـهـ زار 🌘📜
Ir al canal en Telegram
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
Mostrar más442
Suscriptores
-324 horas
-137 días
-1730 días
Archivo de publicaciones
Repost from ߊܩࡅ࡙ߺܥߊࡅ࣪ߺܘ🇵🇸
ای نسلِ به ظاهر دغدغهمند
شما که درد را در توییت و ایمان را
در استوری خلاصه کردهاید..
مهر تان را سپاس🦋❤️
نمیدانم یکی را کمی نوشتم گفته بودم ک حذف شد بعد از او دیگر سراغ اش نرفتم...
خیلی وقت بود مشتاق بودم دوباره متن بنویسی و من بخوانم خوشحالم که دوباره آمدی...🫠❤️
اگرم متن نمینویسی خیر پس رمان بنویس لطفاً🥹
میخواهی خوشحالم کنی؟
برایم نامهی خطی بنویس. با قلم. رو کاغذ. بعد بگذارش در پاکت نامه. بعد تمبر زیبایی برایش انتخاب کن. و برایم پستش کن.
من به غایت خوشحال میشم. خوشحالترین اسمای روی زمین.
مدت هاست می خواهم بگویم
دوستش دارم
اما...
شما که غریبه نیستید؛
رویش را ندارم
می خواهم بگویم
عاشق چشمانت شده ام
اما
شرم می کنم
می ترسم بگویم بودنت حالم را خوب می کند،
صدایت ؛
زیباترین آهنگ شب هایم می شود
می ترسم بگویم
او هم ماندنی نباشد
آدم ها را که می شناسی
تا بوی دوست داشتن به مشامشان می رسد
هنوز نیامده
هوای رفتن به سرشان می زند..
این شدت از بیذوقی و کسلی و بیخیالی و خسته گی و بی احساسی؛
در این سن روی قلبم خیلی سنگینی میکند.
«خوب شدن ممکن است سخت باشد زمانیکه کودک درونت به عشق احتیاج دارد، نسخه نوجوانت دنبال تلافی کردن است، و نسخهی فعلیت صرفاً دنبال آرامش است.»
هربار خواستم با یکی حرف بزنم و بگم خوب نیستم،
به خودم آمدم دیدم دارم به حرفایش گوش میدهم و آرامش میکنم.
Repost from N/a
ترسم این است که دیگر نه به آمدن کسی خوشحال شوم و نه به رفتن کسی ناراحت...
« به پایان فکر نکن.
اندیشیدن به پایانِ هر چیز، شیرینیِ حضورش را تلخ می کند. بگذار پایان تو را غافلگیر کند،
درست مثل آغاز . »
- خودمونیم ولی برایِ درمان بدبختی ها و دردهایِ بشر ؛ هیچ دوایی بهتر از آغوش نیست . . .
Repost from N/a
عمر کوتاه،مسئولیت بزرگ، راه پر خطر، دشمن بیدار،محاسبه دقیق، عذاب شدید!
Repost from N/a
گلِ محمدی من، مپرس حال مرا…
به غم دچار چنانم که غم دچار من است!
فاضل نظری
