چـکـامـهـ زار 🌘📜
Ir al canal en Telegram
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
Mostrar más446
Suscriptores
-124 horas
-137 días
-630 días
Archivo de publicaciones
Repost from رُوحُالقَمَرِ🦢🌙
سألوها: أأنتِ مجنونة؟ لماذا تضحکین وحدڪِ هکذا؟
فابتسمت مرةًّ أخري، حتی ظهرت غمزةّ في خدَها، وبعد لحظة قصیرةّ قالت:
.... ألیس من غیر العادل أن أبکي وحدي،
ولا أضحڪ وحدي؟
از او پرسیدند: مگر دیوانهای که با خودت اینگونه میخندی؟
و او باز هم خندید؛ آنچنان که چالگونهاش نمایان شد.
لحظهای بعد، آرام گفت:
..... ناعادلانه نیست که آدم باخودش اشک بریزد، اما با خودش نخندد؟
#بانو_فقیرزاده
نوشتهبود: کاش از تو دختری داشتم شبیه به تو، تا همانطور که پیر شدنِ خودم را میبینم، جوان شدنِ تو را هم ببینم...
و زیبا بود، خیلی زیبا...
و برای بار هزارمین صدقه زبان فارسی شوید که آسان ترین زبان است در میان همهی زبان ها!!!
از یک سنی به بعد یاد میگیری که گریه کنی و سرکار بری، غمگین باشی و درس بخوانی، ناراحت باشی و ظرفهارا بشوری، حوصله نداشته باشی و غذا درست کنی.
