•Vert•
Ir al canal en Telegram
711
Suscriptores
-424 horas
-97 días
+1730 días
Archivo de publicaciones
711
ارتباط مجدد با کسی که به شما آسیب رسانده، بیاحترامی به نسخهای از شماست که رنج کشیده است.
711
بذار پاییز برسه؛
یه روزِ بارونی میام دنبالت.
هودی هامونو بپوشیم و بزنیم بیرون
رو پل میشینیم و با موزیک میخونیم :
ببار ای نم نم باران , زمین خشک را تر کن
سرودِ زندگی سر کن ، دلم تنگه ، دلم تنگه.
بعد دعوتت میکنم به یه کافه.
یه قهوه داغ ،
با کیک شکلاتی ، از اونا که دوست داری.
چند ساعتی باهم به آرامش برسیم.
هیچ چیز اضافه ای نباشه،
فقط بارون باشه ، قهوه باشه ،
کتاب باشه ، موزیک باشه ، من باشم ، تو باشی.
711
داستان آهنگ"صبحت بخیر عزیزم" از معین رو میدونید؟
میگن که یه پسر ۱۶ ساله توی آبادان عاشق یه دختری میشه و پسره توی همون سن خانوادش و مجبور میکنه که برن خواستگاری ؛ میرن خواستگاری و پدر دختر میگه که تو دیپلم نداری و من دخترم و نمیدم بهت، چندسال بعد پسره دوباره میره خواستگاری پدر دختره بازم مخالف میکنه و میگه سربازی نرفتی میره سربازی و برمیگرده و پدر دختره هم به دلایلی بازم دختر خودش و نمیده تا اینکه پسر توی سن ۳۲ سالگی یعنی بعد از ۱۶ سال میتونه به معشوقهاش برسه و پدر دختره هم موافقت کرده
عروسی میکنن و شب میرن خونشون و میخوابن صبح پسره زودتر بلند میشه و میره وسایل صبحونه رو آماده میکنه و میاد که دختره رو بیدار کنه میبینه که نفس نمیکشه و بیدار نمیشه و پزشکا گفته بودن که دختره دیشب از شدت خوشحالی حمله قلبی بهش دست داده و همین شد که معین خونده:
"صبحت بخیر عزیزم، با آنکه گفته بودی؛ دیشب خدانگهدار."
