481
Suscriptores
Sin datos24 horas
-57 días
+1430 días
Archivo de publicaciones
481
اگه بخوام از چِشمات بگم باید بگم، مثلِ " Mehyad " که میگه چشمات منو نجاتم میداد.
یا مثل " Arta " که میگه سه چهار صبح فقط منو آروم میکرد چشمای تو.
یا مثل " Vinak " که میگه چشمات حبس داره قد سلاح گرم.
یا مثل " Koorosh " که میگه یه ثانیه کافیه بگاد گیراییه نگات، یهو طلوع ماهُ دیدم تو سیاهیه چشات.❤️🔥🩸
