حوالیغرب'
Ir al canal en Telegram
«در پی راهی برای زنده ماندن.» -متن های که اسم نویسنده آخرش نیست رو خودم مینویسم. پس خواهشا،کپی نکنید و اگر که دوست داشتید فور بزنید.
Mostrar más514
Suscriptores
-124 horas
-327 días
-9830 días
Archivo de publicaciones
514
همه چی برمیگرده به اون روز.به اون اتفاق.
تا قبل از اون اتفاق فکر میکردم زندگی خیلی سخته و نمیتونم تحملش کنم.
اما تازه بعد از اون روز بود که فهمیدم نه؛ اونقدر هام که فکر میکردم سخت نبوده.
514
حتی نوشتن سطر های طولانی هم نمیتواند آنچه درونم رخ میدهد را بازگو کند.
ساعت ها حرف زدن چیزی را حل نمیکند،گریه کردن احساساتم را التیام نمیبخشد،خوابیدن مرهم خراش های روحم نمیشود و لحظهای که دیگر نوشتن آرامم نمیکند چاره چیست؛باز هم صبوری؟اکنون احساس میکنم بزرگترین و سخت ترین کاری که هر فرد بتواند انجام دهد صبوری کردن است.صبوری کردن برای پایان یافتن احساسات و غم هایی که نمیدانی هرگز پایان میابند یا بازهم باید صبوری کنی و صبوری کنی..!
514
Repost from گرلزنایت با مهر🍕💄
تا حالا شده تو مغزتون دعوا راه بندازید، بزنید همه جارو به فنا بدید و همه چیز رو بشکنید و از تهِ دل فریاد بکشید و اشک بریزید، در حالی که یهجا آروم نشستید و به یه نقطه خیره شدید؟!
514
Repost from 𝘼 𝙡𝙞𝙩𝙩𝙡𝙚 𝙥𝙚𝙖𝙘𝙚
🎱 ایــن پیــام رو فــور کــنید؛
تـا داخـلِ فــولــدر بـذارمـتون، 𝟪𝟢+ جـذب داشـتـه بـاشـین.
اینـجا و چـنـلِ اسـپانـسر جـویـن بـاش چـک میـشه.
514
Repost from 13
نه خداحافظی کردن بلد بودی
نه مراقبت کردن نه توجه کردن و حس امنیت دادن ،
فقط گوه خوردن و خوب بلد بودی.
514
یه روزیی به یاد میاری چقدر صادقانه دوستت داشتم و افسوس میخوری که چقدر احمقانه از دستم دادی.
514
Repost from lightersound
نمیدونم ولی دلم پُره، دلم کِدِره، دلم تَنگه ، دلم آشوبه، دلم خیلی چیزای سنگینی توشه.
