es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

اندیشکده‌‌ شاپور بزرگ | نقد مسیحیت

اندیشکده‌‌ شاپور بزرگ | نقد مسیحیت

Ir al canal en Telegram

شاپور بزرگ 🚫✝️🚫 نقد و مبارزه با مسیحیت تبشیری فهرست اصلی کانال : https://t.me/shaapoor2/11 کانالی ملی گرایی، با رویکردی پژوهشی این روحِ ایران زمین است که ما را به سویِ آگاهی می برد و در درون ما فریاد آزادی سر می کشد🗣 هیچ مایی در کار نیست

Mostrar más
231
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
🔴دشمنی با علم از سوی مسیحیان - محاکمه گالیله در تاریخ ۲۲ ژوئن ۱۶۳۳، دادگاه تفتیش عقاید کلیسای کاتولیک حکم خود را درباره گالی
+4
🔴دشمنی با علم از سوی مسیحیان - محاکمه گالیله
در تاریخ ۲۲ ژوئن ۱۶۳۳، دادگاه تفتیش عقاید کلیسای کاتولیک حکم خود را درباره گالیله گالیله اعلام کرد. گالیله به‌دلیل ترویج دیدگاه کوپرنیک مبنی بر حرکت زمین و ثابت بودن خورشید، که بر خلاف کتاب مقدس تلقی می‌شد، محکوم شد. او به‌دلیل انتشار کتاب «گفتگو درباره دو نظام اصلی جهان» و دفاع ضمنی از این نظریه، مظنون به بدعت‌گذاری شناخته شد. دادگاه اعلام کرد که گالیله قبلاً در سال ۱۶۱۶ از این آموزه منع شده بود و تعهد داده بود که دیگر از آن دفاع نکند. اما وی با انتشار کتابش این تعهد را نقض کرده و سعی کرده بود دیدگاه کوپرنیک را معتبر جلوه دهد. دادگاه او را مجبور به سوگند برای کنار گذاشتن این دیدگاه کرد، کتابش را ممنوع اعلام نمود و او را به حبس خانگی محکوم کرد. این حکم با هدف اصلاح گالیله و جلوگیری از گسترش عقایدی که با ایمان مسیحی در تضاد بودند، صادر شد.
✅برگردان کامل حکم 📚بن‌مایه: The Galileo Affair: A Documentary History By Maurice A. Finocchiaro Page 287 , 291 ⚜@shaapoor2

💠گناه نخستین‌ چیست؟ گناه نخستین (Original Sin) مفهومی است که در مسیحیت به گناه آدم و حوا اشاره دارد و بر اساس روایت کتاب مقدس در سفر پیدایش، شکل گرفته است. بر اساس آن همه ی بشریت بخاطر گناه آدم و حوا ذاتاً گناهکارند و گناهکار زاده می شوند. این مفهوم شامل چند جنبه اصلی هست: 1⃣نافرمانی اولیه: گناه نخستین به عمل نافرمانی آدم و حوا از دستور یهوه در باغ عدن اشاره دارد، جایی که آنها از درخت معرفت خوب و بد خوردند و پس از آن توانایی شناخت خوب و بد را پیدا کردند. 2⃣آلودگی بشریت: به اعتقاد مسیحیان، این گناه نه تنها به خود این دو فرد آسیب زد، بلکه نتیجه آن به تمام نسل‌های بشر منتقل شد و به نوعی همه انسان‌ها از زمان تولد به گناه آلوده هستند. این مفهوم بیانگر این است که گناه به عنوان یک وضعیت ذاتی در وجود بشر وجود دارد. 3⃣تأثیر بر اخلاق و رفتار: مفهوم گناه نخستین می‌تواند تأثیر عمیقی بر نگرش‌ها و رفتارهای اخلاقی افراد در میان مسیحیان داشته باشد. به خصوص در برخورد آنها با دیگران. بر اساس این آموزه همه ی انسان هایی که به خدا بودنِ عیسی ناصری ایمان ندارند همچنان به این گناه آلوده هستند. البته این مفهوم میان فرقه های مسیحی دارای اختلاف است و بر سر حدود آن اختلاف دارند، ولی آنچه بیان شد دیدگاه کلی مسیحیت است. 💠کنون بیایید این دیدگاه را از پنجره ی اخلاق بسنجیم: مفهوم گناه نخستین در مسیحیت، علی‌رغم اهمیت مرکزی اش در جهان بینیِ مسیحی، از نگرش های گوناگونی مورد انتقاد و ایراد قرار گرفته. یه سری از ایراد های اخلاقی این جهان بینی رو فهرست وار می نویسیم : 1⃣ این بینش با عدالت یهوه در تضاده: اگر یهوه، قادر مطلق و عادل است، چرا گناه آدم و حوا را به تمام نسل بشر نسبت می‌دهد؟ این موضوع از نگرش اخلاقی، با عدالت الهی ناسازگار هست، چرا که افراد برای گناهی که مرتکب نشده‌اند، مجازات می‌شوند. 2⃣ این بینش برای مفهوم مسئولیت شخصی چالش برانگیز هست: گناه نخستین، مسئولیت شخصی انسان در برابر اعمال خود را به چالش می‌کشد. اگر همه انسان‌ها به دلیل گناه آدم و حوا گناهکار به دنیا می‌آیند، آیا می‌توان آنها را به خاطر اعمال خود مسئول دانست؟ 3⃣این آموزه با اختیار مرتوگان(انسان ها) در تضاده: اگر مرتوگان(=انسان ها) از همان ابتدا به دلیل گناه نخستین، گناهکار عستند، آیا اختیار واقعی در انتخاب بین خیر و شر دارند؟ اینکه در آغاز تولد گناهکار هستند، آیا اختیاری در این گناهکار بودن اولیه داشته اند؟؟؟ 4⃣ از تفسیر متون مقدس غافل نشید: نحوه تفسیر روایت گناه نخستین در کتاب پیدایش، محل اختلاف های فراونی هست. برخی از پروتسان های مسیحی، این روایت را یک داستان نمادین می‌دانند که به مسائل اخلاقی عمیق‌تری(؟؟) اشاره می‌کند، و با تفسیر هایی سعی در فرار از اصل ماجرا دارند. 5⃣ مشکلات منطقی: برخی از ایرادات، ماهیت منطقی دارد. مثلاً چگونه گناه از طریق نسل منتقل می‌شود؟ چه مکانیسمی برای انتقال گناه از والدین به فرزندان وجود دارد؟ این سؤالات، بی‌پاسخ مانده . 6⃣ عدم تناسب مجازات با جرم رو هم که دیگه شاهکاره: مجازات ابدی برای گناهی که در ابتدای خلقت بشر روی داده، از دیدگاه اخلاقی، عدم تناسب بین جرم و مجازات را نشان می‌دهد . می بایست دوباره یادآوری کنیم که کلیساهای گوناگون، تفسیرهای بسیار متفاوتی از مفهوم گناه نخستین ارائه داده‌اند ولی آنچه گفته شد ،دیدگاه کلی و بیشتر مسیحیان است. 💠 @shaapoor2

درود دوستان عزیز درباره ی گناه نخستین که یکی از آموزه های اصلی مسیحیت هست چقدر اطلاع دارید؟؟ نظرتون چیه درباره ی گناه نخستین
درود دوستان عزیز درباره ی گناه نخستین که یکی از آموزه های اصلی مسیحیت هست چقدر اطلاع دارید؟؟ نظرتون چیه درباره ی گناه نخستین که یکی از اصلی ترین آموزه های غیر عقلانیِ و ضد انسانیِ مسیحیت هست بیشتر توضیح بدیم؟؟؟
پ ن : تصویر مربوط به یکی از ادمین های کانال های مسیحی که به غیرمنطقی بودن گناه نخستین (یکی از بنیادی ترین بخش های جهان بینی مسیحی اشاره می کنه )
 اشتباه پدر کِی رسد به پسر؟؟

💠 زنده به گور کردن نوزادان دختر در عربستان پیش از اسلام، دروغ بزرگ نویسندگان مسیحی ✅توضیحات کامل چکیده: شواهد تاریخی و باستا
+2
💠 زنده به گور کردن نوزادان دختر در عربستان پیش از اسلام، دروغ بزرگ نویسندگان مسیحی ✅توضیحات کامل چکیده:
شواهد تاریخی و باستان‌شناسی تأیید نمی‌کنند که زنده به گور کردن نوزادان دختر به‌عنوان یک رسم فرهنگی گسترده در عربستان پیش از اسلام وجود داشته است. هیچ متن غیرعربی به این رسم اشاره نمی‌کند و حتی منابعی مانند قرآن یا شعرهای عربی نیز چنین ادعایی را به‌طور واضح تأیید نمی‌کنند. اگرچه ممکن است به‌ندرت نوزادکشی به دلایل اقتصادی، اجتماعی یا روانی در عربستان پیش از اسلام رخ داده باشد، این پدیده محدود به آن منطقه یا فرهنگ نبوده و در بسیاری از تمدن‌های پیشامدرن مشاهده می‌شود. به‌نظر می‌رسد این روایت‌ها بخشی از تبلیغات دینی برای تقویت تصویر مثبت خود و بد جلوه دادن دیگران بوده‌اند، مشابه آنچه در دوران باستان توسط نویسندگان مسیحی علیه غیرمسیحیان مطرح می‌شد.
📚 The Qurʾān and the Putative pre-Islamic Practice of Female Infanticide
▶️@shaapoor2

▪︎کشیشِ مرتد [ ژان ملیه ۱۶۷۸_۱۷۳۳ ] قسمت4 فیلسوفانی چون لئو کیپوس ذیمقراطیس( دموکریت)، اپیکور و استرابون که مردانی بیباک و با شهامت بودند خرد و تجربه را راهنمای خویش ساختند و سنگرهای موهوم پرستی را به لرزه افکندند اما دستگاههای فلسفی آنان برای دوستداران وهم و خیال چندان ساده، معقول و خالی از شگفتی بود که ناگزیر جای خود را به حدس و گمانهای برساخته افلاطون، سقراط، و زنون کیتیونی سپردند. در میان فیلسوفان جدید هابز، اسپینوزا، بل و چند تن دیگر در راه اپیکور رهسپار گشته اند. ملیه از چیرگی الاهیات بر فلسفه سخت اندوهناک بود آزادی اندیشه را حق اساسی و ابتدایی انسان می شمرد، و می گفت: تنها آزادی اندیشه است که به انسان انسانیت و عظمت روح می دهد. تنها پس از آشنایی با حقیقت است که مردم می توانند مصالح خویش و انگیزه هایی که آنان را به وادی نیکبختی خواهند رساند، را تشخیص دهند و بشناسند. مربیان انسان از دیرباز دیدگان خود را به آسمان دوخته بودند. بگذارید اکنون دیدگان خویش را برزمین بدوزند، بگذارید ذهن انسان که از الاهیات نامفهوم حکایات مضحک رازهای نابخشودنی، و مراسم کودکانه به ستوه آمده است خویشتن را به اندیشه های طبیعی موضوعهای معقول حقایق محسوس و دانش سودمند سرگرم سازد. اندیشه، گفتار و مطبوعات را آزاد کنید بگذارید آموزش غیردینی از زور و فشار آزاد باشد و مردم به سوی آرمانشهر رهسپار شوند. نظام اجتماعی موجود، ظالمانه است؛ این نظام، به زیان میلیونها انسانی که در فقر و نادانی خفت آوری به سر می برند، اقلیت کوچکی را با ثروت و تجمل به تباهی کشیده است. نظام مبتنی بر مالکیت ریشه پلیدیها و نابکاریهاست دارایی دزدی است؛ آموزش دین قانون را برای حمایت از این دزدی و تقدیس آن تنظیم کرده اند. انقلابی که این توطئه اقلیت علیه اکثریت را براندازد انقلاب موجه و عادلانه ای است ،ملیه ،سپس با خشم بانگ بر می دارد: «کجاست ژاک کلمان [ قاتل هانری سوم و کجاست راوایاک قاتل هانری چهارم] فرانسه ما؟ آیا هنوز مردانی هستند که این ددان منفور، این دشمنان بشریت را به زور دشنه از پای درآورند و مردم را از ظلم و ستم آزاد سازند؟» دارایی مردم را به مردم دهید، برای مردم کار مناسب تهیه کنید و بگذارید مردم از ثروت و محصول کشور به تساوی بهره برگیرند. بگذارید مردان و زنان بدلخواه خویش با هم زیست کنند و بدلخواه خویش جدا شوند. بگذارید که فرزندان آنان در آموزشگاه های همگانی زیست کنند و پرورش یابند. هرگاه چنین شد اختلافهای خانوادگی، جنگهای طبقاتی فقر و بینوایی از میان رخت برخواهند بست و مسیحیت سرانجام تحقق خواهد یافت. ملیه در پایان "وصیت من" درباره کسانی که وی را نفرین خواهند کرد، چنین می گوید: بگذار آنچه خود میخواهند بیندیشند، داوری کنند بگویند و انجام دهند ... به سخنان آنان چندان توجه نخواهم کرد. ... حتی اکنون به آنچه در جهان میگذرد تقریباً بی اعتنا شده ام مردگان که من اکنون به جرگه آنان می پیوندم، تشویشی ندارند، خویشتن را دلواپس نمی کنند. پس من به همه اینها پایان می دهم. حتی اکنون من اندکی از هیچم و بزودی هیچ خواهم گشت.
((دنیا دیدی و هر چه دیدی هیچ است و آن نیز که گفتی و شنیدی هیچ است سرتاسرِ آفاق دویدی هیچ است و آن نیز که در خانه خزیدی هیچ است)) #خیام
در تاریخ جهان به چنین وصیتنامه برخورده اید؟ کشیش تنها را به یاد آورید که ایمان و امید خود را از دست داده است، و زندگی را به خاموشی در روستایی به سر می آورد که همه ساکنان آن جز خود او در صورت آشنایی با اندیشه های نهان وی، دچار وحشت میشدند از این روی اندیشه های خویش را تنها با خود در میان می نهد و به روی کاغذ آورد؛ حتی در این هنگام با منتهای بی پروایی و بی آنکه دانش وسیعی از طبیعت بشر داشته باشد خشم و انزجار خویش را در کاملترین و تندترین بیانیه ضددینی میگنجاند بیانیه ای که جهان مانند آن را به خود ندیده است پیکار ولتر با «رسوایی» تمام ماده گرایی لامتری، الحاد اولباک، دیدرو و حتی کمونیسم با بوف در این بیانیه گرد آمده است. "وصیت من" ژان ملیه، که ولتر با دودلی آن را چاپ کرده و داولباک با خرسندی منتشر ساخته بود اندیشه فرانسویان را آشفته تر ساخت و در هموار ساختن راه فروپاشی رژیم گذشته و تیزتر کردن آتش انقلاب فرانسه سهمی داشت. #پایان #کشیش_مرتد 📕تاریخ تمدن ، ویل دورانت ترجمه سهیل آذری ج۹ ازص۶۸۳ ⚜ @shaapoor2

▪︎کشیشِ مرتد [ ژان ملیه ۱۶۷۸_۱۷۳۳ ] قسمت3 روی هم رفته به اعتقاد ملیه دین یکی از دسیسه های کلیسا و دولت برای مرعوب ساختن مردم و واداشتن آنان به اطاعت و فرمانبرداری از حکومت مطلقه است،کشیشان کوشیده اند تا از خدایشان جباری هولناک بوالهوس و متلون بسازند. آنان به چنین خدایی نیازمندند تا او را خدمتگزار اغراض خویش سازند. در این دسیسه چینی، کشیشان بیش از شاهان سزاوار سرزنشند، زیرا اینانند که در دوران کودکی شاه با تعلیمات خود و پس از آن به دست کشیش اقرارنیوش، شاه را به موهوم پرستی می کشانند، خرد و اندیشه او را از رشد باز میدارند و او را به عدم رواداری در برابر عقاید دینی دیگران و تعقیب و آزار وحشیانه آنان برمی انگیزند. از این راه کشمکشهای دینی ،امپراطوریها را به آشوب کشیده انقلابها پدید آورده شاهان را سرنگون ساخته، و سراسر اروپا را به ویرانی کشیده اند. این مناقشه های نکوهیده را حتی با جاری ساختن رودهای خون نمی توان خاموش ساخت. مدافعان دینی که از نیکوکاری و صلح و سازش سخن گفته است، هرگاه که معلمانشان آنان را به ریختن خون برادران خود واداشته اند، ثابت کرده اند که از آدمخواران و وحشیان هم درنده ترند جنایتی نیست که انسان برای خشنود ساختن خدا، یا فرونشاندن خشم او، یا برای روا ساختن دغلکاریهای شیادان در راه موجودی که تنها در مخیله آنان وجود دارد بدان دست نزده باشد. مدافعان این توطئه عظیم و پایدار دولت و کلیسا علیه "بشر و خرد" گفته اند که انسان برای آنکه اخلاق و رفتار خود را تهذیب کند به دین فوق طبیعی و حتی به دین ترس و وحشت، نیازمند است. اما آیا راست است که این اعتقاد جزمی به بهشت و جهنم مردم را فضیلت بیشتری میبخشد؟ آیا اخلاق و رفتار ملتهایی که این افسانه را پذیرفته اند بهتر از اخلاق دیگران است؟ همین بس که دیده بگشاییم و اخلاق دیندارترین مردم را بنگریم. فرمانروایان خودکامه ،پرنخوت درباریان غاصبان بیشمار دادرسان فاقد اخلاق ،شیادان ،زناکاران هرزگان، روسپیان، دزدان و فرومایگان درباره هستی خدا، خدای جبار انتقامجو، آلام دوزخ و لذایذ بهشت هرگز شکی به دل راه نداده اند. نه؛ اندیشه ها و معتقدات الاهی، گرچه تقریباً همه مردم به آن اعتراف میکنند، اثر ناچیزی در رفتار مردم دارند. خدا دور، ولی وسوسه نزدیک است یاد خدا چه کسانی را هراسان ساخته است؟ مردم ضعیف انگشت شماری را که از جهان و زندگی نومید و بیزار شده اند؛ مردمی را که بیماری سالخوردگی یا سرخوردگی شور زندگی را در دل آنان خاموش ساخته اند. دولت است، نه کلیسا که نظم میآفریند و شارمندان را به فرمانبرداری از قانون عادت میدهد اثر قیود اجتماعی در رفتار مردم بیش از اثر دین است. در مرحله نهایی بهترین اصول اخلاقی اصولی هستند که بر بنیان اندیشه و خرد استوار باشند که مردم برای آشنایی با اصول اخلاقی درست ،به الاهیات مکاشفه و خدایان نیازمند نیستند؛ محتاج عقل سلیمند. همین بس؛ مردم به درون خویش بنگرند، به طبیعت خویش بیندیشند، علایق روشن و معلوم خود را در نظر گیرند، و به مقاصد جامعه و افراد آن توجه کنند در این صورت به آسانی در خواهند یافت که پاکدامنی برای نوع آنان سودمند است و ناپاکدامنی زیانبخش مردم از آن روی بدبختند که نادانند و از آن روی نادانند که همه توطئه کرده اند تا آنان را در نادانی نگاه دارند؛ مردم از آن روی شریر و نابکارند که خرد آنان چندانکه باید رشد نکرده است. فیلسوفان، هرگاه از ترس کشیشان زورمند به اصیل آیینی و خدادوستی تظاهر نکنند میتوانند اخلاق طبیعی مؤثر و سودمندی پدید آورند. از روزگاران بسیار کهن تنها الاهیات رهبر فلسفه بوده است. اما الاهیات به فلسفه چه داده و چه آموخته است؟ آن را سخنی نامفهوم ساخته و با واژه های خالی از معنا در هم آمیخته است واژه هایی که بیشتر مناسب گمراه کردنند تا آگاهی دادن. دکارت، مالبرانش، لایبنیتز و بسیاری دیگر برای آنکه سخنان خود را با اندیشه های واهی، بی پایه، که دین آنها را مقدس فرا نموده است، سازش دهند ناچار شده اند فرضیه بسازند و راه گریز برگزینند، بزرگترین فلاسفه برای اینکه از خود حراست کنند، چه احتیاط ها که نکرده اند؛ هر جا که اندیشه های آنان با اصول الاهیات تطابق نداشتند خطر کرده اند و کلام خود را گزافه و نامعقول خوانده اند کشیشان گوش به زنگ و بیدار همواره در کمین اندیشه هایی بوده اند که با اغراض و علایق آنان ناسازگارند، از دست روشنفکرترین مردان کاری جز این ساخته نبود که اندیشه های خویش را در قالب عبارات مبهم بریزند و غالباً، با بیشرمی و فروتنی جبونانه راستی را با ناراستی در آمیزند فیلسوفان عصر جدید، که در معرض بیرحمانه ترین شکنجه ها بودند و از آنان خواسته میشد خود را تقبیح کنند و ایمان را بستایند، و مردانی که این سان در زنجیر بودند چگونه می توانستند هوش و خرد خود را آزادانه بروز دهند و پیشرفت بشریت را تسریع کنند؟ {ادامه دارد} #کشیش_مرتد ⚜ @shaapoor2

▪︎کشیشِ مرتد [ ژان ملیه ۱۶۷۸_۱۷۳۳ ] قسمت2 وی استدلال میکرد که خدای مسیحیان مسئول و مسبب همه شرارتهاست زیرا چون قادر مطلق است کاری بدون رضای او در جهان صورت نمی گیرد این خدا اگر ما را جان و هستی می بخشد به سرپنجه مرگ و نیستی نیز می سپارد؛ ما را اگر ثروت و تندرستی می دهد، در عوض گرفتار، فقر قحطی جنگ و بدبختی هم میسازد در جهان قراینی به چشم می خورند که گویا گواه بر نظمی خردمندانه اند، اما شواهد بسیاری هم وجود دارند که نشان میدهند این خدا اگر وجود داشته باشد نابکارترین خدایان است. کتابهای جهان آکنده از سخنان چاپلوسانه در ستایش خدا و رحمت او هستند. اما اگر سراسر جهان را زیر پا نهیم، خواهیم دید که متمدن ترین مردم چون مردم نامتمدن با خدا در پیکار و ستیزند. انسان ناچار است با آفتها و بلاهایی که این خدا، به صورت طوفان، تندباد، تگرگ، یخبندان، سیل، و قحطی، به انسان می دهد پیکار کند؛ به زبان دیگر، می بینیم که نوع بشر همواره در تلاش است تا خویشتن را از نیرنگهای نابکارانه خدا که میگویند به فکر نیکبختی اوست، مصون دارد. با این وجود، آیا خدایی شیادتر و دروغگوتر از او می توان یافت؟ هزاران سال خویشتن را از انسان پنهان ساخت و، بدون پاسخی روشن و آشکار به درخواستها و ستایشهای او تنها گوش کرد. گمان می رود که او بینهایت خردمند است، اما امپراطوری او دستخوش آشوب و ویرانی است. خیال میکنند که او نیکوست اما چون جانور درنده انسان را کیفر می دهد. می گویند او دادگر است اما ناپاکان را کامیاب و پاکان را گرفتار رنج و بدبختی می کند کار او ساختن و ویران کردن است. ملیه، به جای آنکه مانند ولتر اعتقاد به هستی خدا را طبیعی و جهانگیر بداند، عقیده داشت که این اعتقاد غیر طبیعی است و آن را به ذهن انسان بالغ تزریق کرده اند. کودکان همگی ملحدند، تصوری درباره خدا ندارند انسان از روی گفته های کسانی به خدا معتقد می شود که خدا را بیش از خود او نمی شناسند پرستاران دوران کودکی نخستین مربیان الاهیات هستند؛ آنان همچنانکه از انسانهای گرگ شده با کودکان سخن می گویند اندیشه خدا را در ذهن آنان جایگزین میسازند... اگر خدایی به مردم داده نشود، تنها شمار اندکی از مردم خدا خواهند داشت. برخلاف بیشتر ملحدان که از ستایش شخص عیسی فروگذار نمی کردند ،ملیه در برانداختن پرشور ایمان دینی، عیسی را نیز چون خدا به باد دشنام گرفته بود. می گفت کدام انسان خردمندی باور میکند که خدا برای مصالحه با آدمیان پسرِ معصوم و بیگناه خود را فدا میکند؟ درباره خود عیسی چنین می گفت: می بینیم که وی مردی بود متعصب و بیزار از انسان که تهیدستان را موعظه میکرد و از آنان می خواست تا در فقر و بینوایی زیست کنند با طبیعت معارضه کنند و آنان را از بیخ برکنند، از خوشی بپرهیزند، جویای درد و اندوه باشند، و خویشتن را خوار و زبون سازند. از مردم میخواست که از پدر و مادر و همه علایق زندگی چشم پوشند و وی را پیروی کنند. چه دستور اخلاقی زیبا و دلپسندی! این دستور شاید برای خود خدا خوب بود زیرا برای انسان عملی نیست. ملیه به ماده گرایی کامل نزدیک میشود می گفت انسان نیازی بدان ندارد که به آن سوی ماده بنگرد و بپرسد که آفریننده آن کیست. این پرسش ما را به یاد آن کودکی میاندازد که می پرسد «پس خدا را چه کسی ساخته است؟» «من به شما می گویم که ماده به خودی خود عمل میکند؛ علت العلل را به عالمان الاهی واگذارید؛ طبیعت برای پدید آوردن پدیده هایی که می بینید نیازی به علت العلل ندارد» اگر میخواهید چیزی را بپرستید خورشید را پرستش کنید، چنانکه بسیاری از مردم می کنند زیرا خورشید آفریننده واقعی زندگی ،تندرستی، روشنی، گرمی و سرور ماست در اینجا ملیه با اندوه بسیار می گوید که اگر دین روشن و عاری از سخنان مبهم و مرموز ،بود نادانان را کمتر میفریفت و به خود می کشید. اینان به ابهامات، اسرار، حکایات معجزات و سخنان باورنکردنی نیازمندند کشیشان و قانونگذاران با برپا ساختن ادیان و جعل کردن اسرار ... آنها را برای خدمت به اغراض خود به کار گرفته اند و از این رهگذر ،متعصبان ،زنان و بیسوادان را به سوی خود کشانده اند. {ادامه دارد} #کشیش_مرتد ⚜ @shaapoor2

▪︎کشیشِ مرتد [ ژان ملیه ۱۶۷۸_۱۷۳۳ ] قسمت 1 او کشیشِ بخش کلیسایی، اترپینیی در شامیانی بود با سادگی و ریاضت می زیست و آنچه را از حقوق ناچیزش می ماند به نیازمندان می بخشید. پس از سی سال خدمت بیشائبه در پنجاه و پنج سالگی در گذشت، همه دارایی خود را به اهالی بخش کلیساییش بخشید و دستنویس رساله ای را در سه نسخه باقی نهاد که ""وصیت من"" نام داشت. یکی از نسخه ها را خطاب به اهالی بخش کلیسایی خود نوشته بود که براستی شگفت انگیزترین میراث تاریخ بود در نامه ای که در پاکتی سربسته قرار داشت و به این دستنویس پیوسته بود، از اهالی بخش کلیساییش پوزش خواسته و درخواست کرده بود تا از گناه وی، که همه عمر خود را به خدمت دروغ و تعصب سپرده است، در گذرند. ژان گویا ایمان دینیش را پیش از رسیدن به مرحله رتبه بخشان از دست داده بود؛ نوشته بود: «اگر من پیشه ای برگزیدم که این سان با وجدان و احساساتم ناسازگار بود، سبب آن آزمندی نبود، بلکه خواستم از پدر و مادرم اطاعت کنم.» ولتر بخشهایی از "وصیت من" را در ۱۷۶۲ منتشر ساخت؛ د/ اولباک و دیدرو خلاصه آن را در ۱۷۷۲، به نام عقل سلیم کشیش ملیه به چاپ رساندند؛ متن کامل در فاصله سالهای ۱۸۶۱ تا ۱۸۶۴ به چاپ رسید؛ اکنون زمان درازی است که از چاپ کتاب می گذرد و ندرتاً به دست میآید در سراسر پیکار آزاداندیشان با کلیسا از بل تا انقلاب فرانسه، کسی با شدت و بیرحمی این کشیش روستایی به مسیحیت نتاخته است. چنین مینماید که او پس از خواندن کتاب مقدس دچار شک شده بود. اثری که کتاب مقدس در اندیشه وی نهاده بود سیاست کلیسا را در پنهان ساختن کتاب مقدس از مردم عادی توجیه میکرد اما این پرسش را پیش می آورد که چرا کلیسا این کتاب را از روحانیان نیز پنهان نساخته است؟ پدر ژان در کتاب مقدس به ناسازگاریهای بسیار برخورده بود. می گفت که اگر انجیل متی و انجیل لوقا، هر دو با الهام گرفتن از خدا نوشته شده اند، چرا تبارنامه عیسی در آنها متفاوت است؟ چرا هر دو تبارنامه به یوسف میرسند که همان کتاب وی را پدر عیسی ندانسته است. چرا پسر خدا را باید پسر داوودی خواند که به زناکاری و ناپاکی انگشتنما بود؟ آیا پیشگویی های عهدقدیم درباره عیسی است؟ آیا معجزات عهد جدید نیرنگهایی دینیند با پدیده هایی طبیعی که نویسندگان کتاب معجزه پنداشته اند؟ کدام درست است، انسان این داستانها را بپذیرد یا از خرد پیروی کند؟ ژان می گفت که باید از خرد پیروی کرد:
《خرد خویش را فدا نخواهم کرد زیرا به یاری آن است که نیک را از بد و راست را از ناراست باز می شناسم.... از تجربه روی برنخواهم تافت، زیرا خود راهنمایی است بهتر از وهم و خیال و برتر از راهنمایانی که آنان می خواهند بر من تحمیل کنند..... اعتماد خود را به حواسم از دست نخواهم داد انکار نمی کنم که از حواس من ممکن است اشتباهاتی سرزند، اما می دانم که همیشه مرا فریب نخواهند داد؛ ... حواس من برای اصلاح احکام شتابزده ای که به دست خود آنها در من شکل گرفتند، کافی هستند.》
ملیه اعتقاد به آزادی و فناناپذیری روان آدمی را دور از خردمندی می دانست، می گفت باید خرسند باشید که پس از رنجهای این جهان که برای بیشتر شما به جای خوشی و لذت درد و ناکامی به بار می آورند ... به خواب ابدی می روید. به آرامی به خانه ای باز میگردید که همگان از آن آمده اید؛
((آدم یادِ خیام می افته : رفتیم به صندوق عدم یک یک باز ))
... و چون اشیای پیرامون خویش تشویشی به دل راه ندهید.» به کسانی که اعتقاد به وجود بهشت را برای آرامش انسان ضروری می شمردند پاسخ می داد: با توجه به اینکه به ادعای خودِ آنان تنها معدودی از مردم به بهشت می رسند و بیشتر آنان به دوزخ افکنده میشوند، در این صورت، چگونه می توان اعتقاد به بقا را مایه آرامش و امیدواری شمرد؟ اعتقادی که مرا از ترس و نگرانی شگرف می رهاند ... مطلوبتر و دلپسندتر از ایمان به خدایی است که رحمت خود را تنها به محبوبانش ارزانی میدارد و به دیگر مردم اجازه می دهد که خویشتن را مستحق كيفر ابدی سازند. انسان متمدن چگونه میتواند به خدایی معتقد باشد که مخلوقات خود را به دوزخ ابدی می افکند؟ در طبیعت انسان سنگدلی میتوان یافت که موجودات حساس دیگر را با چنین خونسردیی زجر و شکنجه دهد؟ من نمی گویم سنگدلی در میان دیگر موجودات پیدا نمی شود، اما آنانی که از قوه درک برخوردارند چطور؟ پس بدانید ای خداشناسان، که خدای شما به اعتقاد خودتان بی اندازه شریرتر و نابکارتر از نابکارترین مردم است. ... کشیشان خدا را چنان موجود کینه جو و سنگدلی ساخته اند که بیشتر مردم می گویند کاش این خدا وجود نمی داشت. ... هرگاه از این خدا پیروی کنیم رفتار و کردار ما چگونه خواهد بود؟ ولتر اندیشه های ملیه را اندکی تند و افراطی می شمرد، هنگام چاپ وصیت ، سخنان وی را تعدیل کرد و کوشید آنها را از الحاد به خدا پرستی نزدیک سازد؛ اما ملیه اهل سازش نبود. {ادامه دارد} #کشیش_مرتد ⚜ @shaapoor2

📚نبیگ : تاریخ جنگ های صلیبی ✍ نویسنده : #استیون_رانسیمان 👤ترجمه : منوچهر کاشف 📖تعداد صفحه : 1809 📅تاریخ چاپ : 1384
سه جلد کتاب تاریخ جنگهای صلیبی یکی از بزرگترین کتاب های تاریخی است. این کتاب با دایره ی اطلاعات کافی، انگیزه ها و دلایل جنگ های صلیبی اعم از مذهبی و غیرمذهبی و عوامل درگیر در آن را با جزئیات ارائه می دهد. جلد اول آن کاملا با جنگ صلیبی اولیه و پایه و اساس پادشاهی اورشلیم سروکار دارد. همانطور که رانسیمن در مقدمه ی کتاب خود می گوید که چه ما صلیبیون را به عنوان شگفت انگیزترین و عاشقانه ترین ماجراهای مسیحی و چه به عنوان آخرین تهاجم های وحشیانه تلقی کنیم ، آنها یک واقعیت اساسی در تاریخ قرون وسطی هستند. قبل از شروع آنها ، مرکز تمدن ما در بیزانس و سرزمین های خلافت عرب قرار گرفته بود. قبل از محو شدن آنها، هژمونی تمدن ، به اروپای غربی رسیده بود. از این انتقال، تاریخ مدرن متولد شد. جلد دوم کتاب ایالات فرانک ها، از تحت سیطره ی شاه بالدوین اول بودن تا به تسخیر مجدد درآمدن بیت المقدس توسط سالادین را تشریح می کند ، و در جلد آخر ، رانسیمن احیای پادشاهی فرانکی را از زمان جنگ صلیبی سوم تا فروپاشی آن بررسی می‌شود.
 #تاریخ ، #اسلام #مسیحیت ، #جنگ @shaapoor2

+2
نبیگ تاریخ جنگ های صلیبی #نبیگخانه

خودکشی برای دیدن عیسی مسیح در کینیا؛ شمار قربانیان از ۳۰۰ نفر گذشت!!! مقامات در کینیا می‌گویند که پس از کشف ۱۹ جسد جدید پیروا
خودکشی برای دیدن عیسی مسیح در کینیا؛ شمار قربانیان از ۳۰۰ نفر گذشت!!! مقامات در کینیا می‌گویند که پس از کشف ۱۹ جسد جدید پیروان یک فرقهٔ مسیحی که برای دیدار با عیسی مسیح گرسنگی می‌کشند، شمار کسانیکه به این دلیل جان باخته اند به بیش از ۳۰۰ نفر رسید. پولیس کینیا به این باور است که بیشتر اجسادی که روز سه شنبه ۱۳ جون (۲۳ جوزا) در جنگلی در نزدیکی شهر مالیندی پیدا شدند، متعلق به پیروان پال مکنزی، رهبر این فرقه می‌باشد. پال مکنزی، به پیروان خود چه می گوید؟؟؟؟
او به پیروان خود توصیه می‌کند که اگر به خود گرسنگی بدهند موفق به دیدار عیسی مسیح خواهند شد.
روز دوشنبه ۱۲ جون، حدود ۶۵ نفر از پیروان این فرقهٔ‌ مسیحی به دلیل امتناع از خوردن و آشامیدن به محکمهٔ شهر مومباسا به اتهام "اقدام به خودکشی" معرفی شدند. کلید واژه ها : بایگانی اخبار شاپور مسیحیت _ آفریقا _خودکشی برای دیدن عیسی _ پیروان عیسی _چوپان های مسیحی @shaapoor2

مقدمه ای در اسلام شناسی جلد #اول و #دوم علی میرفطروس پی نوشت : این کتاب فقط برای اطلاع و آگاهی شما دوستان فرستاده می شود و محتوای آن از طرف ما نه تایید و نه رد می شود .

▪︎ریچارد داوکینز با در نظر گرفتن اینکه بی‌خدایی هیچ‌گاه نخواهد توانست تصویر مطلقی از اخلاق داشته باشد، آیا توسل به ایمان منطقی خواهد بود؟ و پاسخ ریچارد داوکینز به این پرسش...‌‌ پیشنهاد ادمین🟢 @shaapoor2

اما بلهه چه کسی بوده و چه نسبتی با رئوبین(پسر یعقوب) داشته؟؟؟ در این بخش از تفسیر تورات( که توسط یک حاخام یهودی نوشته شده) آم
+1
اما بلهه چه کسی بوده و چه نسبتی با رئوبین(پسر یعقوب) داشته؟؟؟ در این بخش از تفسیر تورات( که توسط یک حاخام یهودی نوشته شده) آمده است: بلهه خواهر ناتنی مادرِ رئوبین بوده ( یعنی بلهه خاله‌ی رئوبین بوده است) منبع:
Pirkê de Rabbi Eliezer : (the chapters of Rabbi Eliezer the Great) according to the text of the manuscript belonging to Abraham Epstein of Vienna by Friedlander, Gerald, 1871-1923
@shaapoor2

🔴ازدواج با محارم در کتاب مقدس مسیحیان در همین‌جا بود که رئوبین با بلهه همسر پدرش همبستر شد و یعقوب از این جریان آگاهی یافت.
🔴ازدواج با محارم در کتاب مقدس مسیحیان در همین‌جا بود که رئوبین با بلهه همسر پدرش همبستر شد و یعقوب از این جریان آگاهی یافت. بُنخان: پیدایش(برشیت) 35 : 22 رئوبین، پسر یعقوب با همسر پدرش همبستر شد اما جالب است بدانید این همسر یعقوب(بلهه) ، خاله ی رئوبین هم بوده !!!! @shaapoor2

قیام ایرانیان علیه ستم حکومت اعراب مسلمان در منبع مسیحی_ارمنیِ سِبئوس (سده هفتم میلادی) در آن سال مادها دیگر سر تعظیم فرود نی
+3
قیام ایرانیان علیه ستم حکومت اعراب مسلمان در منبع مسیحی_ارمنیِ سِبئوس (سده هفتم میلادی)
در آن سال مادها دیگر سر تعظیم فرود نیاوردند و پادشاه دست نشانده عرب هارا را کشتند ، حامیان آن شاه  فرار کردند و  پناه گرفتند ، اما در سختی های سرزمین ماد، دره های جنگلی عمیق، پرتگاه ها، صخره ها، زمین ناهموار و دشوار در امتداد رودخانه گز و رشته کوه ماد نتوانستند مقاومت کنند ، همچین  وجود  آن مردمان قدرمند فعال و بی باک مانند گیل و دیلم که در آنها ساکن بودند و  آنها هم مانند مادها دیگر  نمی توانستند ستم های عرب ها را تاب بیاورند،کار را بسیار سخت می کرد . پس عرب های فرار کرده ، سعی کردند متحد شوند و نیرو های خود را سازماندهی کنند تا دوباره بر ماد مسلط شوند اما کوههای سخت ماد و مقابله اقوام گیلان و دیلم و سکایی و...کار آنهارا دوباره سخت می‌کرد.
نکته: اسماعیلی ها یعنی تازیان = عرب ها بُنمایه :
📚The Armenian History sttributed Sebeos, [CHAPTER 51] >>> [Rebellion of the Medes from the Ismaelites. Page 147_149
➖➖➖ @shaapoor2

بررسی کتاب مقدس مسیحیان ▶️رویکردی روانشناختی در بررسی کتاب مقدس مسیحیان در ۹ بخش از جردن پیترسِن به روایت دکتر سعید گرمارودی بخش۱ بخش۲ بخش۳ بخش۴ بخش۵ بخش۶ بخش۷ بخش۸ بخش۹