es
Feedback
‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

Canal cerrado

  ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 𝟤𝟦 . 𝟨 .𝟣𝟦  ` ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ @XRMESXSI ` 𝖢𝖺𝗌𝗍𝗅𝖾'𝗌 𝚱𝗂𝗇𝗀 .

Mostrar más
2 954
Suscriptores
Sin datos24 horas
-77 días
-2830 días
Archivo de publicaciones
Repost from N/a
‌ ‌ ‌ ﹙‌ #Story ﹚ نور گرم اتاق روی چوب صیقلی کمد می‌تابد، جایی که لباس‌های آویزان در پوشش‌های سفید با لوگوی DIOR آرام و باشکوه در انتظارند. عطر خفیفی از چرم و عود فضا را پر کرده، حسی از لوکس بودن در هر جزئی جریان دارد از بافت نرم پارچه‌ها تا انعکاس ظریف نور روی آینه کنار کمد. او با حرکتی آرام و مطمئن، کاور را کنار می‌زند؛ انگار در آستانه‌ی رونمایی از اثری هنری است. لحظه‌ای کوتاه اما پر از ظرافت و اعتماد به نفس، درست در حال و هوای دیور جایی که سادگی، مترادفِ شکوه است. ˓ @Soulfraame ˒

چنل جدیرمونو چک کردید؟ پر تئوری و استوری های اختصاصی برای ایدل هاست @Soulfraame

چنل جدیرمونو چک کردید؟ پر تئوری و استوری های اختصاصی برای ایدل هاست @Soulfraame

Repost from N/a
‌ ‌ ‌ ﹙‌ #Theory ﹚ می‌گن بعضیا از «سویِ نسیم» میان، نه از دل خاک. اون‌ها فرزندانِ لحظه‌ان؛ نه گذشته دارن، نه آینده فقط الان رو جادو می‌کنن. بهش می‌گن دخترِ فصل‌های گمشده. گل کوچیکی که به موهاش زده، در واقع نشونه‌ی پیمانیه قدیمی بین انسان و طبیعت. هر بار که لبخند می‌زنه، یکی از رنگ‌های دنیا برمی‌گرده سر جاش. می‌گن لباسش از رشته‌های نور بافته شده، همونایی که خورشید جا گذاشته وقتی برای استراحت غروب کرده. چشماش یادِ نسیمی رو دارن که اولین بار، آسمون رو متقاعد کرد تا بباره. و اگه یه روز دیدی داره به افق نگاه می‌کنه، بدون داره مسیر یه رؤیای فراری رو دنبال می‌کنه تا دوباره به جهان برش گردونه. ˓ @Soulfraame ˒

Repost from N/a
‌ ‌ ‌ Karina , ﹙‌ #Profile ﹚ WHISPEŔ OF SUNLIGHT, BÖRN BETWÉEN ĎREAM AND REALITY.

تاپ رئیس یه تولیدی بزرگ چای صنعتی بود. برندش به خاطر عطر و اسانس‌های خاصی که داشت، توی بازار جهانی حسابی معروف شده بود. زنی باهوش، خونسرد و خیلی مقتدر بود و همیشه همه‌ چیز باید طبق برنامه‌ی خودش پیش میرفت و معتقد بود نظم و ترس، بهترین راه برای کنترل قدرته. اون برای تبلیغات برندش از مدل‌ های خارجی استفاده میکرد و کلی هزینه های کزاف میداد اما یه روز مشاورش پیشنهاد داد که به‌جاش یه کارآموز تازه‌کار رو انتخاب کنن و با آموزش، ازش مدل اختصاصیِ برند بسازن. تیم تبلیغات با تایید تاپ ، یه دختر جوون (باتم) به‌ عنوان کارآموز وارد شرکت میکنه و تلاش میکنن با تمرینات سخت و فشرده‌ توی مدت کوتاهی باتم در حد مدل های جهانی حرفه‌ای بشه. ولی فشار کار براش زیاد بود و بعد از یه هفته دیگه نتونست ادامه بده تاپ که از شکست متنفر بود، اون رو به عمارت خودش میبره و ازش مراقبت میکنه دو روز اول باهاش خیلی مهربون بود، براش بهترین غذاها رو آماده می‌کرد و مثل یه ملکه رفتار می‌کرد. اما از روز سوم، کم‌کم چهره‌ی واقعی تاپ معلوم شد. دیگه اون لبخند مهربون همیشگی رو نداشت سرد، جدی و دقیق شده بود. زنی که توی خونه اش کلکسیون کامل BDSM داشت ، اون حالا استاد واقعی کنترل بود، زنی که باور داشت اگه قراره باتم با چهار تا برنامه فیلمرداری کم بیاره ، پس بهتره زیر شلاق و فشار زنجیر هایی که از سقف آویزونن جون بده تا یاد بگیره باید چجوری از فرمان تاپ اطاعت کنه توی اون عمارت، قانون فقط یکی بود فرمان تاپ. ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌   t.me/PixieeHallow  〞#Lesnian
    ‌፥ 🍵 ˖  #Drama  ,#BDSM

‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #MySelf ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ
+1
‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #MySelf ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ

حالا بعد چنج بهش فکر میکنم

بیام به زور باهات ازدواج کنم؟

اینو فکر کنم من بتونم گردن بگیرم

من خودمم ازدواج اجباری دوست دارم