𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐
Canal cerrado
𝟤𝟦 . 𝟨 .𝟣𝟦 ` @XRMESXSI ` 𝖢𝖺𝗌𝗍𝗅𝖾'𝗌 𝚱𝗂𝗇𝗀 .
Mostrar más2 954
Suscriptores
Sin datos24 horas
-77 días
-2830 días
Archivo de publicaciones
سناریو لانگ نداریم که بخوام هشتگ جدا بزنم براش .
چون رول رفتنش سخته یکم .
یکی داریم که اونم از جالت لانگ خارج میشه
باتم فردی از سرزمین رویاها که آرزو های رنگارنگی داشت، اما چند تا از اونا خیلی براش مهم بود و میخواست هرجوری شده بهشون برسه و براش سخت تلاش میکرد
یروز که برای استراحت به طبیعت رفته بود و درحال قدم زدن بود، توسط نور آفتاب چشمش به شیء طلایی رنگی میفته که گوشه ای افتاده بود
از سر کنجکاوی جلو میره شیء رو برمیداره که شبیه چراغ بود، دستی روش کشید و از اونجایی که فکر نمیکرد چیزی مهمی باشه دوباره همونجا رهاش کرد و خواست به راهش ادامه بده که هنوز قدمی برنداشته صدایی از سمت اون چراه بلند شد و کمی گرد و خاک بلند شد و وقتی برگشت در کمال ناباوری غول چراغ جادو یا همون تاپ رو که همه ازش حرف میزدن مقابل خودش دید
حالا که فرصت برای برآورده شدن آرزو های باتم مهیا شده بود شروع کرد به آرزو کردن
اولین و دومین آرزوی مهم باتم پولدار شدن و به دست گرفتن قدرت و حاکمیت سرزمینش برای کمک به مردمش بود که هردو در آنی از لحظه انجام شد و حالا باتم خوشحال ترین بود و البته متوجه حسرت تاپ برای بیرون اومدن از اون قوری بود
باتم که از تاپ خوشش اومده بود و آرزوی سومش هم داشتن یه شوهر جذاب و ایده آل بود اینبار تو چشای نا امید تاپ زل زد و در کمال ناباوریِ دم گوشش زمزمه کرد
+ آرزوی آخرم داشتن توعه.. میخوام خونه ی تو بجای اون قوری، تا ابد آغوش من باشه ﹙🍻﹚ t.me/PixieHalllow ﹙#Gay﹚
