es
Feedback
ملغمهٔ لاطائلات

ملغمهٔ لاطائلات

Ir al canal en Telegram

ناشناس واقعی @SendBot689826a16a4aBot نَناشناس واقعی @mohamadesadeq

Mostrar más
544
Suscriptores
-724 horas
+1017 días
+19130 días

Carga de datos en curso...

Canales Similares
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
julio '26
julio '26
+148
en 14 canales
junio '26
+155
en 6 canales
Get PRO
mayo '26
+38
en 6 canales
Get PRO
abril '26
+1
en 0 canales
Get PRO
marzo '26
+1
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+15
en 7 canales
Get PRO
enero '260
en 2 canales
Get PRO
diciembre '250
en 11 canales
Get PRO
noviembre '250
en 6 canales
Get PRO
octubre '250
en 8 canales
Get PRO
septiembre '250
en 3 canales
Get PRO
agosto '250
en 0 canales
Get PRO
julio '250
en 0 canales
Get PRO
junio '250
en 0 canales
Get PRO
mayo '250
en 0 canales
Get PRO
abril '25
+1
en 0 canales
Get PRO
marzo '25
+1 627
en 6 canales
Get PRO
febrero '250
en 5 canales
Get PRO
enero '25
+149
en 1 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
13 julio+6
12 julio0
11 julio+9
10 julio+3
09 julio+7
08 julio+6
07 julio+34
06 julio+59
05 julio+9
04 julio+1
03 julio+5
02 julio+1
01 julio+8
Publicaciones del Canal
در دشت توهم جهتی نیست معین ما را چه ضرور است بدانیم‌ کجاییم

2
هرچی سنت میره بالاتر میلت به توضیح دادن هر چیزی خیلی کمتر میشه‌. تو می‌فهمی آدم‌ها عمق ماجرارو میفهمن و درک میکنن اما اگه جور دیگه‌ای وانمود میکنن این تصمیم خودشونه، پس خیلی وقت‌ها توضیح حس حماقت میده.
114
3
فارغ مرا ز رهگذر صبح و شام کن کار مرا به گردش چشمی تمام کن
138
4
بچییااا میدونم یسریاتون چقدر پررو و بی‌ادب و وقیح و ذی‌شعورید، نیاز نیست این دریدگیتون رو تو ناشناس و کانالاتون یادآوری کنید. تو خونه مادرتون اینجوری باباتون رو صدا می‌کنه که یاد گرفتید؟ ماشالا همه هم هیئت بروی مذهبی. ماشالا قبول باشه خوب چیزایی یاد گرفتید. یعنی ریدین تو دین و مذهب و همه چی با این ادبتون. :))) پیشنهادم بهتون بجای ده صفحه تایپ کردن دری‌وری اینه که یه لیوان آب بخورید. :)))
137
5
فارغ مرا ز رهگذر صبح و شام کن کار مرا به گردش چشمی تمام کن
1
6
از دیشب 💔
از دیشب 💔
283
7
به عنوان اولین داوطلب پیش قدم میشم. لطفاً هر چه زودتر
337
8
کاش لااقل چندتا تابستون فن ببندید سر موشکا بفرستید برن بلکمم یکم آروم شیم.
394
9
و راه حلتون در مورد امتحانات دانشجوها رو هم بفرمایید. منمون
372
10
خب دوستانی که میگفتن بدون برنامه فقط موشک بزنیم و بجنگیم بجنگیم و همه فرمانده‌ها و شعام نمیفهمن و فقط ما میفهمیم، الان که عملا برگشتیم به جنگ راهکارتون رو برای محاصره دریایی و دوباره قطع شدن صادرات نفت ایران و ول دادنش تو دریا، متحد شدن همه اروپا و عربا و بقیه کشورا علیه ما، عقب کشیدن چین و روسیه، دور خوردن تنگه هرمز طی چند ماه آینده با بندر جدید امارات و خط لوله سوریه، حملات شبانه آمریکن، حملات چند وقت دیگه اسرائیل و خوردن برق و آب و دوباره درو شدن لانچرها به حدی که باز فقط بتونیم روزانه ده دوازده تا موشک بزنیم، یحتمل تصرف خارک و چابهار و وضعیت دلار و اقتصاد بگید ما هم بدونیم.
883
11
یه فاطمه از هزاران فاطمه کانال کم شد.
372
12
امروز نگاه می‌کردم پست اینستام سه برابر نفر رای اول مجلس تهران ویو گرفته. کی مجلس رو باز می‌کنید حالا؟
368
13
حجم خیلی کمتر
363
14
اولین باره در تاریخ رهبر یه کشور رو میبرن یه کشور دیگه برای تشییع. ایران با کمک به عراق برای از بین بردن داعش باعث شد که مسئله ۸سال جنگ بین دو کشور فراموش بشه و دو ملت حس هم سرنوشتی داشته باشن.
359
15
حجم کمتر
321
16
🔺️🔻 ماجرای جنگ ۲ 🔹روایت متفاوت جواد موگویی از تشییع رهبر شهید انقلاب در عراق @Akharinkhabar | akharinkhabar.ir
🔺️🔻 ماجرای جنگ ۲ 🔹روایت متفاوت جواد موگویی از تشییع رهبر شهید انقلاب در عراق @Akharinkhabar | akharinkhabar.ir
327
17
روزهای جنگی- ۸۴ یکشنبه ۱۴۰۵/۴/۲۰ ماجرای جنگ ۲ به‌روایت جواد موگویی روایت نوزدهم: هم‌سرنوشتی؛ روایتی از تشییع آیت‌الله خامنه‌ا
روزهای جنگی- ۸۴ یکشنبه ۱۴۰۵/۴/۲۰ ماجرای جنگ ۲ به‌روایت جواد موگویی روایت نوزدهم: هم‌سرنوشتی؛ روایتی از تشییع آیت‌الله خامنه‌ای در عراق https://t.me/javadmogoei
345
18
عزیزم ما تو خاورمیانه در حالت عادی هم معلوم نی فردا رو ببینیم، حالا ده میلیارد بدن که فردا رو نبینیم میدونیم لااقل ده تومن برد کردیم.
269
19
چگونه می‌توانم به تو فکر کنم حالا که دیگر نیستی! حالا که دیگر نیستی و فقط جای خالی تو، کنار من روی نیمکت بلوار کشاورز زیر آن درخت چنارِ بلند می‌نشیند، حالا که دیگر فقط خیالِ چشمهایِ وهم انگیزت را از پشت بخارِ فنجان قهوه در یک غروبِ زردِ دلگیرِ پاییزی میبینم. چگونه میتوانم به تو فکر کنم حالا که کلمات را برایت فقط در ذهنم ردیف می‌کنم، شعرهایم را برای تو مینویسم ولی در رود می‌اندازم، حالا که فقط در خیالم با تو میرقصم و عطر تو فقط در هوای بهارم جریان دارد. چگونه میتوانم به تو فکر کنم حالا که گرمای دستانت در سوز زمستان، دست‌هایم را گرم نمی‌کند و زیر باران کنار من قدم نمیزنی. فراموشت کرده‌ام زیباترین خاطرات فراموش شده‌ی کنجِ گنجه‌ی خاک گرفته‌ی من، عکس‌های سیاه و سفید زیر تلقِ آلبوم بزرگ خاطراتم. گرمای دلچسب آغوشت و غرق شدن در موج گیسوهایت را فراموش کرده‌ام.
336
20
این چند دقیقه هم ادمینی دست یکی دیگه بود وگرنه من همینم حال نداشتم حرفاتون رو بذارم اینجا و پاسخگو باشم.
355