•تَسکینـ•
Ir al canal en Telegram
Sin datos
Suscriptores
-2224 horas
-277 días
+1730 días
Archivo de publicaciones
از زیبایی های دیشب این بود که
داشتم عکس میگرفتم دیشب این دوتا آقا پسر اومدن گفتن خاله از ما میشه عکس بگیری:)
- میگندستگیرهدرمسجدوظیفهاش ،
اینبودکهازورودمولاجلوگیریکنه ؛
وقتیامیرالمومنینرسیدبهشگفت :
جلویمنونگیر ؛
کهدلمخیلیبرایزهراتنگشده..
دیشب چه خودکشی که نکردم به کوی تو ،
بابا علی .. :)
دیشب از ته قلبم صدات زدم ؛
بابا علی ..
بابا علی ..
بابا علی ..
امشب کربلامو خواستم
بابا علی کربلای منو امضا کن
من خیلی خستم خیلی خسته
بار ها گفتم فقط با کربلا حالم خوب میشه
خدا کنه امسال بیام ضریحتو بغل بگیرم...
امشب فراق رو مینویسن
امشب وصال رو مینویسن
امشب مینویسن چند دفعه قراره کربلا بریم
میگفت حسین هر چی مینویسی جدا شدن از خودتو برا من ننویسیا
من و جدا شدن از کوی تو خدانکند..
