417
Suscriptores
-224 horas
-17 días
-1130 días
Archivo de publicaciones
پس میگی هر اخرینباری یه شروع جدیده..
دید قشنگیه خب
ولی اینکه اون اخینبار وجود داشته رو نمیشه انکار کرد
منم جوابت بدم.
تو زندگی من هیچ اخرین باری وجود نداره.
اخرین بار هایی که من داشتم اولین بار زندگی جدیدم یا تغییرم بوده.
در باره عشق بگم ، یا مال من میشه ، یا باید مال من باشه.
نه فرار میکنم . نه دنده عقب دارم 🥲
میدونی همش باخودم مورور میکنم ، اون دختر پاک و خوشگل با اون چشاش خوشگلش که همیشه با شیطنت نگاهم میکرد و همش دنبال اذیت کردن بود یهو بعد چند ماه تبدیل شه به ادمی که نه چشاش شادن نه حسی داره نه خوشحال میشه و کارش فرار کردن از خودشه....
هرچی بیشتر فکر کردم بیشتر به اومدن شخص دیگه ای پی بردم..
کاش ارزش اینک قلبمو بهش دادم و داشت
کاش بهم نشون نمیداد ذات کثیفشو
کاش میذاشت همون چهره مهربونی ک ازش داشتم تو خاطرم بمونه
کاش خودشو نمیفروخت،به یک هوس به یک ادم به یک بت
کاش عشقمو باور داشت
نمیخوام بازم از آخرین بار تعریف کنم دوست دارم از آخرین تولدی ک پیشش بودم بهترین روز زندگیم تنها روزی بود ک حتی بهشم فکرمیکنم چشمام پر از اشک میشه اولین آخرین روزی ک خداروشکر میکردم معنی معجزه زندگی و حال خوب میفهمیدم خوش بخت ترین بودم چون اونجا فهمید چقدر عاشقشم بدون اون نمیتونم شروع کنه خاطره ساختن طناب دار برای من برا همین هرچقدر هی داره نزدیک تولدم میشه از خودم خودش تولدم ازماه اسفند بدم میاد متنفرم
آخرین باری ک تموم کنیم بدترین ضربه عمرم بزنه رو تخت بغلم کرده بود با موهام بازی میکرد و گریه میکرد ک تو نباشی من میمیرم تا وقتی ک منو بزارم تو قبر اون موقع تو برا من تمومی آره هرشب این حرف هایش مرور میکنم ولی خودش نیست....
روزی اومد پیشم در فکر سفر نیز بود ،سفر با دوستانش، از فردای ان روز که دگر نشناخت حس بی نهایت من را ،دل را به بدی ها داد و دگر نشناختیم ،من او را و او خودش را...
ولی قرار نبود زندگیمون بخاطر یه حرومزاده تموم شه قرار نبود بخاطر باباش خودکشی کنه 💔💔💔💔
هرچی تلاش کردم نتونستم برم پیشش نتونستم بمیرم😅
یه شب تو تابستون ۱۷ شهریور ماه گفت دیگه شمارتو نبینم،قیافتو نبینم صداتو نشونم بذار به زندگیم برسم
میفهمی؟دارم ازدواج میکنم خط زندگیمون موازیه
اونجایی که بغلم کرد سرشو گذاشت رو شونم با گریه گفت دیگه نمیتونیم تو روشون وایسیم،نمیپذیرن،نمیشه...
رفت و خبر عقدش تو گوشم میپیچه..
اخرین بار ک دیدمش ،چشاش بی حس بود سرد نگاهم کرد،فقط میدونم اون دختر من بود،گفت از زندگیم برو بیرون نمیخوامت
فهمیدم دختر یکی دیگس😅
