𝗋𝖾𝗀𝖺𝗅𝖿𝖺𝗐𝗇 .
Ir al canal en Telegram
𝗋𝗈𝗒𝖺𝗅 & 𝖽𝗎𝗅𝖼𝖾𝗍
Mostrar más707
Suscriptores
-124 horas
-27 días
+2030 días
Archivo de publicaciones
ایـن پسـت + ایـن پیـام رو فـوروارد کنیـد و یـك پسـت مشخـص کنیـد تا متقـابل فـوروارد کنـم
اینجـا ویـو و جذب بگیـریـد 🤍 .
ایـن پسـت + ایـن پیـام رو فـوروارد کنیـد و یـك پسـت مشخـص کنیـد متقـابل فـوروارد کنـم
اینجـا ویـو و جذب بگیـریـد 🤍 .
Repost from N/a
All_Too_Well_10_Minute_Version_Taylor_s_Version_From_The_Va.mp314.04 MB
بچه ها زود چک کنید قراره پاکش کنم و اینکه اگه ریکوئست میدید حتما پروفایل داشته باشید ریکوئست اکانتای فیک و بی نام و نشون رو قبول نمیکنم
Repost from 𝗋𝖺𝖻𝖻ı𝗍
ایـن پسـت + ایـن پیـام رو فـوروارد کنیـد چنـل / دیـلي پابلیـكتون و یـك پسـت کوتـاه مشخـص کنیـد متقـابل فـوروارد کنـم اینجـا ویـو و جذب بگیـریـد 🤍 .
Repost from یـونـانِ بـاسـتـانی new
این پیامو فور کنید بگم چه چیزی باعث میشه چنلتون به یاد بمونه
جوین باشید حتماLmt : 35
Repost from N/a
پلی لیست پاییزی برای ۱۴٠۶ - ۱۴۰۷ 🍁
طریقه استفاده : هنگام بارش باران،ابری بودن هوا،قدم زدن،رد شدن از کنار کتابفروشی یا شیرینی فروشی ها،هنگام لبخند زدن،نشستن روی برگ های نارنجی،هنگام عصر های دلگیر و تیره این آهنگ هارا پلی کنید و در دنیای غم های نارنجی غرق شوید.
عشق نیک میداند که چگونه جانهای کرخشده را برانگیزاند! او همهی آن صفات و ملکات غرقه در ظلمتی ظالمانه را در معرض روشنایی گذاشت و با همین یک برهان قاطع نشان داد که چگونه میتواند جانهای سرسپرده به فرمان خود را از نهانگاههایی بیرون بکشد و آنها را با پرتو فروزانانوار خود تا به کجاها بالا ببرد.
— دِکامِرُون، تربیت احساساتی، جووانی بوکاچیو
عشق نیک میداند که چگونه جانهای کرخشده را برانگیزاند! او همهی آن صفات و ملکات غرقه در ظلمتی ظالمانه را در معرض روشنایی گذاشت و با همین یک برهان قاطع نشان داد که چگونه میتواند جانهای سرسپرده به فرمان خود را از نهانگاههایی بیرون بکشد و آنها را با پرتو فروزانانوار خود تا به کجاها بالا ببرد.
— دِکامِرُون، تربیت احساساتی، جووانی بوکاچیو؛ برگردان محمد قاضی
بزرگترین فقدان، نبودِ چیزیه که هرگز نداشتی. خاطرهای ازش نداری، به جایی یا مکانی از گذشته برنمیگردی، به چیزی چنگ نمیندازی، فقط میدونی که یک چیزی باید میبوده و حالا نیست. وقتی عزیزی میمیره، بارها میمیره. خاک سرده ولی نه اونقدر که با یک بار دست زدن بهش درک کنی کسی که دیروز پیشت نشست و باهات قهوه خورد، الان دیگه وجود فیزیکی نداره. تموم شده. البته تموم هم نمیشه. حتی وقتی با فقدان نبودِ کسی که مرده کنار میآیم همچنان هرروز باهاش زندگی میکنیم. ولی چیزی، یا کسی، یا حسی که باید میبوده و نیست یا درواقع؛ هرگز نبوده ولی میدونستی که باید باشه، که دیگران حسش کردن پس وجود داره، این فقدان و سوگ نبودن هرگز تموم نمیشه چون به هیچی بند نیست. من هرروز از اول این مرگ رو تجربه میکنم. مرگ چیزی که هیچوقت به دنیا نیومد. مرگِ چیزی که اصلاً زنده نبوده.
«عاشقی هست و معشوقی، اما دنیای این دو زمین تا آسمان فرق دارد. بیشتر اوقات، معشوق صرفاً محرکی است برای عشقی که از دیرزمانی پیش خاموش و بیصدا در نهاد عاشق اندوخته شده است. همهی عاشقان کم و بیش از این حقیقت آگاهند. عاشق در دل خویش احساس میکند عشقش پدیدهای یگانه است. او تنهایی غریب و نوظهوری را درمییابد و همین دریافت است که درد به جانش میاندازد. پس برای عاشق چارهای جز این نمیماند که به بهترین شکل ممکن برای عشق خود در درون خویشتن آشیانی بنا کند. او برای خودش جهان درونی یکسره نوینی بسازد، جهانی ژرف و شگفت و کامل عیار در ضمیر خویش.»
— ترانهی کافهی غمزده از کارسن مککالرز برگردانِ امیرعباس علیزاده
