Yeolicious 𓏺 旅 '
Ir al canal en Telegram
𖹭 ; Open the little red chest in the attic and you'll find precious "Chanyeol" moments hidden inside. 📼 ๋࣭ 📬— @slnpilbot.⋆
Mostrar más925
Suscriptores
Sin datos24 horas
-27 días
-730 días
Archivo de publicaciones
Repost from N/a
«چرا انقدر خودتو اذیت میکنی؟» بکهیون سرش را بالا آورد. «چون میخوام یه روز برسم به جایی که شما نگام کنید و دیگه چیزی برای اصلاح کردنم نداشته باشین.» چانیول برای لحظهای چیزی نگفت. بعد از چند لحظه گفت: «تو لازم نیست چیزی رو به من ثابت کنی.» بکهیون نگاهش را پایین انداخت. «برای شما شاید.» و همین دو کلمه کافی بود تا چیزی در سینهی چانیول سنگین شود. بکهیون بلند شد و وسایلش را جمع کرد. دم در، برای لحظهای برگشت. «شب بخیر، استاد.» چانیول فقط سر تکان داد. در بسته شد. و سالن دوباره ساکت ماند. چانیول به جای خالی خیره شد و تازه فهمید چیزی که بیشتر به دلش سنگینی میکرد احساس حسرت بود؛ حسرتی آشکار در لبان بههمدوختهاش و در چشمانی که دیگر غمگین هم نبودند. حسرتِ اینکه بکهیون آنقدر نزدیک بود که میتوانست صدای نفس کشیدنش را بشنود، اما آنقدر دور که حتی اجازه نداشت دستش را بگیرد. و شاید همین، بدترین قسمت ماجرا بود.
Repost from N/a
𝗐𝗂𝗇𝖽𝗌 𝖼𝗂𝗍𝗒 𝗈𝖿 ★ Տᥱⴌꭎꪕ : 👝
#pack : 04 / ??
Repost from N/a
୨୧ 𓂃 ࣪˖ ִֶָ ʚɞ ִֶָ ˖࣪ 𓂃 ୨୧
𝖻𝗂𝖾𝗇𝗏𝖾𝗇𝗂𝖽𝗈𝗌 #Wiliam ୨୧ #𝖲𝗍𝗂𝖼𝗄𝖾𝗋
