ㅤ𝗏𝗂ᦅ𝗋𝖾𝗅ㅤ
Ir al canal en Telegram
ㅤ ㅤㅤ𝖲𝖾 𝗏𝗎𝗈𝗂 𝖺𝗍𝗍𝗂𝗋𝖺𝗋𝖾 𝗅𝖺 𝗆𝗂𝖺 𝖺𝗍𝗍𝖾𝗇𝗓𝗂𝗈𝗇𝖾 ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ𝗆𝗎𝗈𝗏𝗂𝗍𝗂 𝗂𝗇 #𝖿𝗋𝖾𝗍𝗍𝖺 𝗋𝖺𝗀𝖺𝗓𝗓𝗈
Mostrar más555
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
+4130 días
Archivo de publicaciones
555
555
Repost from عـبـادتـگـاهِ عـشـق(بسته شده)
اگه كلمه ي . . . . آدم بود مي شد من .
فور كنيد طبق وايب ادامه ش بدم،جوين نباشيد قرار نمي گيريد
555
Repost from (بسته شده)◞نـویسـنده تبعـید شده پاࢪیـس
کوࢪالین میدونے آخر داستان چیشد ؟ با نگـاهی تهے کہ وابسته خطوط کاشـی های اتاق بود دل کند و به پسر بزرگ تـر خیره شد. +چیشد ؟ نگاه تهے جای خود را بہ کـنجکاوی داد و کوࢪالین نیز بہ نیت ادب 15 سال از عمرش را بہ همراهـے او فرستاد، و همانند پسر بچه پنج ساله منتظر بقیه داستـان ماند. -کوࢪالین، کوࢪالین ضعیف داستـان ما ماندگار نبود، شاید دیر یا شـایدم زود او نیز قوی شد. روی دو پای خودش ایستاد کوࢪالین بزرگ شد، ولـی کوࢪالین هنوز هم خودش را درونش داشـت ضعیف و معصوم یا شایدم در این داستـان روزگاری بد گذر نبود. شـاید نویسنده داستان قلمـش را بیرحمانه بر بدن کاغذ صیقل داد و نوشت و نامے سـاخت که آسمان و زمین بہ لرزش در آمدند. مجدد نگاه تهیاش را به خطوط کاشے های مقابلـش داد، هرچند تهے نہ هزاران سـوال بی جواب آمدند و گذشتند. از روی عادت با لحنے آشنا سوالـی زمزمه وار روا داد کـه بہ وضوح بہ گوش پسر بزرگ تر میرسید. +هیونگ من کوࢪالین ام نہ؟ پسر بزرگ تر کـه تا الان نگاه کوࢪالین را بہ آسمـان ها رسانده بود، کوتاه آمد و قلم و کاغذ دفتری که در دست داشـت گوشه ای رها کرد و جلوی او زانو زد انگشـت های ظریفش را بہ چونه پسر کوچیک تر سپرد و با لـبخندی نا آشنا گفت. - تو عزیزم، تو کوࢪالین منی!
555
Repost from 𝖬𝖾, 𝖬𝗒 𝖲𝖾𝗅𝖿, 𝖧𝖺𝗒𝗎𝗇
چهار نفر بیان رند بشیم؟🍓🦦
پروموت میکنم- پک و آهنگ وایب تقدیم میکنم-
555
Repost from M𝖺𝗅︎𝖽𝗂𝖼︎𝗂𝗈𝗇︎
استخوناتو خرد میکنم اگه ..
فور کنید طبق وایبتون کاملش کنم .
Be join .
Start at 860 .
