سیگار بعد پاستا.
Ir al canal en Telegram
مامانی خسته و عصبانی صحبت میکنه. femme, vie, liberté
Mostrar más3 635
Suscriptores
+224 horas
+107 días
+13730 días
Archivo de publicaciones
3 635
تصور میکنم غروبه و من تو بالکن خونهام که ویوش برج ایفله دارم سیگار میکشم، نه ایرانیم و نه خاک بر سر.
3 635
اخرای شهریور که میشه یادم میوفته از ظهر نتمون رو قطع میکردن و ساعت ۱۲ شب با بدبختی وصل میشدیم و خبر از دوستامون میگرفتیم ببینیم سالمن یا نه.
