es
Feedback
.𝗥𝗲𝗰𝗶𝘁𝗮𝗹.

.𝗥𝗲𝗰𝗶𝘁𝗮𝗹.

Ir al canal en Telegram

   ‹ 🏷️ › ᥕ‌ᥱ‌ᥣ‌ᥴ‌᥆‌m‌ᥱ‌ 𝗍᥆‌ 𝗍һ‌ᥱ‌ ᥣ‌ᥲ‌ᥒ‌‌ძ‌ ᥆‌𝖿‌ s‌‌𝗍᥆‌r‌і‌ᥱ‌s‌‌. 𝄒 ˓˓ @ChoiKylebot ⸝ @xarchivew · ࣪ 𓈒      

Mostrar más
507
Suscriptores
-424 horas
-157 días
-3330 días
Archivo de publicaciones
sticker.webp0.08 KB

٫٫ ڪآپـل: سـۅڄـون ٫٫ ژانـࢪ: اسـمـاٺ • عـاݜـقـانـہ • مـوݫیـڪـال ٫٫ سنـاࢪیـۅ: برنامه استعدادیابی جدید شبکه Tvn دوتا نابغه رو به
+1
٫٫ ڪآپـل: سـۅڄـون ٫٫ ژانـࢪ: اسـمـاٺ • عـاݜـقـانـہ • مـوݫیـڪـال ٫٫ سنـاࢪیـۅ: برنامه استعدادیابی جدید شبکه Tvn دوتا نابغه رو به دنیا معرفی کرده و اونا کسایی نیستن جز پسرعموهای افسانه‌ای چوی! چی اتفاقی میافته اگه اون دو در فینال از همگروهی به رقیب تبدیل بشن؟ ꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦ +توی احمق از عمد باختی نه؟ اون اشتباه احمقانه از چوی فاکینگ سوبین برنمیاد.. یونجون همون طور که توی راهروی بک استیج راه می‌رفت دستاشو توی هوا تکون میداد و سر دونگ عزیزش غرغر میکرد. –هیونگ.. +سوبین تو نباید به خاطر... –هیونگ +فقط به خاطر ی شوخی لعنتی... –هیونگگگگ سوبین سمت یونجون حمله ور شد و با گرفتن بازوش اونو به دیوار کوبید و با اخم غلیظی به چهره متعجب پسر بزرگتر خیره شد. +داری بهم میگی دیشب بهم دروغ گفتی ؟

sticker.webp0.08 KB

٫٫ ڪآپـل: یـۅنـبـیـن ٫٫ ژانـࢪ: ڪـمـدے • ࢪمـانـٺـیـڪ ٫٫ سنـاࢪیـو: مهماندار قطار چوی یونجون جز معروف ترین آدم های راه‌آهنِ و دل
+1
٫٫ ڪآپـل: یـۅنـبـیـن ٫٫ ژانـࢪ: ڪـمـدے • ࢪمـانـٺـیـڪ ٫٫ سنـاࢪیـو: مهماندار قطار چوی یونجون جز معروف ترین آدم های راه‌آهنِ و دلیل معروف بودن شرکت حمل و نقل چوی چی میشه اگر با دوبار برخورد اتفاقی از مسافر واگن چهار خوشش بیاد و با یکم جستجو بفهمه اون مسافر همیشه آخر هفته ها به سئول میاد. ꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦ سوبین به شدت تمرکز کرده بود تا بتونه عکس‌های کیوتی از خودش بگیره و بعد چند سال پست کنه. در همین حال و هوا بود که صدای ضربه های محکمی به در باعث شد اون از جاش بپره و سریع در رو باز کنه. –چیشده!!! +جناب چوی سوبین!؟ –بله... یونجون نفسشو بیرون داد و ساعد دستش رو به در تکیه داد. +شما مجردی ؟ سوبین نگاه متعجبش رو در سکوت به مرد رو‌به‌روش دوخت و داشت اون سوال رو تجزیه تحلیل میکرد که دست راستش گرفته شد. یونجون دست پسر رو به روش رو گرفت و بالا آورد و بوسه‌ی نرمی روش زد. +میشه متاهلتون کنم ؟

sticker.webp0.08 KB

٫٫ ڪآپـل: یـۅنـگــیـۅ ٫٫ ژانـࢪ: مـلـۅدࢪام • قـسـمـٺـےاݫ ݫنـدگــے ٫٫ سنـاࢪیـۅ: چوی یونجون یکی از خبره ترین استاد های طراحی سئو
+1
٫٫ ڪآپـل: یـۅنـگــیـۅ ٫٫ ژانـࢪ: مـلـۅدࢪام • قـسـمـٺـےاݫ ݫنـدگــے ٫٫ سنـاࢪیـۅ: چوی یونجون یکی از خبره ترین استاد های طراحی سئول تصمیم گرفته توی یه منطقه‌ی فقیر نشین یه دوره رایگان برگزار کنه . چی میشه اگه همکلاسی قدیمش که سال آخر یهو غیبش زد رو توی اون کلاس ببینه؟ ꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦ یونجون روی میز خم شد و سرشو تا جایی می‌تونست پایین آورد و به پسر کوچیک تر نزدیک کرد. –چوی! بهت گفتم چشم روباهی بکش نه یه روباه بومگیو زبونش رو روی لبش کشید و آروم سرشو بالا آورد نگاه ناراحتش رو به نگاه عصبی مرد روبه‌روش داد. +من روباه دوست دارم. یونجون هوفی کشید و عقب کرد و دست به سینه بهش زل زد. –علاقت ربطی به تکلیفت نداره. +ولی به تو ربط داره روباه نازم.

sticker.webp0.08 KB

sticker.webp0.00 KB

٫٫ ڪآپـل: سـۅڄـون ؛ یـۅنـبـیـن ٫٫ ژانـࢪ: عـاݜـقـانـہ • ڪـمـدے • فـلـاف ٫٫ سنـاࢪیـۅ: دو پسر بچه که به طور اتاقی باهم همسایه می
+1
٫٫ ڪآپـل: سـۅڄـون ؛ یـۅنـبـیـن ٫٫ ژانـࢪ: عـاݜـقـانـہ • ڪـمـدے • فـلـاف ٫٫ سنـاࢪیـۅ: دو پسر بچه که به طور اتاقی باهم همسایه میشن و صمیمیت غیر منتظره ای بینشون رخ میده. اونا از دوتا همسایه، به همکلاسی، همکار، و در نهایت دو پارتنر... ꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦ یونجون شی حالا دستت رو ببر پشت گردنت و سوبین اوپا دست گلش رو بو کن و بعد بده بهش. چشم غره های یونجون هر لحظه نسبت به خانم عکاس بیشتر میشد و سوبین نمی‌تونست جلوی خندش رو بگیره تا اینکه صدای زمزمه مانند یونجون توجهی رو جلب کرد. یونجون از بین لب‌های تقریبا به هم چسبیدش داشت غرغر میکرد. –صد بار گفتم نگو دختر خالت بیاد... سوبین گل هارو به صورتش نزدیک کرد و آروم لب زد. +تو خودت گفتی عکس عروسی خاص میخوای هیونگ...

sticker.webp0.08 KB

سلام من تازه زنده شدم حداکثر تا ۲۳ میزارم

شیپ ها رو کی میذارین🫠

اخی....

https://t.me/SooJunix/18056 هیچی.. همینجوری الکیــ

جان بابا

افرییییییییییییییین

همون جیوو

به جیک تایپ میخوره

سونجیک از اونطرف جیوو از اونیکی طرف