es
Feedback
𝘊𝘰𝘭𝘰𝘳𝘴.

𝘊𝘰𝘭𝘰𝘳𝘴.

Canal cerrado

Fic / Au • 🦋 Unknown: https://t.me/+1SgVnUz7gDwxNWY8 • 🦋 GP: https://t.me/+-QB8ydb4KldlMzQ0 • 🦋 Wattpad ID: fercansso Sec ch fic: @fercansso • 🦋 Daily: @rainydayswithoutyou • ~ 🦋 ~ • @Fercanssobot http://t.me/HidenChat_Bot?start=840106795

Mostrar más
215
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
-1030 días
Archivo de publicaciones
« پسرای همسن تو زن و بچه های قد و نیم قد دارن، تو هم یه همسر داری که همیشه پشتته. هنوزم بچه های قد و نیم قد و زن میخوای؟!»

سونگچول با ملایمت ضربه ای به زیر چونه ی پسر میزنه.

بعد نوزاد خوابیده رو می‌ذاره روی تختش؛ برمیگرده و حالا سونگچول خیلی نزدیکه، به قدری نزدیک که تقریبا بینی هاشون به هم برخورد می‌کنه.

جونگهان هم می‌خنده و چشمش رو میچرخونه. « پسر های همسن من زن و بچه های قد و نیم قد دارن.»

سونگچول هم لبخند میزنه و میگه « ولی من آمادم، چون همین الانش هم یه پسر کوچولوی لوس دارم.»

جونگهان کمی نگاهش می‌کنه و با مکثی میگه « من فکر میکنم هنوز براش خیلی جوونیم، آماده نیستیم.»

« اینکه خانوادمون بزرگتر بشه. آره؟»

« چه چیزی؟» جونگهان زمزمه می‌کنه.

بعد آروم بگه « همچین چیزی میخوای؟»

وقتی داره به نینی تو بغلش نگاه می‌کنه، سونگچول در حالی که کنارش ایستاده، موهای بلند جونگهان رو پشت گوشش بذاره و با دوتا انگشت گونه و لپش رو نوازش کنه

که جونگهان بچه ی یکی از دوستان رو بغل کرده، اون روز بچه ی طرف رو نگه دارن

نمی‌دونم این تو ذهنم زیاد میاد

فقط حس میکنم خیلی کیوته که

من فکر میکردم تو یک کودک سافتی لامذهب

طرفدار اسماتی؟؟!!!!!

چون خوش میگذره

درخواستت چیه

نه نه من ندیدم که برای این دوتا ذوب بشی

احتمالا خیلی به جونگچول کالرز وابسته ای و تصور اینطوری شدنشون آزارت میده

آره میکنم چشم

𝘊𝘰𝘭𝘰𝘳𝘴. - Estadísticas y analítica del canal de Telegram