es
Feedback
𝘊𝘰𝘭𝘰𝘳𝘴.

𝘊𝘰𝘭𝘰𝘳𝘴.

Canal cerrado

Fic / Au • 🦋 Unknown: https://t.me/+1SgVnUz7gDwxNWY8 • 🦋 GP: https://t.me/+-QB8ydb4KldlMzQ0 • 🦋 Wattpad ID: fercansso Sec ch fic: @fercansso • 🦋 Daily: @rainydayswithoutyou • ~ 🦋 ~ • @Fercanssobot http://t.me/HidenChat_Bot?start=840106795

Mostrar más
215
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
-1030 días
Archivo de publicaciones
من همش ترس اینو دارم که بدتون بیاد برای همین همه رو حذف کردم

برای اینه که...

و خب بعدش... بعدش میز آقای دکتر دیگه برای مطالعه و اینا نیست.

و بعد از پشت داخل لاله ی گوشش میگه که با جاستین خوش گذشت عسلم؟

صورتش رو میچسبونه...؟

و جونگهان و به سمت تخته سیاه هل آرومی میده و میچسبونه به دیوار منتهی....

بعد کلاس که خالی شد، در رو قفل می‌کنه و هان رو با حسادت و خشم منفعلش سوپرایز میکنه

کلاس هم عصره، دیگه کلاس نداره هیچ استادی اونجا.

روند این کلاس این بود که جاستین مدام با هان لاس میزد و سونگچول اینو میدید. کلاس که تموم شد میگه آقای یون شما بمونید تو کلاس

آره

Repost from N/a
فرناز واقعاً؟:)))

ببین من رنگ و وارنگ دارم شبیه سوپرمارکتم

اینا هم حذف کردم😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂

یه دونه هم توی کلاس بود

بچه ها یه دونه بود تو آسانسور بود

نه نداره

اصلا میتونن نخونن اون یه تیکه رو. رو روند داستان که تاثیر نداره

از نظر من خیلی از زوجین برای تنوع توی رابطه چیزای مختلف رو امتحان میکنن اما خب-

یه دونه هم بود که در واقع موقع یک کار حسنه یه چیزی داخل دهان جونگهان بو- گگ- ولی اینم حذف کردم چون حس کردم فکر کنید چرا باید چنین کاری کنن