🌼🌹شٌٌعٌٌرٌٌ ٌٌوٌٌ ٌٌشٌٌاٌٌعٌٌرٌٌ🌹🌼
Ir al canal en Telegram
قبله ام دیوارِ عشق و آیه هایم نامِ توست خاطرم اندیشه ء تو حاجتم دیدارِ توست تبریزی🌻💛
Mostrar más209
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
-230 días
Archivo de publicaciones
☘️ شعر ☘️
پیچیده شده قرعه ی فالم امشب
دیر آمده ای گرفته حالم امشب
این خانه چقدر بی تو خالی شده است
همبستر اشکِ بی مجالم امشب
سرد است و پر از سکوت و هم بی پایان
درگیر شبی شبیه سالَم امشب
با این دل طوفان زده ی سرگردان
دلواپس امواج خیالم امشب
صیادِ بد اقبالِ پریشانم که
خالی شده دستم از غزالم امشب
در آتش انتظار تو میسوزد
جان و جگر و کاکُل و بالَم امشب
می سوزم و در نیمه ی پنهان اما
غرقِ اگر و فرض و سوالم امشب
عشق است و هزار تویِ بی پایانش
دلخوش به وقوع احتمالم امشب
از سمت وفا معجزه رخ خواهد داد
لبریز تو و قیلم و قالم امشب
می آیی و منطق جهان می پاشد
با آمدنت فرضِ محالم امشب
می آیی و من رقص کنان میخوانم
پر نغمه شده ساز وصالم امشب
لحن غزلم کمی تفاوت دارد
برگرد و ببین همان کمالم امشب!
#کمال_پیری_آذر_هریس
#کانال ܝ̇ߺܫ̇ܩܘ ܫߊܢܚ݅ܦ̈ߊܔ🦋
✶••┄❥❥@Naghmeasheeghan🌸💕
تو که قول دادی
پشتمو اینجوری خالی نکنی🫂
مریضم کنی
اما ازم پرستاری نکنی❤️
همچین قراری نداشتیم
قهرکنی و اشتی نکنی🥺
کی دورشی ازش قلبش اتیش میگیره🫡
#کانال ܝ̇ߺܫ̇ܩܘ ܫߊܢܚ݅ܦ̈ߊܔ🦋
✶••┄❥❥@Naghmeasheeghan🌸💕
من واقعی دوست داشتم چون بخشیدمت حتی وقتی معذرت خواهی نکردی و پشیمون نبودی، این که میدونم هیچ احساسی نداری حتی همین الان که همه چی تموم شده باعث میشه قلبم درد بگیره، انقدر دوست داشتم که حتی هیچوقت نشد واقعا بهت بگم که چقد شکستم، چقد خورد شدم، چقد درد کشیدم، هیچوقت نشد بهت بگم دلم میخواد با هم چه کارهایی کنیم کجاها بریم، نشد بگم چقد این روزها دلم میخواد محکم بغلت کنم، محکم فشارت بدم و خفه شم تو بغلت، گریه کنم از دست خودت و همونجا بمیرم.
#کانال ܝ̇ߺܫ̇ܩܘ ܫߊܢܚ݅ܦ̈ߊܔ🦋
✶••┄❥❥@Naghmeasheeghan🌸💕
🔮 #شعر 🔮
با نگاهت در دلم شوری عجیب افتاده است
آدمم!! روی لبت تصویر سیب افتاده است
سجده کردم در دل شب، گریه کردم در قنوت
تا که مقبول خدا امن یجیب افتاده است
با غزلنازی لبهایت قصیده جان گرفت
ز آن که نامت اولین بیت نسیب افتاده است
موج گیسوی سیاهت زیر باران تاب خورد
بعداز آن کار دلم دست طبیب افتاده است
دل به اقیانوس چشمانت سپردم سالهاست
ساحل آرامشم موجی مهیب افتاده است
با مسیحای نگاهت زنده کردی عالمی
بعد از آن پس لرزه در دار صلیب افتاده است
چون که فروردین زیبای لبت گل غنچه داد
فصل گلبرگ شقایق در نشیب افتاده است
خواستنداز عاشقی در شعر معنایت کند
دهخدا منجد معین دست ادیب افتاده است
گیسویت در باد رقصیده رخت گشته عیان
روز را شب فاصله میکرو جریب افتاده است
«چادر و شال و کلاهت بوی باران داده اند »
لعنتی عطار هم با تو رقیب افتاده است!!!
با نسیمی دکمه پیراهنت گردیده باز
شور و غوغا در خیابانها عجیب افتاده است
خنده بر لب داشتی شهریورانه گرم بود
اختلافی بین کبک و عندلیب افتاده است
با خیالت دلخوشم ای ماه شبهای. . سکوت
گرچه قلبم از فراقت نا شکیب افتاده است
نیمه پنهان سیب و ماه و عشق و .....وای نه!!!!!!
از چه روی صورتت گیسو اریب افتاده است
#حسین_خدایی
کانال ܝ̇ߺܫ̇ܩܘ ܫߊܢܚ݅ܦ̈ߊܔ🦋🎙
✶••┄❥❥@Naghmeasheeghan🌸💕🎤
طبیبان را ز بالینم برانید مرا از دست اینان وارهانید به گوشم جای این آیات افسوس سرود زندگانی را بخوانید دل من چون پرستوی بهاری ست ازین صحرا به آن صحرا فراری ست شکیب او همه در بی شکیبی ست قرار او همه در بی قراری ست دل عاشق گریبان پاره ، خوش تر به کوی دلبران آواره ، خوش تر غم دل با همه بیچارگی ها ازین غمها که دارد چاره ، خوش تر دلم یک لحظه در یک جا نمانده ست مرا دنبال خود هر سو کشانده ست به هر لبخند شیرین ، دل سپرده ست برای هر نگاهی نغمه خوانده ست هنوزم چشم دل دنبال فرداست هنوزم سینه ، لبریز از تمناست هنوز این جان بر لب مانده ام را درین بی آرزویی ، آرزوهاست اگر هستی زند هر لحظه تیرم وگر از عرش بر خیزد صفیرم دل از این عمر شیرین بر نگیرم به این زودی نمی خواهم بمیرم #فریدون_مشیری
✾◍⃟🦋࿐
چه میخواهی از جانم ای دردِ پیر؟!
مرا خاطره کرده عمری اسیر
همه لحظه هایم پراز ماتم است
سکوتم پراز نقطه ی مبهم است
کجا رفته فرهادِ شیرین نواز؟!
چه آمد سرِ کوهِ پُر رمز و راز؟!
بیا با گلویم نفس تازه کن
مرا با سکوتم هم اندازه کن
بمان تا برایت غزل وا کنم
نفس را کنارِ تو معنا کنم
ندیدی اگر شدت درد را
بخوان از نگاهم تبِ سرد را
صدایم کن این فاصله کر شَوَد
کویرِ لبم خیسِ باور شَوَد
نگاهِ سکوتم پر از خواهش است
نگو آخرین روزِ آرامش است
بیا تا برایت روایت کنم
ازاین فالِ غربت شکایت کنم
گلو آتشِ داغِ حسرت شده
لبم شوره زارِ ملامت شده
نه این پاسخِ آهِ سوزنده نیست
جوابِ چرا های دل خنده نیست
بدونِ تو این سینه درد است و بس
نمیترسد از های و هوی نفس
ندیدی که دلشوره حالش بد است
تمامِ وجودش خطِ ممتد است
تنورِ دلم را کمی گرم کن
به این دردِ درماندگی رحم کن
نکش آسمانِ قفس را سیاه
که بغضِ شکسته ندارد پناه
حواسی ندارد دلم بگذریم
ازاین گردنه هایِ غم بگذریم
نه از کوچه یادم سفر میکنی
نه این غصه را مختصر میکنی
برو با غرورت هم آواز شو
به جایِ قفس بالِ پرواز شو
من از کوچه ی آرزو میروم
از این شهرِ بی گفتگو میروم
رهایم کن ای فصل زردِ قرار
که مردن شده آخر انتظار
برایِ مزارم گُلِ سنگ باش
تظاهر کن این دفعه دلتنگ باش
✍ #صفیه_اسدی(صدف)
#کانال ܝ̇ߺܫ̇ܩܘ ܫߊܢܚ݅ܦ̈ߊܔ🦋
✶••┄❥❥@Naghmeasheeghan🌸💕
#دنیای_حیوانات
کی گفته حیوانات فهم ندارن
گاهی هم باید بعضی از انسانها مهربانی را از حیوانات یاد بگیرند ...
❀࿐❁💙❁࿐❀
.
بیا تا لیلی و مجنون شویم ،افسانه اش با من
بیا با من به شهر عشق رو کن،خانه اش با من
بیاتا سر به روی شانه هم، راز دل گوییم
اگر مویت چو روزم شد پریشان، شانه اش با من
سلام ای غم، سلام ای آشنای مهربان دل
پر پرواز واکن چون پرستو، لانه اش با من
مگو دیوانه کو، زنجیر گیسو را زهم وا کن
دل دیوانهِ ی دیوانه ی دیوانه اش.... ، با من
در این دنیای وانفسای حسرتزای بی فردا
خدایا عاشقان را غم مده، شکرانه اش با من
مگو دیگر سمندر در دل آتش نمی سوزد
تو گرمم کن به افسون، گرمی افسانه اش با من
چه بشکن بشکنی دارد، فلک در کار سرمستان
تو پیمان بشکنی، نشکستن پیمانه اش با من
در میخانه ی چشمت به گلگشت نگه وا کن
خرابم کن، خراب...آبادی و یرانه اش با من.
.
عشق است سکهای که در این خانه رایج است
آلودهی ریال و قِرانش نمیکنم
سودِ کم و فروشِ فراوان، سیاست است
تا یار، مُشتریست گِرانش نمیکنم
جایی که مَسکن است تجارت نمیکنند
دل، خانهی من است دُکانش نمیکنم
یاسر قنبرلو
✨
خورشیدِ پشتِ پنجرهی پلکهای من
من خستهام! طلوع کن امشب برای من
میریزم آنچه هست برایم به پای تو
حالا بریز هستی خود را به پای من
وقتی تو دلخوشی ، همهی شهر دلخوشند
خوش باش هم به جای خودت هم به جای من
تو انعکاسِ من شدهای… کوهها هنوز
تکرار میکنند تو را در صدای من
آهستهتر! که عشق تو جُرم است ، هیچکس
در شهر نیست باخبر از ماجرای من
شاید که ای غریبه تو همزاد با منی
من… تو… چهقدر مثل تو هستم! خدای من
✍️#نجمه_زارع
<⃟❥ᬉᭂ🦋ᬉᭂᭂ❥⃟
✨
به باغ، راهِ خزان و بهار نتوان بست
به روی بخت، درِ روزگار نتوان بست
کنارِ کِشت، چه خوش میسرود دهقانی!
که سیل حادثه را، رهگذار نتوان بست
مگر کسی دهنِ شیشه وا کند ورنه
دهانِ شکوهی ما در خُمار نتوان بست
شکوفه رفت و قَلندروَش این کِنایت گفت:
که برگ تا نفشانند، بار نتوان بست
دمیست نوبتِ ما بیبضاعتان ساقی
که عقدِ دختر رَز در بهار نتوان بست
نمیتوان به شب آتش نهفته داشت، حزین
نهان به زلف، دلِ داغدار نتوان بست
حزین لاهیجی
من عاشق و اين عشق خريدار ندارد
اين قلب شكسته به خدا يار ندارد
گفتم نشوم عاشق و دلدادهاش اينبار
اين عشق بلاييست كه اينبار ندارد
وقتی كه به دل گفتم من عاشق شدم انگار
دل گفت كه عاشق شدن انگار ندارد
در لحظهای با تير نگاهش بزد و كشت
قبل از زدن تير هم اخطار ندارد. .
دل گفت كه يك لحظهی كم بود نگاهش
گفتم كه نگاهش كم و بسيار ندارد
وقتی به نگاهی دلم افتاد به پايش
آنقدر پرم از عشق كه مقدار ندارد
از روی محبت به دلم كرد نگاهی
افسوس به آن لحظه كه تكرار ندارد
ديروز بپرسيدم از اين دل كه چرا او
دل عاشق او گشت و دگر كار ندارد
تنهايم و دلدار من از غصه دلم گشت
بيچاره دل عاشقم دلدار ندارد
آهنگ دلم سخت قشنگ است اگرچه
گيتار دل خستهی من تار ندارد
دل گفت كه انكار مكن من همه عشقم
گفتم دل ديوانه كه انكار ندارد
امروز نه از او خبری هست و نه از دل
من عاشق و اين عشق خريدار ندارد
#سهند_غیاثی
💞💞
🌷🌼🌷
🌺نیایش صبحگاهی
خدایا...
چه لذتی دارد که تو انیس قلوب باشی...
چه حس شیرینی دارد اعتماد به تو...
چه شکوهی دارد تعظیم در برابر عظمت تو...
محبوبم همه جا، لحظه به لحظه
شمیم حضور توست...
هیچ کاری برایم سهل نشد مگر با عنایت تو...
هیچ باری از دوشم زمین گذاشته نشد
مگر با مدد تو...
هیچ انسانی در مسیرم قرار نگرفت
مگر به خواست تو...
و من این روزها چه خوب دریافتم که
هیچ برگی از درخت نمی افتد
و هیچ دانه ای سر از خاک بر نمی آورد
مگر به خواست تو...
خدایا خواسته ات را بر هدایت من قرار ده،
ای بهترین هدایتگر.
"آمین"🙏
💞الــــــــــهے🙏
در نهمین روز ماه مبارڪ
رمضان متبرکمان گردان به نامٺ
متـــبلورماݩ گردان به🤍عـبادتٺ
مـتذڪرماݩ گـــــردان به ذڪرٺ
مرحــمتماݩ گـــردان به رحــمتٺ
🌼خدایا درهای مهربانیت را🌷
☘️به روی دوستانم بگشا و ☘️
🌼شادی،تندرستی و آرامش🌼
☘️را برای همه آنها مقرر کن☘️
"آمیـــن" 🙏
💥 شعر 💥
غزل بانو ، قسم بر راز برمودای چشمانت
دلم چون زورقی شد ، غرق در دریای چشمانت
نگاهت همچو مغناطیس ، ما را میکند مجذوب
چه طعم دلکشی دارد ، میِ گیرای چشمانت
عزیزم ، نازنینم ، مهربانم بس که جذابی
نیوتن میگزد انگشت خود را پای چشمانت
خمارم، بیقرارم، پیچ و تابم را نمیبینی
بیا مستم بکن امشب ، تو با صهبای چشمانت
ز عشقت خواب از چشمم، فراری میشود هر شب
به شوق دیدن خورشید ، در فردای چشمانت
تبر را بر زمین پرتاب خواهد کرد ابراهیم
اگر یک دم چو من بیند ، بت زیبای چشمانت
بیا تنظیم کن ، با پلکهایت ، نبض جانم را
که قلبم میتپد ، هر لحظه در رویای چشمانت
چو هندو آتشم میزد ، درون معبد عشقت
نگاه گرمُ پر احساسُ شهوتزای چشمانت
زلیخا ، عشق من ، بانو ، ترنج و زخم چاقو کو؟
که دخترهای ایلم را کنم رسوای چشمانت
#عابد_ميرزاييان_چگني
کانال ܝ̇ߺܫ̇ܩܘ ܫߊܢܚ݅ܦ̈ߊܔ🦋🎙
✶••┄❥❥@Naghmeasheeghan🌸💕🎤
♣️ شعر ♣️
خوش آمده یی مادر بر سنگ مزارم
خوش آمده یی بنشین یکدم به کنارم
باز آمدی و بوی تو را گرفته خاکم
از اشک دو دیده ئ تو من شسته و پاکم
بس کن دگر این زاری ، لبخند بزن گاهی
حرفی بزن از هر کس ،از هرچه که آگاهی
مادر تو بگو که مرگ من با تو چه کرد
ا ی وا ی به من چه می کنی با این درد
سیما ی تو را غصه دگرگون کرده
لبخند تو را برده و افسون کرده
چشمان تو چون چشمه همی می جوشد
قلب تو فقط جامه ئ غم می پوشد
ا ی وا ی به من که دست من کوتاه ست
افسوس که زندگی چنین خودخواه ست
مادر تو بگو از آن جگر گوشه ئ من
از آنکه شد از زمین دل توشه ئ من
مادر توقسم بخورکه اوخوب وخوشست
جزدست تونیست روی سرش دیگردست
مادر تو بگو برادرم کو ، کجاست ?
او با تو نیامده ، چرا ناپیداست
امروز به سفر رفته و یا بیمار ست
شادم کن و گو کنار یک دلدار ست
هر روز به عشق خاک من اینجا بود
می سوخت دلم همیشه او تنها بود
مادر تو به او بگو که آرام شود
در پیش حقیقتی که هست رام شود
مادر تو بگو که بی قراری نکند
من را تو قسم بده که زاری نکند
یادش چه بخیر همیشه با هم بودیم
ما برادر و رفیق و محرم بودیم
مادر تو بگو در پی کارش باشد
شادم کند و به فکر یارش باشد
مادر چه خبر ز حال و احوال پدر
از آن کمر شکسته از مرگ پسر
از آن گل پائیزی پژمرده شده
آن گل که ز طوفان غم افسرده شده
مادر تو بگو چه می کند دل تنگ ست ?
رخساره ئ داغدار او بی رنگ ست ?
مادر تو بگو که آن دلارام چه شد
آنکس که مرا فکند در دام چه شد
سوگند به تو که بیقرارش بودم
من عاشق دل خسته ئ زارش بودم
که گاه می آمد و بمن سر می زد
بر خانه ئ از خاک من او در می زد
از پشت در خانه به او می گفتم
هر روز به یاد عشق او می افتم
او یاد ز ایام خوشیها می کرد
آنروز مرا قشنگ و زیبا می کرد
اکنون چه شده ? کجاست ? او یار که شد?
بعد از دل من بگو که دلدار که شد?
مادر چه خوش آمدی و شادم کردی
بازم تو که آمدی و یادم کردی
دیگر تو برو که دیر وقت است مادر باید که ببندیم در دروازه ئ شهر
#مسعودفردمنش
کانال ܝ̇ߺܫ̇ܩܘ ܫߊܢܚ݅ܦ̈ߊܔ🦋🎙
✶••┄❥❥@Naghmeasheeghan🌸💕🎤
