[بنبست25]
Ir al canal en Telegram
نانا هستم. ثبت میکنم؛ برای روزهای بعد از آلزایمر. برای دسترسی به موزیکها #بامنگوشکن رو سرچ کنید.♡
Mostrar más1 614
Suscriptores
+124 horas
+27 días
+5430 días
Archivo de publicaciones
1 614
من چرا ناراحت باشوم که قرض دار هستوم؟
طلبکار و بانک ناراحت باشه که پیسه نداروم برش بدوم و بانک خرابه.🦦
1 614
شام غریبان امسال هیچکس توو اینستا شمع روشن نمیکنه و بگه آرزوت کردم.
چون پول نیست شمع بخریم.😭
1 614
یه چیزی میگم زیاد نخندید.
توو اصفهان تعزیه گرفتن، شمر رفته بالای سر امام حسین و جیگرش رو درآورده.😭😂
لیترالی جیگر گوسفند رو از توو لباس یارو کشید بیرون و گرفت رو به جمعیت.😭😂
1 614
حالا دارو ندارم، موندم چیکار کنم.
اسنپدکتر هم که قربونش برم خیلی توو دیواره.
فردا باید برم ببینم بهم بدون نسخه میدن یا نه.🤡
1 614
بعد به خاطر همین ترافیک کیری که ملت گشنه درست کرده بودن، به موقع نرسیدم به مطب دکتر و منشی بهم گفت آخریا میفرستمت داخل.
دیگه نشسته بودم و چند نفر مونده بود که تموم بشه ونوبتم بشه برق ساختمون قطع شد و گفت دیگه دکتر مریض نمیبینه و نوبت امروزم سوخت.
به ما چند نفری که مونده بودیم گفت هفتهی بعد زنگ میزنم بیاید. دست از پا درازتر برگشتم.🥴
1 614
استرس گرفتم چون گیر کرده بودم توو شلوغی و ماشینا قفل شده بودن. یعنی هم میترسیدم یکی بزنه بهم و هم مراقب بودم نمالم به کسی. وگرنه از این گردالیا میگرفتم عمق فاجعه رو ببینید.
دیدین توو اینستا کلیپایی که مردم هجوم میارن به دیگ نذری؟
دقیقا همونطوری بود.🤡
1 614
یعنی اینجوری بگم که مویی رد کردم نخوردم به لندکروزی که وایساده بود واسه غذا.
اگه خورده بودم باید پیاده میشدم سوئیچ ماشین رو دو دستی تقدیمش میکردم.😭😕
کصکشای شکمپرست. :(
1 614
امروز یه جوری خیابون رو بند آورده بودن واسه نذری که نزدیک بود تصادف کنم.
وحششششتناک شلوغ بود و حمله کرده بودن در یه خونه ویلایی واسه غذا.
انگار نه انگار اینا همینایی هستن که چسی میان و خودشون رو اهوازیهای اصیل و باکلاس میدونن.
یعنی خیابون کیپ بود از ماشین خارجی و آدم چسان فیسان واسه نذری.
یه جا عصبی شدم سرم رو از ماشین کردم بیرون گفتم برو شو دیگه وایسادی چیکار؟
گفت واه خانم چقدر شما عصبیای؟ نذری امام حسینه، واسه برکتش میگیرم.
کیرم تو اعتقاداتت گشنه. تو فقط غذای مفت میخواستی.
مفتخوری جزئی از آئینشونه.🙄
1 614
همسر از عصر که از سرکار اومد خونه، گفت امشب بازی رو ببینیم؟ گفتم اوکی امشب شب فوتبالیمونه. رفتیم کلی تنقلات خریدیم که بازی رو ببینیم.
همسر گفت پنج یک بلژیک میزنه، من گفتم سه هیچ.
الان نیم ساعتی هست که خوابیده، منم دارم میرم بخوابم.😂
فردا پا میشیم نتیجه رو میبینیم.😴
1 614
یه چسب درد گرفتم، متصدی داروخونه هی تاکید میکرد خیلی داغه و پوست میسوزه و فلان و بیسار.
اومدم خونه زدم روی گردن و کتفم، نه سوخت نه هیچی.
یکم راه رفتم، چسبش ور اومد.
فکر کنم تاریخ مصرف گذشته بود.😭😂
1 614
مدرسه ما رو مجبور کرده که برای دوهفته باید بریم سرکلاس.
درحالی که قبلش داشت ما رو پاره میکرد قبل از اتمام خرداد نمرهها رو وارد کنیم.
نمرات رو هم وارد کردیم.
امروز توو گرمای هزار درجه رفتم مدرسه، دیدم هیچکس نیومده.
به مدیر گفتم خدایی خودتون خندهتون نمیگیره؟ اولا که امتحانات مجازی برگزار داره میشه، بعد این همه فشار آوردید که نمره وارد کنید و همه رو باید قبول کنید.
الان نمره وارد کردیم، همه رو هم با زور و اجبار قبول کردیم، دیگه بهنظرت کسی میاد چیزی یاد بگیره؟ دانشآموز حاضره توو این گرمای جهنمی خوزستان، بیاد توو مدرسهای که نه تهویه درست حسابی داره و نه سیستم سرمایش سالم؟
فقط زورتون به ما رسیده؟
اون از وضع نمره دادن، اینم از این.
بقیه همکارام هم لال بودن کصکشا.
وقتی من اینا رو گفتم، یکی یکی با ترس و لرز تایید کردن.
منم پاشدم اومدم خونه گفتم هر وقت همه اومدن سرکلاس، منم میام.
من واسه کلاس خالی مدرسه بیا نیستم.
اونم گفت تو وظیفته باید بیای.
گفتم وقتی نمراتم رو وارد کردم، یعنی سال تحصیلی تموم شده بیام کجا؟ دیگه ساکت شد چیزی نگفت.🧌🦦
اینم از امروز ما.
واقعا مسخرهست اول گفتن نمره بده بعد میگن خب حالا بیا درس بده. کصخلا.
1 614
Repost from APPXA free
بازی ها (عربی)
برنامه رو نصب کنید
Android
https://play.google.com/store/apps/details?id=com.buzcup.buz_cup
iOS
https://apps.apple.com/app/vozi-pro/id6779024508
همون صفحه اول نوشته کد رو وارد کنید:
فتح القائمه:
22455
برای بازی الان برید قسمت "مباریات الیوم"
بازی الان و زنده نوشته "مباشر"1 614
دیسلایک میده یعنی صیغه نشدم، فقط پول گرفتم.😭😂
یا اینکه صیغه شده و پول نگرفته. به هرحال لال تشریف داره و دوست نداره حرف بزنه.☹🦦
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
