•°|امیــدواهه|°•
Ir al canal en Telegram
| آرامش نه عاشق بودن است نه گرفتن دست هایی که رهایت میکند آرامش حضور خداست وقتی در اوج نبودن ها نابودت نمیکند .. ✨ ادمین : @Yazahra84
Mostrar más1 772
Suscriptores
Sin datos24 horas
-137 días
-16330 días
Carga de datos en curso...
Canales Similares
Nube de Etiquetas
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
octubre '24
octubre '24
+5
en 0 canales
septiembre '24
+15
en 0 canales
Get PRO
agosto '24
+2 083
en 0 canales
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 17 octubre | 0 | |||
| 16 octubre | 0 | |||
| 15 octubre | +1 | |||
| 14 octubre | 0 | |||
| 13 octubre | 0 | |||
| 12 octubre | 0 | |||
| 11 octubre | 0 | |||
| 10 octubre | 0 | |||
| 09 octubre | +2 | |||
| 08 octubre | 0 | |||
| 07 octubre | +1 | |||
| 06 octubre | 0 | |||
| 05 octubre | 0 | |||
| 04 octubre | 0 | |||
| 03 octubre | 0 | |||
| 02 octubre | +1 | |||
| 01 octubre | 0 |
Publicaciones del Canal
میخوام بدونم اگه سید میومد چی بهش میگفتین ؟!
https://t.me/BiChatBot?start=sc-3e9b2f948f
| 2 | 00:37
باران ببارد، مـیروی !
باران نبارد، میـروی !(:
این بغضِ بی صاحب چرا.. | 1 023 |
| 3 | بارون »»» | 1 184 |
| 4 | تو راه برگشت به خونه از دانشگاه ؛
رو یکی از صندلی های اتوبوس نشستم . . .
کنارم یکنفر نشسته بود که از پنجره ؛
بیرون رو نگاه میکرد . . .
اتوبوس شروع به حرکت کرد ؛
و آروم میرفت تو جاده اصلی که افتاد ؛
یه نفر پنجره اتوبوس رو باز کرد . . .
تو اتوبوس یه هوایی پیچید ؛
و بوی عطر خاصی رو حس کردم . . .
بغل دستی من که هندزفری داشت ؛
چشماش رو گرد کرد ؛
هندزفری رو از گوشش برداشت ؛
یه جوری به قسمت جلوی اتوبوس نگاه میکرد ؛
که انگار دنبال کسی میگرده یا انگار یه کسی رو ؛
تو اون شلوغی گم کرده !
یکم بعد تکیه داد به صندلی ؛
و هندزفری رو دوباره گذاشت . . .
چشماش رو بست و محکم و عمیق نفس کشید ؛
یه جوری نفس میکشید که انگار میخواست ؛
هوا رو مال خودش بکنه . . .
همینجور با تعجب بهش نگاه میکردم !
هنوزم چشماش بسته بودن . . .
سرش رو به سمت عقب برد و به صندلی تکیه داد ؛
و از گوشه چشمش اشک اومد . . .
اتوبوس به ایستگاه سوم رسید ؛
و اشکش رو پاک کرد و بلند شد که پیاده بشه . . .
پیاده که شد ؛
کنار خیابون موند و داشت به اتوبوس نگاه میکرد . . .
انگار دنبال کسی میگرده یا منتظر مونده ؛
کسی از اتوبوس پیاده شه . . .
اتوبوس راه افتاد اما هنوز داشت نگاه میکرد !
اون کسی رو که میخواست پیاده نشد ؛
و تو اتوبوس هم پیداش نکرد . . .
اینکه چند بار تو مسیر مرد و زنده شد رو نمیدونم ؛ ولی انگار دو نفر ؛
هر روز باهم تو این ایستگاه پیاده میشدن . . .
ولی حالا ؛
هیچ موقع دیگه یه نفر تو این ایستگاه ؛
پیاده نمیشه . . .:)))!🖤'☁️'🔓
-محسن صفری | 1 334 |
| 5 | از کنارم رد شدی، چشمی به من ننداختی
من که بدبین نیستم، حتما مرا نشناختی | 1 066 |
| 6 | کاش بیشتر باهاش حرف میزدم
کاش بیشتر وقتشو میگرفتم
کاش بیشتر گوشمیشدم براش
کاش بیشتر نگاهش میکردم
کاش نمیذاشتم ... :) | 1 065 |
| 7 | Sin texto... | 1 019 |
| 8 | بیکلام امشبمون (: | 1 024 |
| 9 | به رسم شبای قبل
به یاد بیکلامای اقا سید.. | 1 023 |
| 10 | )+ | 1 105 |
| 11 | آره آره 💔 | 1 211 |
| 12 | آدم هرچقدر متنارو میخونه و میره بالا بیشتر.... | 1 131 |
| 13 | 💔 | 1 212 |
| 14 | هرکس شماره سید رو داره بیاد پی وی 🤦🏻♂️
@Yazahra84 | 10 |
| 15 | میرَقصانَم زِندِگی را بِه سازِ آرِزوهایَم. | 1 070 |
| 16 | اگه قلبت زیبا باشه، ببازی هم بردی!
شاید آدما نبینن اما خدا میبینه.. :)) | 1 138 |
| 17 | ...، | 8 |
| 18 | :) | 9 |
| 19 | پرسیدم چرا میخوای پاک کنی ؟
گفت:
هرچقدر قوت قلب بهم میدن هرچقدر اهمیت میبینم بیشتر وابسته دنیا میشم بیشتر دلم میخواد بمونم ،هرچقدربهم توجه میکنن بیشتر لذت زندگی کردنو میچشم ،ولی خب برامن اینا خوب نیست ،باید بتونم راحت بگذرم ،من آدم این دنیا نیستم :)
این حرفت قلبم ریش ریش کرد پسر ... | 12 |
| 20 | دلتنگتیم آ سد :) | 12 |
